۸ پاسخ

از اول باهات اینجووری بوده؟؟؟

وا می‌دونم چه حسی بدیه توی خونه آدم از همه چی متنفر میشه هم از شوهرش نه بخاطر رابطه ها به خاطر بی توجهی

گاهی اوقات ببین تو مشکلی نداری
اون به خودش شک داره که نمیاد جلو
ینی مثلا فک میکنه توبهش نیاز نداری
یا تو نمیخوای باهاش باشی
یا پسندش نیسی و اینحرفا
مردا خیلی خلن و ای کیوشون پایینه ینی توبه خودت میرسی میری پیشش اون انقد مخش هنگه نمیفهمه واقعا تو چی میخوای پس رک باش

دائم میری میای یه حرکتی بزن
چمیدونم مثلا بگو:
یه برناممون نشه؟
یا یچی میخره بگو شیرینیش نمیدی؟
منظوردار باهاش رفتار کن
یا مستقیم هی بهش بگو، دست بزن به بدنش که تحریک شه، اقا اوشون راست بشه دیگه اونکه نمیتونه بخوابونتش😂😐ترتیبتو میده
چپ میری راست میای دست بزن به بدنش ، ذوقش کن هی بگو دلم براش تنگ شده و چمیدونم از اینجور حرفا
انشاالله جوابه😂
تو رابطه اهل ناله و عشوه اینا هستی دیگه نه؟؟
پیاز داغشو زیاد کن حس کنه خیلی داره خوب پیش میره 😂تادفه دیگه زودتربیاد

همشون ی گهن
اینم نمیکرد ی بار بش گفتم بعده ی سال اگ رفتم نگی چراهاااااا
چارد گرف گفتم ب کارات نگاه کن

بهش هر شب شیر موز بده خوب میشه

بفرستش دکتر اورولژی. احتمالا تستسترونش پایین اومده.. بعدشم با این وضع بد اقتصادی و معیشت مردای بیچاره دارن زیر مشکلات خفه میشن

از اول همینطوری باید یا تازگیا؟

عزیزم خب شاید سرش جای دیگه بنده مطمئنی ازش؟

سوال های مرتبط

مامان جوجه🐥🩷 مامان جوجه🐥🩷 ۷ ماهگی
خانوما شوهرم از اول بارداری تا الان بهم دست نزده، حتی شب ها کنارم نمیخوابه یه بهونه میاره که ازم دور بخوابه، هرچقدر به خودم میرسم و ازش درخواست رابطه میکنم بازم فایده نداره، همش بهش محبت میکنم، چیز های عشقولانه آماده میکنم بازم فایده نداره، همش بهونه میاره که حوصله ندارم خستم آمادگی ندارم و... من با همه چیزش سوختم و ساختم که با این وضعیت فشار زیاد روش نباشه ولی اون اصلا بهم توجه نمیکنه به خواسته های من اهمیت نمیده و همش هم بهم بی احترامی میکنه، حتی احساس میکنم دخترم رو بیشتر از من دوست داره، وقتی میاد خونه اصلا برام وقت نمیزاره یا با بچه بازی میکنه یا با گوشی مشغوله یا هم تلویزیون، اصلا واسه کارام ارزش عاقل نمیشه غذای مورد علاقش رو میپزم میخوره یدونه تشکر نمیکنه هیچ حتی یه عالمه ایراد میگیره، دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم، اعتماد به نفسم نابود شده😔چند بار هم خواستم باهاش حرف بزنم از یه چیزی بهونه گرفته و دعوا راه انداخته، حتی یه بار مشاور هم رفتیم ولی همون آشه و همون کاسه😔💔
مامان سوگند مامان سوگند ۳ ماهگی
شوهرم از وقتی باردار شده بودم دیگه طرفم نیومد اون موقع که ازش رابطه میخواستم همش میگفتم بارداری و خطر داره واسه بچه بعدشم که زایمان کردم بخاطر بخیه هام نتونستیم تا چهل روز رابطه داشته باشیم الانم که کاملن خوب شدم ولی شوهرم اصلا طرفم نمیاد حتی بعد چند ماهم که رابطه نداشتم هنوز هم نمیاد سمتم بعضی وقتا من بهش پیشنهاد میدم باید صد بار بهش پیشنهاد رابطه بدم تا یه بار قبول کنه اون یه بارم تو رابطه یه جوری رفتار می‌کنه که انگار به زور فقط بخاطر من قبول کرده رابطه رو 😔
بعضی وقتا حس میکنم داره بهم خیانت میکنم که باهام اینقدر سرد شده
دیگه شبا کنارم نمی‌خوابه می‌ره واسه خودش جدا می‌خوابه دیگه بهم محبت نمیکنه وقتایی که ازش دلخور میشم ناراحت میشم اصلا عین خیالشم نیست براش مهم نیست از وقتی زایمان کردم خیلی خیلی باهام سرد شده انگار شدیم مثل خواهر برادر با اینکه همش واسش آرایش میکنم به خودم میپرسم که یه کم به چشمش بیام ولی اصلا تخمین نمیده
چیکار کنم دیگه واقعا خسته شدم از این زندگی دارن افسردگی میگیرن به محبتش نیاز دارم ولی هیچ صحبتی نمیبینم 😔😔😔