۱۴ پاسخ

من دکتر صیاد نصیری میرفتم خیلی راضی بودم
همیشه آرامش خوبی رو به آدم منتقل میکنه و هر سوالی داشتم همش بهم جواب میداد
دکتر حق جو هم میرفتم خوب بود یه سقط داشتم اون واسم کورتاژ کرد ولی سر حاملگی بعدیم یکم بهم استرس داد دیگه اونجا نرفتم صیاد نصیری رفتم

من دکتر صیاد نصیری میرفتم خیلی راضی بودم
همیشه آرامش خوبی رو به آدم منتقل میکنه و هر سوالی داشتم همش بهم جواب میداد
دکتر حق جو هم میرفتم خوب بود یه سقط داشتم اون واسم کورتاژ کرد ولی سر حاملگی بعدیم یکم بهم استرس داد دیگه اونجا نرفتم صیاد نصیری رفتم

منم فقط تعریف ویداامینی شنیدم توآستانه...کس دیگه ای رونمیشناسم اونجا

همون ویدا امینی از همه بهتره.من دکترای آستانه رو قبول ندارم.
الان همه‌ ی دکترا همینن.فک نکن عوض کنی بهتره.من سر بچه ی اولم دکترم صورتگر بود زایمان طبیعی داشتم بنده خدا دوساعت آخر زایمان بالاسر بود
کمکم کرد
سر زایمان دوم گفتم عوض کنم یه دکتر بهتر بیاد کمکم کنه دوتا ورزش بهم بده رفتم سیاری فردو انتخاب کردم ۵ دقیقه ی آخر زایمان اومد
اصلا دکتر خوبی نبود پولکی بود.صد رحمت به صورتگر.

تو رشت هم دکتر عبدالهیان رو پیشنهاد میکنم

من پیش دکتر حق جو میرفتم راضی بودم واقعا وقت میزاره کامل حواسش به همه چی هست سر سزارینمم زیرمیزی نگرفت حتی بعدا پولیپ داشتم بازم رفتم میش حق جو اون عملم کرد دکتر خوبیه واقعا

مبارکت باشه عزیزم😍😍
بنظرم اگه میخوای پیش همون دکتر زایمان کنی عوض کن ولی من خیلی از ویداامینی راضی بودم بااینکه ویارای افتضاح داشتم اما خیلی دلگرمی میداد تازه دارو یا سونوی اضافه نمینویسه،ولی من دوستداشتم کوثر زایمان کنم با مامای همراه بخاطر همین مهم نبود

دکتر صیاد نصیری خیلی خیلی خوبه زایمان سزارین دوم بودم زیرمیزی هم نگرفت.خدا خیرش بده

من دکتر صیاد نصیری میرفتم خیلی راضی بودم
همیشه آرامش خوبی رو به آدم منتقل میکنه و هر سوالی داشتم همش بهم جواب میداد
دکتر حق جو هم میرفتم خوب بود یه سقط داشتم اون واسم کورتاژ کرد ولی سر حاملگی بعدیم یکم بهم استرس داد دیگه اونجا نرفتم صیاد نصیری رفتم

اگه رشت میتونی دکتر فاطمه علیزاده خلیفه محله،خیلییی راضی بودم،حسابی وقت میزارهدبرات نکاتو میگه
اهل زیر میزی و این چیزا هم نیس

من دکترم تو لنگرود محمدی گورجی بود خدا خیرش بده یکم پولکی هست ولی خیلی مسئولیت پذیره من خودم لنگرودم و واقعا ازش راضی بودم

صیاد نصیری خوبه عزیزم

دکتر صیاد نصیری خیلی خوبه

چند ماهه بارداری

سوال های مرتبط

مامان جوجو مامان جوجو ۱۶ ماهگی
پارت پنجم:
من سه روز بیمارستان بستری شدم تک و تنها چون بقیه مراسم پدربزرگم و آبروشون به منو بچم ترجیح میدادن تو این سه روز همسرم توماشین جلو در بیمارستان می‌خوابید تا اگه نیار شد باشه و من حالم از بی مهری دور و بریام (مامانم آبجیم مادرشوهرم و خواهرشوهرم) بد بود زنگ میزدن ولی من نیاز داشتم کنارم باشن بعدا فهمیدم نباید از هیچ کس هیچ توقعی داشت اینو زندگی بهم تو چند مرحله نشون داد
من اوضاعم خوب شد ولی حرکات بچه کلا کمتر شده بود و همه میگفتن طبیعیه بزرگ شده جاش کوچیک شده ...
ولی تا دلتون بخواد پسرم سکسکه می‌کرد( به بقیه از جمله مامانم و مادرشوهرم که میگفتم اینجوری بودن که تو خیلی حساسی ما اصلا سر بچه هامون نفهمیدیم سکسکه چیه دکترم میگفت احتمالا نمیتونی فرق بین حرکت و سکسکه رو تشخیص بدی )
و تمام اون ایام من مطمئن بودم که این بچه سکسکه میکنه و بقیه بهم اعتماد نکردن و فقط یه کلمه میگفتن تو خیلی حساسی خدایی شما متوجه سکسکه بچه هاتون و فرقش باحرکاتش نمیشدید ؟؟
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
درباره بازی- ۸
من خیلی دنبال این بودم که هم سن و سال پسرم پیدا کنم تا باهم بازی کنن. ولی تجربه ام نشون داد که این سن برای هم بازی شدن خیلی زوده. مطلبش رو هم خوندم که بچه ها تو این سن بازی نمیکنن. یه پدیده ای هست به اسم بازی موازی. یعنی هر کدوم برای خودشون بازی میکنن.
بچه های کم سن تر ، بچه های بزرگتر و بچه های دقیقا هم سنش رو امتحان کردم.
کلا از دیدن هر نوع بچه ای خوشحاله☺️
بچه های کوچیکتر رو دوست داره نگاه کنه و ناز کنه و دست بزنه. بچه های هم سن خودش خوب میتونن با هم راه برن، بیشتر با هم به به میخورن و دبنال هم راه میفتن و سر اسباب بازی دعواشون میشه😅
بچه های حدود ۲ یا ۳ سال خیلی تجربه جالبی نبوده. چون خیلی تو اون سن بچه ها بچن و همینطور لجباز و خودمحور میشن.
بچه های سن بزرگتر حدود ۴ یا ۵ و ۶ هم با دخترا بهتر کنار میاد.مواظبشن. رعایتشو میکنن. پسرها خیلی ورجه وورجه دارن تو این سن انگار‌ یه جا بند نمیشن که البته طبیعیه.
بچه های بزرگتر که دیگه مدرسه ای شدن هم خیلی دوستش دارن خیلی توب مواظبشن. ولی خوب دیگه پسرم نمیتونه به اون صورت باهاشون بازی کنه.
و اینکه تو این سن باید حتما بازی با نظارت و دخالت بزرگترا باشه. باید اگه دعواشون‌میشه دخالت کرد حتما.
سن پسرم ۱ سال و ۴ ماهه.
و از همون موقعی که میتونست بشینه قرارهای دوستانه براش میذاشتم.
الان چندتا دوست داره که خونمون میان و خونشون میریم. فکر میکنم بیشتر دوس داره که نی نی بیاد خونمون و باهاش تو اتاقش بازی کنه. ولی رفتن به خونه بقیه و اسباب بازی های جدیدم خیلی براش جالبه.
خانه بازی هم بردمش چند بار. از وقتی تونست خوب راه بره. ولی با کسی هم بازی نمیشه. خودش بازی میکنه ولی بودن تو محیط بچه ها رو مسلما خیلی دوست داره.
مامان مَهبُد💙 مامان مَهبُد💙 ۱ سالگی
گهواره که میام خیلی اعصابم داغون میشه واسه همین کم میام تاپیک خیلی مادرا رو میبینم واقعا نمیدونم چرا به چه علت بچه آوردن نه اهمیتی به بچه نه تلاشی واقعا بعضی ها هم که میان سوال میکنن اینجا جواب میدی با حوصله و دقت با خودم میگم خب تجربه بدی بوده این مامان تجربه نکنه بهش بگم میبینی انگار نه انگار بازم کار خودشون رو میکنن و دوباره تاپیک میذارن که فلان کارو کردم بدتر شد حالا چیکار کنم😐یکسری هم هنوز قبلی رو نمیتونن خوب برسن باز باردارن روی صحبتم با شخص خاصی نیست ولی مامان های گل خانمای گهواره ما نسل قدیم نیستیم که بی سواد باشیم یا دوروبرمون امکانات کافی نباشه بچه ها رو هردمبیل بزرگ کنیم و بگیم بالاخره یه چیزی میشه لطفا تلاش کنین مامان خوبی باشین مطالعه کردن تحقیق و حتی گوش دادن به همین حرفای مامان های باتجربه گهواره والله کاری نداره من خودم مادرم دلم واسه اون بچه ای که هر ۵روز تب میکنه یا بچه ای که انقد ناجور سوخته پاهاش که معلومه از دیر تعویض کردن پوشک یا استفاده نکردن از کرم واقعا کباب میشه دیگه الان هر شهری دکتر اطفال هست که نمیگم تق به توق خورد ببرین دکتر ولی واقعا میشینید خونه منتظر معجزه هستین تا بچه خوب بشه؟؟!!خب تب بالا بود یا خونریزی شدید بود ببر بچه رو دکتر واقعا ببخشید سرتون درد اومد ولی خواهشا بخاطر دلخوشی یا نمیدونم حرف بقیه یا هرچی الکی بچه بدنیا نیارین اگه نمیتونین زحمت و سختیش رو تحمل کنین💐❤️