۷ پاسخ

حرف دل منو زدی
منم خیلی سرد شدم و نمیدونم باید چیکار کنم
همسرم چندین بار غیر مستقیم گفته یا حتی بحث کرده ولی فایده ای نداره

نمیتونم انجامش بدم خیلی حس بدی میده بهم موندم باید چیکار کنم 😮‍💨🤦🏻‍♀️

به گرمی هم نیست من برعکس قبل ناخودآگاه سمت گرمیجات رفتم خرما شیره انگور و...
ولی اصلاااا وقت و میلی به رابطه ندارم
در حالی که قبلا اینجوری نبودم
حس میکنم اصلا هیچی ندارم

همش بخاطر بالا و پایین رفتن هورموناست

شربت زعفرون و گلسرخ بخور

همه همینن خراب
یکی کمتر یکی بیشتر
من بیست سالگی بچه بدنیا اورذم از درون و‌ببرون ترکیدم چرا زنای قدیم اینجور نبودن پس؟
یا بودن ما خبر نداریم
ولی دز کل شوهرتو درک کن حداقل به ظاهر میل نشان بده خیلی مهمه خیانت و بی توجهی مردا از همین هم میتونه شروع بشع

عزیزم یادمه گفته بودی قرص میخوری از عوارض همون قرص هست که بی میلی میاره چون دخترخاله منم‌ همون قرص رو میخورد که بی میل شده بود بعد رفت دکتر یه قرص دیگه هم بهش داد میل جنسیش بیشتر بشه

به خودت و بدنت حداقل ۹ ماه استراحت بده

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۹ ماهگی
شاید این حرف هایی که میگم خنده دار باشه ولی خب من بعضی وقتا خیلی بابتش ناراحت میشم
من توی یه شهر کوچیک زندگی میکنم که بیمارستان خصوصی نداره یه بیمارستان دولتی داره و یه بیمارستان نیمه خصوصی
من قصد داشتم بیام مرکز استان برای زایمان و سزارین بشم نامه سزارین گرفته بودم دکترم برای ۳۸ هفته ۵ روز بهش نامه داد ولی خب من یه هفته زودتر کیسه آبم پاره شد و رفتم بیمارستان شهر خودم که دولتی بود بیمارستان نیمه خصوصی هم باید دکتر خودم بود عمل می‌کرد که دکترم نبود چون دکترم فقط دو روز در هفته شهر خودم هست بقیه روزا مرکز استان
در آخر من مجبور شدم شهر خودم بیمارستان دولتی بعد از ۱۰ ساعت درد کشیدن طبیعی بچمو به دنیا بیارم
چون کیسه آبم پاره شد بود گفتن ۲ ساعت راه تا مرکز استان ممکنه بچه به خشکی بیفته و ضربات قلبش افت کنه اینجور چیزا
منم قبول کردم همون بیمارستان زایمان کنم و خطری بچه رو تهدید نکنه
از زایمان طبیعی اصلا خوشم نمیومد و اصلا آمادگی نداشتم بع همین دلیل ۱۰ ساعت درد کشیدم
حالا همش میگم کاش رفته بودم مرکز استان
کاش نامه رو برای ۳۸ هفته گرفته بودم اينجوری چند روز زودتر میرفتم شهری که میخواستم سزارین بشم و زمانی کیسه آبم پاره میشد اونجا بودم مجبور به زایمان طبیعی نمی‌شدم
اطرافیانم همشون سزارین شدن من حس می‌کنم به خودم ظلم کردم بعد از زایمان خیلی اذیت شدم مامانم همش میگفت بهت گفتم نامه زایمان برای ۳۸ هفته بگیر نگرفتی اينجوری اذیت شدی

شدم عین کسایی که مراسم عروسی نمیگیرن بعد عروسی میبین حسرت میخورن منم میبینم کسی سزارین کرده حسرت میخورم 😂😂😂
مامان Rose مامان Rose ۱۱ ماهگی
درد دل💔


من خیلی دختر خوش گذرونی بودم شاغلم هستم کارمن از خودمه زمانی که مجرد بودم فقط سرکار و خوش گذرونی با دوستام بودم تا اینکه ازدواج کردم و خب تا حدودی اون خوش گذرونی ها کم شد یعنی خب همسرم مثل من اهلش نبود
اینجا یکم شرایط فرق کرد تا اینکه باردار شدم و کلا همه چیز یه جور دیگه شد گفتم خب بچه بیاد دیگه راحت میشم از دوران سخت بارداری و میرم سرکار…
تا رز قشنگم به دنیا اومد زندگیم قشنگت تر شد ولی کلا بچه سرسختی بود از همون اول درگیر کولیک شدیم بعد بیست روزش بود کفتن قلبش سوراخه که دنیا تو سرم خراب شد که خب هنوز داریم چکاپش میکنیم که انشالله خودش ببنده اینجا بهم شوک وارد شد
و بعد شیر خودم و نخورد و شیر خشکی شدو اعتصاب شیر کرد و هنوز ادامه داره
واز همه بدتر خوابش شبا ساعت ۴وپنج میخابه و هرسری واسه خابوندش داستان دارم باید تو بغل بدوییم یا توی پتو اصلا با شیر خوردن یا خودش یا روی پا نمیخوابه
بعد واکسن چهارماهگیش بدترین اتفاق زندگیم تشنج کرد و درگیر ای سیو شدیم
و هنوز که هنوزه من اذیتم الان شیر نمیخوره میخام برم حمام برم سرکار بعد مدت ها نه میخابه نه شیر میخوره ،خیلی شکسته و داغونم💔😭
کولیک
رفلاکس