۶ پاسخ

منم بیمارستان امام رضا بودم فوق العاده راضی بودم پسر اولمو‌بیمارستان جوادالائمه ک خصوصیه زایمان کردم ولی راضی نبودم؛پسر دومیم ده روز ان ای سیو بود بیمارستان امام رضا خیلی خیلی راضی بودم از نحوه رسیدگی؛دانشجو اصلا تو اتاق عمل نبود من سزارین بودم خود دکترم اومد واسه سزارین!؛من برگردم عقب باز هم امام رضا رو انتخاب می کنم

سلام عزیزم چه اسم قشنگی معنی اسم آرن چیه؟

میشه بگی

هزینش چقد شد

هزینش چقدر شد

آره
عزیزم بگو

سوال های مرتبط

مامان حسنا مامان حسنا ۹ ماهگی
مامان شاهان مامان شاهان ۸ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی #پارت۲


دردای کمرم ادامه داشت و کم کم به لک بینی افتادم چون دکترم گفته بود تا موقع زایمان باید برم ان اس تی بدم رفتم بیمارستان اونجا هم بازم معاینم کردن ولی بازم خبری از دردای زایمان نبود تا اینکه ۳۷هفته شدم و دوباره رفتم برای ان اس تی اونجا دستگاه انقباظ نشون داد ولی من دردی نداشتم دکتر اومد بالای سرم و چون جنینم تک شریان بود قبولم نکرد و منو ارجاع داد به بیمارستان امام رضا خیلی استرس داشتم از اینکه چرا قبولم نکرد
خلاصه ۳۷هفته ۱ روز رفتم بیمارستان امام رضا بعد از معاینه بازم مشخص شد۱سانتم بستریم کردن و ازمایش گرفتن گفتن صبح باید سونو بدم اگه بچه وزن نگرفته باشه ختم بارداری میدن
صبح رفتم سونو و بهم ختم دادن یک ترسی کل وجودم رو گرفت خیلی از زایمان طبیعی میترسیدم بهم لباس دادن و منو بردن زایشگاه
اونجا چندتا از ماما ها بازم اومدن معاینه کردن
معاینه هاشون واقعا دردناک بود حس میکردم زخم شدن دهانه رحمم رو
فقط التماس میکردم از ژل استفاده کنن و اروم باشن ولی گوش نمیدادن میگفتن باید معاینه دردناک داشته باشی تا دهانه رحمت باز شه منم ناچار قبول میکردم
ساعت ۱۰ صبح منو بردن زایشگاه و هر نیم ساعت معاینه تحریکم میکردن
تا شاعت ۲ که دکتر اومد بالای سرم و من بازم همون ۱ سانت بودم😭😭😭😭
مامان پناه مامان پناه ۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی (۲)
اول بگم اگه شکم اولتونه سعی کنید یا ماما همراه داشته باشید یا دکتر خودتون بیاد بالا سرتون
من هیچکدوم رو نداشتم
بستریم کردن و ماما اومد سرم وصل کرد بهم که همون برای فشار بود
تا سه چهار سانت دردش مثل درد پریودی بود ولی شدیدتر میتونستم با نفس عمیق تقریبا کنترلش کنم
دوستم هم به عنوان همراه پیشم بود و حتی این وسطا با هم حرف میزدیم و اون منو با خرما و آب آناناس و اینا سعی می‌کرد تقویت کنه
خداروشکر ماماهای بیمارستانم اونجوری نبودن که هی بیان معاینه کنن یه بار اول دکتر برای بستری معاینه کرد و بعد هر دو سه ساعت معاینه میشدم که یبارشو ماما معاینه کرد بقیشو دکتر معاینه میکرد
به ۴ سانت که رسیدم احساس تهوع هم کنار درد داشتم دکترم هر یکی دو ساعت میومد سر میزد بهم
بهش گفتم گفت به خاطر درده اشکالی نداره و به دوستم گفت اگه خواست بالا بیاره اینجا ظرف هست بهش بده
ماما میومد چک می‌کرد اون دستگاهی که بهم وصل بود رو و میگفت دردات خوبه ولی کمه باید بیشترش کنم تا پیشرفت کنی
مامان قلب خونه ❤️‍🔥 مامان قلب خونه ❤️‍🔥 ۸ ماهگی
مامان آوین مامان آوین ۱۰ ماهگی
تجربه من از زایمان
من قبل اینکه زایمان کنم خیلی دوس داشتم طبیعی زایمان کنم سونو ۳۲ هفته رفتم گفت بچه سفالیکه دیگه سونو نرفتم مامای خصوصی گرفتم بهم ورزش داد و گفت پیاده روی کنم و اینکه دیگه لازم نیست برم پیش دکتر خودش منو معاینه کرد یه بار گفت لگنت خوبه بار دوم گفت بد نیس که کاش میرفتم دکتر هم معاینه می‌کرد سونو هم کاش ۳۷ هفته میرفتم من ورزش ها رو بعضی روزا انجام می‌دادم دیگه وقتی همه کارام رو انجام دادم روز بعد با ورزش و پله نوردی کیسه آبم باز شد رفتم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن ۱ سانت بازه که مامای خودم آخرین بار گفته بود ۳ سانت بازه زنگ زدم بهش گفتم اونم با پرستارا صحبت کرد قرار شد ۴سانت که باز شد بیاد خلاصه منو بردن لیبر یه ماما اومد منو معاینه کرد هنوز درد نداشتم گفت اگه تا ساعت۱۲ دردات شروع نشن آمپول فشار میزنن دیگه ورزش بهم داد انجام دادم ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود آمپول فشار زدن ساعت ۱۲ بود معاینه کردن ۴ سانت باز شده بودم زنگ زدن ماما اومد منم چون آمپول فشار زده بودن دردام شروع شده بود خیلی شدید بودن جوری که نم میتونستم بشینم نه ورزش کنم خلاصه ماما اومد معاینه کرد که من تازه اونجا فهمیدم معاینه چیه😑با هر سختی بود معاینه شدم چند بار ورزش هم خیلی سخت بود انجام دادنش که اونجا پشیمون شدم از انتخاب طبیعی کاش رفته بودم سزارین خیلی بهم گفته بودن نرو طبیعی پشیمون میشی گوش نکردم خلاصه بعد کلی درد کشیدن و معاینه شدن فول شدم که آخر معاینه کردن من چون بچه بجای سرش صورتش تو کانال بود دکتر کشیک اومد منو اورژانسی سزارین کرد اینطور من هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین شدم ولی اگه برمیگشتم عقب اصلا زیر بار زایمان طبیعی نمی‌رفتم خیلی سخته
مامان آسنا🩷آرن🩵 مامان آسنا🩷آرن🩵 ۷ ماهگی
پارت اول زایمان طبیعی
خلاصه بگم به دوران بارداری راحتی داشتم بدون تهوع و ویار گذاشت
اما از اخر ماه هفت دکترم گفت خیلی افت پلاکت خون داری و اینکه من سابقه افت پلاکت خون قبل بارداری داشتم اما نه زیاد دکترم بیمارستان خصوصی کار میکرد منم خودم اماده کرده بودم واسه بیمارستان خصوصی بنت الهدی مشهد دکترم گفت از این بیشتر بیاد پایین هیچ بیمارستان خصوصی قبولت نمیکنن چون ریسک تا خون برسه دستشون ممکن خونریزی کنی من بازم ته دلم گفت بابا هیچی نمیشه بیشتر از این نمیاد پایین تا اینکه تو ۳۶ هفته دوباره ازمایش نوشت دیدم بازم اومده پایین خیلی نازاحت شدم دکترم گفت با وجود اینکه دوست ندارم بری دولتی اما مجبوری چون اونجا خون هست اما تو خصوصی نیست ریکسش بالاست ازشون خواستم که دوباره ازمایش بنویس که برم یک ازمایشگاه دیگه انجام بدم گفتم شاید ازمایشگاهش دقیق نیست دکترم گفت پس اورژانسی مینویس بری همین امشب انجام بدی گفتم باشه.
اما من گذاشتم یک هفته بگذره انجام دادم که پلاکتم روهمون عدد بود رفتم به دکتر نشون دادم گفت بری دولتی اذیت میشی اما برای خودت خطرش کمتر قبول کردم ۳۸هفته ۲ روزم بود معاینه کرد گفت دو سانتی ختم بارداری داد گفت با تمام ازمایشاتت برو بیمارستان بستری شو و گفت بین بیمارستان قائم و امام رضا یکی از این دوتا رو برو گفت بقیه اش بدرد نمیخوره دانشجو زیاد داره که خودشون گفتن امام رضا بهتره سریع اومدم خونه به همسرم گفتم اخه من بیمارستان خصوصی کارم کردم مجبور شدم برم امام رضا ان سی تی گرفتن گفت انقباض نداری گفتم دوسانت بازم معاینه کرد گفت تا فردا دردات شروع میشه برو شدید شد بیا.