از حال و هوای این روزام بخوام بگم؛ یاسین بشدت مریض شده و انقدر مظلومانه و ملتمسانه گریه میکنه که می خوام قلبمو پاره پاره کنم براش🥺 شبا خیلی کوتاه و ناپیوسته می خوابه طفلکم هنوز دل درداش خوب نشده و تو بیداری بیشتر مواقع درحال گریه است اماااا با تمام وجود شرایطمو پذیرفتم و از خدا عازجانه خواستم تحت هر شرایطی عاشق پسرم باشم و خسته نشم ازش و واقعا هم خدا دستشو کشید رو سرم دروغ چرا اوایل خیییلی خسته بودم از شبا منتفر بودم و استرس میگرفتم که امشب دوباره با خوابیدن و گریه های پسرم چطوری مدارا کنم از خوابم چطوری بگذرم، اما خدا کمکم کرد هم خودم صبور تر شدم هم پسرم بهتر
خواستم از این تریبونی که دستمه به مامانایی که عزیزکردنشون کوچیک تر از مسر منه و حال و روزشون سخت میگذره بگم با همه ی سختی ها از شرایط و وجود بچتون لذت ببرید قطعا یه روزی دلمون برای این روزا تنگ میشه مطمئنم حتما از خدا بخواهید که انرژی و صبرتون رو ببره بالا و مهم ترین نکته ای خودم تجربش کردم این بود که تا زمانی که شرایطمو قبول نکرده بودم سخت میگذشت از وقتی به خودم فهموندم قرار هست تو این شرایط بچه مو بزرگ کنم خیلی برام راحت تر شد
خدارو بابت وجود پاره تنم روزی هزبار شکر میکنم
یاد گرفتم انرژی مثبت بدم تا بهم انرژی مثبت برگرده شمام امتحانش کنید😉

تصویر
۲۰ پاسخ

انشالله خدا بهت سلامتی بده❤️
چچرا مریض شده پسری

اینقدر قشنگ توصیف کردی ک حس کردم خاطرات منو نوشتی
دقیقا منم ماه اول زایمانم هر چی نزدیک شب میشد افسردگی بیشتر میومد سراغم ک واای الان چطور بخوابونمش و چجوری ارومش کنم!
تا اینکه دقیقا تصمیم گرفتم شرایطم رو بپذیرم و با خودم تکرار کنم ک الان یک مادر هستم و با رهای مجرد سابق باید خداحافظی کنم و از خدا خواستم هر روز بهم قدرت بده من دختر قوی هستم اما واقعا اون روزای اول تو ضعیف ترین حالت خودم فرو رفته بودم و مدام گریه میکردم
میدونی بدترین خاطره من شب اول بیمارستانه ک افسردگی بلافاصله خودشو به من نشون داد!
وقتی کوچولو دیدم افسردگی به شکل عذاب وجدان ک چرا تویی ک مادری بلد نیستی این موجوده دوست داشتنی و بی زبون و مظلوم رو اسیر خودت کردی ؟؟ و وقتی دخترم از گرسنگی گریه میکرد تا خود صبح توی راهرو راه میبردمش با اون زخمم ک مادرم از خواب بیدار نشه و استراحت کنه
اشک میریختم و دولا دولا راه میبردمش و به خودم لعنت میگفتم ک به خاطر هوس مادری خودم این طفلی رو اذیت کردم.

الهی عزیزدلم خدا سلامتی بده فاطمه جان
منم اوایل خیلی‌ خسته بودم توی یک موقعیتی بودم که همه چیز برام تازه بود بی تجربه بودم اما هرچی زمان گذشت بهتر و بهتر شد.....
با اینکه خیلی از اون روزها نگذشته دلم تنگ شد برای اون سایز کوچولوش🥹
با وجود تمام سختی هاش شیرین ترین روزهاییه که دارم میگذرونم
گاهی وقتی خوابه نگاهش میکنم و اشکام سرازیر میشن...
چه حسیه این مادر بودن ❤️

خدا حفظش کنه یاسین جان رو انشالله زودتر خوب بشه

عزیزم قبلا درخواست دادم بهتون هنوز قبول نکردید
از تاپیک هاتون خوشم میاد دوست داشتم بیشتر تاپیک هاتونو بخونم

ای جانم احسنت به شما مامان مهربون😍
چقد با همسرت شکل همین😅

عزیزمم چقدر قشنگ نوشتی
چشام اشکی شد🥺
خدا صبر و سلامتی بده به ما مادرا تا بتونیم به خوبی از تربیت و بزرگ شدنشون بربیایم

ی مشکل برام پیش لومده ک هم پذیزفتمش هم ن
گاهی زیادی اذیتم میکنع
ازخدا خاستم یا درستش کنه یا صبر بده من باش کنار بیام
ولی هنوز خدا صبرشو بم نداده
دعاکن منم صبور شم😞

انشاالله زود خوب میشه عزیزم ولی از این به بعد خیلی مواظب باش چون سیستم ایمنی از تولد تا ۱سالگی شکل میگیره🥺❤️

الهی فداتشم پسری ان شاالله زودی خوب شی🥰ماهم همچنان خوابمون تنظیم نیست و من از میگرن داره جونم در میاد ولی چاره چیه دیگ چون جونمم برا پسرم میدم😅

هزار ماشاالله چقدر حجاب بهتون میاد خوشحال شدم خانم باحجاب دیدم 💗🍓😍

میگذره زمان همه چی روحل میکنه گاهی انقدرعصبی میشم که میخوام سرموبکوبم به دیواریه وقتابادیدن لبخندش قندتودلم آب میشه خداروشکربخاطروجودشون 🥰

بچه ها اینقد دلتون برای همین روزای سخت بچه داری تنگ میشه ک حد نداره،،،،،من دخترم ۷سالشه اینقد ک عکسو فیلمای بچگیشو نگاه کردیم کار دستمون داد و دومی اومد😁😁😁😁❤️

بسیار عالی سختی نوزاد تو چهار ماه اول خیلی زیاده کمی که بزرگ میشن میشن عسل عسل با تمام سختیاش لذت بخشه اینکه میدونی یه نوزاد ناتوان تمام امید و حامیش من مادرم که نگهدار و محافظش باشم خداهم انرژی و توان میده

واقعا سخته من پسرم کولیک داره و واقعا شدیده هیچ شیر خشکی روش نمیوفتع واقعا کم اوردم از بس گریه خستگی بیخوابی شیر خشک عوض میکنم بازم روش نمیوفتع موندم چیکار کنم دیگه

عزیزم ماشاالله ..انشا الله بزودی خوب خوب میشه ...

عزیزم بهم درخواست میدی ❤️
درخواستی هام پره

خدا برات حفظش کنه عزیزم
انشاالله که بهتر بشه

وااای منم شبا عذاب میکشیدم انقد کلافه میشدم میترسیدم بلایی سر خودم یا بچه بیارم بعد دقیقا شرایطمو قبول کردم دیگه شبا زودتر از ۴ نمیخوابم چون بچم تا اونموقع بیداره راحت تر نشدم ولی حداقل از لحاظ ذهنی خودمو خسته نمیکنم 😭

آفرین مامانه نمونه خدا واسه هم نگهتون داره
روز به روز پسر گلتو بهت بشه

سوال های مرتبط

مامان عطرین و آریا🩷🩵 مامان عطرین و آریا🩷🩵 ۱ سالگی
تجربه بچه شیر به شیر خلاصه بگم :بچهام ۱۵ماه و دو روز فاصله سنیشون هست 🤱یه روزایی کم میارم واقعا ،،من ادم بشدت پرحوصله ای برای بچه هستم و عاشق بچه همش سعی میکنم بازی کنیم بخندیم بیرون بریم ولی باید بگم خیلی سختههه،، ی روزایی از شدت عصبانیت سرمو میگیرم تو دستم و گریه میکنم چون از جیغ زدن سر بچه بشدت بدم میاد محاله جیغ بزنم ولی میشینم گریه میکنم همون لحظه مخصوصا وقتایی دوتایی گریه میکنن 😐خدا نکنه که دوتاشون باهم از خواب بعد از ظهر پاشن که استرس دارم شیر و غذا به کی بدم چکار کنم
وقتایی میخایم بریم بیرون دوساعت کارمه تا اماده شیم و وقتی میخایم بریم بیرون بقدری خسته میشم که میگم ملیکای احمق بیرون رفتنت به چیه بتمرگ تو‌خونت 😐درضمن همسر پر حوصله ای دارم و یه وقتایی هرچه میگم غر میزنم کوتاه میاد بنده خدا چیزی نمیگه ،،بهم‌کمک میکنه پوشک میکنه ولی با این حال اخر شبا کمرم میسوزه
و شانس دیگه ای که اوردم دخترم بادرک و شعورهست و شرایط درک کرده که نباید اذیت داداش کوچیکش کنه و یا دست بزن و اینا نداره و خیالم راحته وگرنه دیوونه میشدم کلا 😎
این رو هم بگم من شهر غریبم و کمک دیگه ای جز خدا و همسرم ندارم
خلاصه که هواستون باشه با اگاهی تصمیم بگیرید برای فرزند پشت سرهمی
عکس از مادر خسته ای که بزور سرپاست
مامان نویان👼🏻🩵 مامان نویان👼🏻🩵 ۷ ماهگی
قربون خدا برم که همیشه هوای بنده هاشو داره ❣️
سال قبل تو تاریخ ۱۴۰۳.۱.۲۱ توی هفته ۱۷ بارداری قلب بچم وایساد و کورتاژ شدم
شدم یه آدم افسرده که از همه چی بدم میومد به بی بی چک که برام بهترین خاطره بود شده بود عذاب و بهش نگاه میکردم و گریه میکردم با خدا قهر بودم بدترین روزارو گذروندم که توی ۱۹ مهر پریودم عقب افتاد رفتم آزمایش و مثبت شد کار خدا بود
من اصلا اقدام نکرده بودم پسرمو در نا امید ترین روزای زندگیم خدا بهم هدیه داد
۹ ماه اصلا امیدی نداشتم که پسرم سالم به دنیا میاد میتونم بغلش بگیرم 🥲😥😭 خیلی برام سخت گذشت ولی خدا پیشم بود بچم و سالم بهم تحویل داد خدای مهربون ببخشید بابت ناشکری هام شاید خواستی صبرم و امتحان کنید مرسی ازت که بهم پسرم و هدیه داری فدای مهربونیات بشم چقدر شکر کنم کمه هروز و هر شب شکر کنم بازم کمه😭😥🥲❤️❤️❤️
امسال پسرم کنارمه و باهاش زندگی میکنم
ایشالله همه چشم انتظار ها هر چه زودتر خبر مادر شدنشون و بشنون
مامان سید ایلیا💚 مامان سید ایلیا💚 ۶ ماهگی
از روزی که فهمیدم تو دلمی تا امروز
که صد و بیستمین روزه کنارِ تو بودنه
و بزرگترین آرزوم اینکه صد و بیستمین سال بشه حتی اگه اون موقه جای من قاب عکسم کنارت باشه
از روزی که فهمیدم تو دلمی تا امروز یه سال میگذره و حسم تو این یه سال تلفیقی بوده از خوشحالی و بیحالی
از سختی روزای اول و شب بیداریا ک بگذریم
میرسم ب امروز
الان دیگه به ناواردی روزای اول نیستم
قلق خنده ها و گریه هات دستمه الان بهتر میتونم مراقبت باشم
بیخابیا و خستگیا در برابر انرژی که عشقت به وجودم میده هیچه
یه روز که بزرگ شدی عاقا شدی و این متنو خوندی بدون مامانت خستگی و سختیه این روزا و بچه داری رو با وجود گرم تو پشت سر گزاشت
اغراق نیست اگه بگم چهارماهه که یه قلب دیگه دارم که بیرون از سینه م میتپه
برای من هرچیزی که از تو دارم شیرینیه

حتی گریه های بی امان اخرشبت
بهانه گیریات
بی خابیا
تمام سختیا با وجود تو برام مث یه سرازیری شده که بدون اینکه راه برم فقط هلم میدن ب سمت جلو
تمام امیدم دیگه دیدن سعادت توئه
پس خوشبخت شو این یه دستوره😅

تو با وجود کوچولوت بزرگترین انگیزه و دلگرمی منو باباتی
چهار ماهگیت مبارک
مبارکه مایی که نفسمون بسته به نفساته پسرم❤️🫂🔗
مامان یاسین👶🏻🩵🧸 مامان یاسین👶🏻🩵🧸 ۳ ماهگی
💎👩‍👦تجربه های مادر پدری💎👩‍👦
سلام مامانای گل تصمیم گرفتم تجربه های مفیدی که توی بچه داری به وست آوردم رو براتون به اشتراک بگذارم
1️⃣اول از همه به مامانایی که بچه ی یک ماهه یا کوچیک تر دارن که حجوم رفتنی یا موقع شستن خیلی گریه می کنه این نوید رو بدم که رفته رفته خوب میشن و دیگه گریه نمی کنن من پسرم اون اوایل وقتی می خواستم عوضش کنم یا بشورمش یا حمومش کنم مثل ابر بهار گریه می کرد و می ترسید من خیلی فکرم مشغول بود که یعنی می خواد تا آخرش همین بساط باشه؛بعد از ۴۰ روزگیش دیدم کم کم داره می فهمه اینجا بد نیست و حتی طوری شده که وقتی خیلی گریه میکنه میارمش اینجا و آروم میشه و موقع شستنش کلی کیف می کنه😊 پس نگران نباشید خوب میشن
2️⃣یکی از بهترین خرید های من برای سیسمونی این تشک تعویض بود که تا زمانی که بچه پوشک بشه بنظرم قابل استفاده است من گذاشتمش داخل حموم و برای زیرش یه میز بستنی خوری کوچک گرفتم که موقع عوض کردن به کنرم فشار نیاد از طرفی اگه احتیاج به شستن هم باشه سریع با دست شوری کنارش می شورمش بدون اینکه هلاک بشم🤪(طبق تجربه ای که از عوض کردن رو زمین دارم میگم)
این ارگانایزر هارو هم از دیجی کالا گرفتم خیلی راضیم هم بزرگن هم محکم و سفتن قشنگ به میز نظم دادم و وسایل رو جدا کرده از هم
وقتی بخوام پی پی بچه هم عوض کنم از این تشک تعویض های یکبار مصرف میندازم روی تشکش که اگه کثیف شد سریع برش دارم(عکسشو پایین میذارم)
3️⃣من پسرمو بعد از هربار پی پی می شورم اما قبلش با دستمال مرطوب مالوچسکا پاکش می کنم خیلی مارک خوبیه و کاملا بر پایه آبه و اصلا بو نداره