چقدر زندگی بنظرم قشنگه
من یاد گرفتم با چالشای زندگیم کنار بیام بچه ها
اون یکسال اول زندگی نیهان که افسردگی داشتم خیلی حالم بد بود و از زندگی کردن متنفر بودم
ولی الان که خوب شدم عاشق تک تک جزئیات زندگیمم
چه چیزی قشنگ تر از نفس کشیدن عزیزانم؟(درسته مادرمو تو ۱۸ سالگی از دست دادم ولی خدا مادرمو ازم گرفت که قوی ترم کنه)
همین که بوی غذا می‌پیچه تو خونه
دخترم بهم میچسبه میگه باهام بازی کن
اینا همش برای من لذت بخشه
حتی اینکه کار میکنم و کارمم چالشای خودشو داره عاشق اونم هستم
عاشق اینم خونه رو مرتب کنم
به خودم برسم
اهنگ بزارم برقصم
بنظرم برای خوب زندگی کردن فقط کافیه دیدمونو درست کنیم نسبت ب زندگی
همش با خودم میگم من چقدر قوی بودم که تونستم یک موجود رو در خودم رشد بدم و به دنیاش بیارم و الانم دارم بزرگش میکنم
(در حالی که قبلا میگفتم ای کاش میمردم و بچه دار نمیشدم)
از وقتی دیدمو نسبت به زندگی عوض کردم
زندگی قشنگ تر شده برام

تصویر
۱۰ پاسخ

😍😍😍😍😍
الهی شکر
اون روزای سخت چقدر برای حال خوبت دعا کردم
و الان چقدررررر خوشحالم که زندگی برات با تمام چالش هاش زیبا شده💞
با خوندن این تاپیک واقعا حالم خوب شد
خدایا شکرت

چقدر حالتو دوست دارم کاش میشد اینجوری از تک تک لحطاتمون لذت ببریم

من الان دقیقا شرایط بدی که گفتید رو دارم میگذرونم چقدر سخت و بد داره میگذره دارم خفه میشم و همش میگم ایکاش میمردم بچه دار نمیشدم نه اینکه بچه هام بد باشن
من حالم خوب نیست

کاش منم برگردم به زندکی توکمترازیکسال پدرومادرم روازدست دادم فلج شدم بدون اونا مخصووصا مادرم دارم دق میکنم منتطرم شب بشه همه بخوابن من تنها زاربزنم خواهرم15سالشه اومدپیشم اونومیبینم بیشتر داغ میشم تواین سن یتیم شد فقط میگم کاش منم بمیرم

بلکه منم همینم ولی به دوره پریود که میرسم دیگه این چیزا حالیم نیست.عزیزم شدنی نیست

آفرین عزیزم❤️

آفرین به تو مادر قوی

الهی شکر ،انشاالله همیشه لبخند رو لبات باشه❤️😘

آفرین چه قشنگ نوشتی و چه دیدگاه قشنگی👏👏 دقیقا همه چی به ذهن و دیدگاه و ذهنیت ما ربط داره تا قشنگ تر زندگی کنیم

خدا مادرتونو رحمت کنه🕊️🙏🏻

سوال های مرتبط

مامان ♥️ امیرشایان ♥️ مامان ♥️ امیرشایان ♥️ ۲ سالگی
سلام 🌹
کاش میشد اینجا فیلم گذاشت من همه حرفامو فیلم بگیرم بزارم 🥺
اگه بخوام امسالم رو تویه جمله توصیف کنم میگم هرچیزی که انتظارشو نداشتم اتفاق افتاد و قشنگ رفتم تو دلش زندگی کردم 💔داشتم به عکسای قبلا نگاه میکردم چه قدر تواین سن ۲۵ شکسته و بد شدم داغون افتضاح شدم این عکسای پایین از خودم برای روزهایی که هنوز بچه نداشتیم و من دقیقا همون روزها تو دل خوشبختی بودم و نمیدونستم خدا مارو خیلی دوست داشت بچه نمی‌داد میخواست ما بدون بچه زندگی کنیم صلاح مارو قشنگی زندگی مارو تو نداشتن بچه میدونست خدای رحیم ولی ما قدر ندونستیم و پاگذاشتیم رو حکمت و مصلحت خدا گفتیم خدا بده خیلی بده با حکمت خدا جنگیدن الان قشنگ میفهمم که خدا چه قدر مارو دوست داشت وما خودمون رو بدبخت کردیم و....... بگذریم خواهش میکنم خواهرا چندنفر هستن تو بدترین حالم میان یه حرفایی برام مینویسن توروخدا اون چندنفر درک کنین دیشب یه دوستی می‌گفت کاش بررسی می‌کردید شما آزمایش نرفتید خب خواهر عزیز شما تاپیک های منو با دقت چرا نمیخونین مگه من مرض دارم هم ازدواجم فامیلی هم تو خانواده مادری مشکلات ژنتیکی داریم بچه مریض بعد من بیام بدون دکتر ژنتیک رفتن بچه بیارم من مریضم آیا بیام همه اینارو بدونم و بدون دکتر و بدون بررسی بچه مریض بیارم خب من برای همه این مشکل ها قبل بچه دارشدن دقیقا دوسال بعد ازدواجمون رفتیم دکتر ژنتیک حالا این کوتاهی این بررسی نشدن های زیاد از جانب دکتر بوده واین بلا سرمن اومده من الان گناهم چیه اینجا توروخدا درک کنین نزنین یه سری حرفا رو به من ، من هرروزم با گریه با نگاه کردن به بچه مریضم که یه تیکه گوشت فقط می‌خوابه هربار نگاه میکنم بغضم میگیره و اشکام می‌ریزه
مامان الیسا مامان الیسا ۱ سالگی
یادمه وقتی بچهم به دنیا آوردن گفتم خودم به تنهایی میتونم بزرگش کنم بعد ده روز اومدم خونه خودم صبح وقتی همسرم رفت سر کار من موندم با یک بچه کوچیک تمام وجودم ترس گرفت بچه منم از اون بچه‌هایی بود که رفلکس کولیک داشت همش گریه ... با این که همسرم تا صبح با من بیدار بود ولی باز بدنم کم آورد یا دمه یک روز دخترم از بس گریه میکرد همسرم سر کار بود منم چند روز خوب نخوابیده بودم خسته بودم و پا به پا ش گریه میکردم لاغر ضعیف شده بودم ...یک روز از پنجره آشپز خونه پرواز پرندها دیدم دلم دلم خواست جا اونها باشم آزاد رها ...خودم خواستم از پنجره بندازم .. صدا گریه دخترم من به خودم آورد ... بعد اون همسرم من برد خونه مامانم دو ماه نیم اونجا موندم بعد اونم یک ماه نیم خواهرم اومد پیشم ..این ها گفتم که افسردگی بعد زایمان جدی بگیرین من خانوادم .و همسرم نجات دادن همه پشتم بودن همراهم بودن .. یک زن تازه زایمان می‌کنه مثله همون بچه که تازه به دنیا اومد خیلی نیاز به توجه داره افسردگی بارداری و بعد بارداری جدی بگیرین ...الان خداشکر میکنم که همچنین خانواده دارم و خدا این فرشته کوچولو بهم داد شکرت خدا