۱۱ پاسخ

جلوی بقیه بکن نکن نکن ب دخترت چون اونجا جای تربیت نیس بقیه دخالت میکنن

وقتی میرید وسایلی که دوسشون داره با خودتون ببرید تا اونجا سرگرم با خودتون شه
بعضی وقتها یک تشکر که با کنایه تشکر کنید طرف خودشو جمع و جور میکنه و بعضی وقتها یک کتاب ۱۰۰۰ صفحه‌ای هم صحبت کنید طرف به روی خودش نمیاره
همه چیز بستگی به ابهت کلام و رفتار شما داره.
من همیشه به پسرم میگم همه بچه‌ها فقط حرف مامان و باباشونو گوش میدن
و وقتیکه کسی داره چیزی بهش میگه ، میگه مامانم یا بابام اینارو نمیگن

من که باشم اصلا نمیرم...اخم و تخم کن حساب کار دستشون بیاد

رفتو امدو کم کن..ب ی بهانه بازی یا هرچی بچتو دور کن

ب ولله ک خونواده شوهر منم همینن ما هم هفته ای ۱ بار می ریم ولی همون هفته ای ۱ بار هم قشنگ رفتار های بچه منو تغییر میدن بخدا پسر من عادت کرده بود ساعت ۱۱ شب اینطورآ می خوابید همون هفته ای ی بار اِنقدر مادرشوهرم گفت حالا ۱ شب چی میشه فردا ب‌جاش بخوابه پسر من عادت کرد الان دیگه زودتر از ۲ نمی خوابه
یا مثلاً میریم من می‌گم این لباس ن می بینی اون لباس اون موقع ب صلاح بچه نیست سریع پدر شوهر یا مادرشوهر من میدوون ك بیا بریم با ما عوض کن
یعنی هر چی من می گم دقیقأ بر عکس منو با بچم انجام میدن رفتار های منو رفتار می کنند
دیوونه می شم از دستشون ...
تا حرف هم می زنم شوهرم سریع میگه چی می کنند هفته ای ی بار می بینند کار ندارن

منم مثلا غذارو میزارم پسرم خودش بخوره که عادت کنه یه دفعه مادرشوهرم میاد میگه بیاتامن بهت بدم میگم ولش کن تا خودش عادت کنه هی میگه اشکال ندارده اخرغذاشه...امروز آخر یه دادی کشیدم🤣

ای خدا حالا اگه گیر میداد نکن نکن و وسواس بود خوب بود؟

حالا درحد یه مهمونی میزی سخت نگیر بزار خونه مامانبزرگش ازاد باشه گیر نده بهش…واسه منم پیش اومده اما من گیر نمیدم بهش

تا اونجایی قصه همینه مثل منی پس توهم
پیش خانواده شوهر اشتباهه زندگی

منم دقیقا مشکل تورو دارم پسرم پیش خودمون یا خانواده خودم اونقدر بچه با تربیت و خوبیه که نگم خونه مادرشوهرم اینا که میریم بچم میشه یه روانی جیغ جیغو و دیوونه بخدا که بیشتر اونا اینجوریش کردن الکی و بی جهت مثلا به اصطلاح خودشون به شوخی بچمو دعوا میکنن سر کوچکترین چیزا هر بار گریه شو در میارن یا من یه دستشویی معمولی میرم اونجا مثلا میخوان بچم عادت کنه بهشون وقتی من نیستم هی میگن مامانت رفت تنهات گذاشت رفت خونتون تورو اینجا گذاشته پیش ما بخوابی پسرم هر بار چنان جیغی میکشه و گریه میکنه که نگم جوریش کردن که تو خونه خودمونم نمیتونم جم بخورم یعنی روانی شدم از دستشون

زبون باز کن...چ حرفیه میزنی وقتی نمیتونی ازالان دفاع کنی از خودتو بچت فردا همین دخترتم حسابی ازت نمیبرع تو روت وایمیسه.... زبون باز کن ب کسی مربوط نی دپدفه زبون باز کنی میفهمی...حتی اگ شوهرتم زبون باز کرد اونم بشور بزار رو بند

سوال های مرتبط

مامان یکی یدونه ی من💕👧🏻 مامان یکی یدونه ی من💕👧🏻 ۴ سالگی
مامانای گل کسی تجربه ای اگر داره لطفا منو راهنمایی کنه

یعنی عاجزززززززززززززززز شدم از این قضیه😞😞😞

دخترم خیلی دختره خوبیه و در حد خودش آزار و اذیت های خاص خودشو داره
ولی یه مسئله ای که هست اینه که خیلی خیلی خیلی گریه های ببخودی میکنه و بازم من باهاش کنار میام و یه وقتایی هم شاید دعواش کنم و باهاش برخورد کنم ولی تا حالا کتکش نزدم خداروشکر ولی سعی میکنم بیشتر مواقع با حرف زدن مشکل گریه اش رو حل کنم
ولی یه چیزی که هست و برام جای سواله اینه که جمعه ها که پدرش خونس به شدت و بطور شدید لجباز و حرف گوش نکن و گریه های فراووون میکنه
سر هر چیزی لج و لجبازی و گریه میکنه و ۹۰ درصد فقط با پدرش توی دعوا و لج بازی و گریه و داد و بیداد هست
بماند که پدرش از اون بدتره و در جواب کارهای دخترم هزار برابر بدتر از دخترم میشه و مثله بچه ها یا قهر میکنه یا لجبازی یا دعوا یا داد های بلند و فحش به زمین و زمان و همش میگه تو مقصری که نمیذاری من بچه رو ادبش کنم و باهاش برخورد کنن
حالا دو چیز این وسط هست یا واقعا دخترم این رفتارها رو وقتی پدرش خونس انجام میده که محبت و ناز پدرش رو بخره
یا واقعا با پدرش مشکل ارتباطی داره و نمیتونه تحمل کنه پدرش رو

نمیدونم موندم واقعا😞😞😞به خدا به حد جنون رسیدم از دست این دو تا😞😞😞

فرزندپروری
تربیت کودک