امروز دقیقا دو سال زیبا و ارزشمند از آن روز گذشته است و تمام خاطرات آن روز برایم دوباره زنده می‌شود لحظاتی ک با تو چشم در چشم شدم بند دلم پاره شد و در کسری از ثانیه عاشقت شدم پسر عزیزم تو تنها دلیلی هستی که ما با لبخند زندگی را ادامه می‌دهیم و تو تنها دلیلی خواهی بود که با لبخند به زندگی نگاه می‌کنیم وقتی شرایط سخت هستند، تنها چیزی که لازم است فکر کردن به توست تا من را قوی نگه دارد. آغوش ها و بوسه های تو روح من را تغذیه می کند میدانم گاهی اوقات از کوره ر میروم ولی بدان آن هم از روی عشق است عزیز مادر تو به من یاد دادی ک در برابر همه صبور باشم با هر ذوق و لبخندت انگار خودم ذوق میکنم از ته دل میخندم هر گاه جایی میخوردی خودم را جای تو می‌گذاشتم ک مبادا ضربه سنگین باشد تو تمام قلب من هستی تولدت هزاران بار مبارکمان باشد و ازت میخام با دل و پاک معصومت برا همه دعا کنی ک همه لذت مادرشدن را حس کنند ❤️ و مادرانی ک فرزندی دارند در زیر سایه پدرومادر و محبت خانوادشون بزرگ شن و لباس عافیت. تن بچه های پاک و معصوم بپوشاند مادر دعا کن ک دعای شما بچه ها زود مستجاب می‌شود ❤️ بماند به یادگار تولد دوسالگی پسر قشنگم 😍😍۱۴۰۴.۱۱.۴ ان شالله تولد ۱۲۰ سالگیت مادر
❤️💋

۳ پاسخ

مبارکه عزیزم😍♥️🫂

انشالله همیشه سالم باشن عزیزم .تولدش مبارک 😍

مبارک باشه عزیزم ❤️

سوال های مرتبط

مامان مَهوا🌝 مامان مَهوا🌝 ۱ سالگی
💢بماند به یادگار از پایان دوران شیردهی 💢
10و 11 آبان1405

عشقم، دخترم😍مهوا جانم❤️
تو جوانه ای هستی ک در دلم پرورش یافتی و تمام وجودم را آغشته به عشق و مهر خودت کردی💜
با تمام وجودم و عشقی ک به تو دارم ، در این دو سالی ک لحظه به لحظه و هر روز بزرگ شدنت را شاهد بودم
این نبود ک فقط من به تو شیره وجودم را بخشیده باشم
بلکه با هربار درآغوش گرفتنت تمام وجودم پر از عشق تو شد طوری ک دیگر غیر از عطر وجود تو ، عطری در آن لحظه به مشامم نرسید
غیر از نگاه نافذ و دلنشین تو ،خیره به هیچ کجای این جهان نشدم
عشق ابدی مادر🥰
امروز آخرین روزی بود ک تو را در حالیکه در آغوش داشتم و نوازشت میکردم از شیره وجودم چه گوارا نوشیدی و خوشحال و خندان بودی 😊
اما مامانی با تمام عشقی ک در نگاهش بود و با تو میخندید هم خوشحال بود و در دلش هم افتخار میکرد به وجود نازنینت که
به روزی رسیدی که انقدر بزرگ و مستقل شدی و دیگر میتوانی بدون وابستگی به سینه و شیرمادر بخوابی 🙃
هم دلش پر از غصه ای غریب ک حس سختی بود حتی برای بیان آن لحظه ،😢😢🥹🥺
به جرئت میتوان گفت ،این حس را فقط یک مادر میتواند درک کند ، و لاغیر😫😫
دخترم اکنون در این روز و ساعت این را نوشتم تا تو بدانی
من با تمام عشق و احساسم به تو شیر میدادم و تو این را کاملا با چشمان و نگاه زیبایت به من نشان دادی ک میفهمی، ☺️😚😚
دیگر وقت آن رسید بعد از چندماه ک وعده های شیر را تدریجا کم کردم با آخرین وعده روز خودت خداحافظی کنی
و یک قدم دیگر پا به راه استقلال خودت بگذاری👶👧
این را بدان من همیشه عاشقانه دوستت دارم و کنارت می مانم💝💝❤️❤️❤️

دوستدار تو مادرت🤰🤱👩‍👦
مامان معجزه خداجون😍 مامان معجزه خداجون😍 ۲ سالگی
دخترم امروز که شمعِ دو سالگی‌ات را فوت می‌کنی، گویی دو سال است که جهانِ من رنگِ دیگری به خود گرفته است. دو سالِ پیش، در چنین روزی، تو با حضورت، تمامِ معادلاتِ زندگی مرا تغییر دادی. تو نه تنها “بودن”، که “معنایِ زیستن” را به من آموختی.

دو سال پیش، تو یک هدیه بودی؛ حالا، تو بزرگترین آموزگارِ منی.

از تو یاد می‌گیرم که چگونه با کوچک‌ترین اتفاق‌ها، بلندترین قهقهه‌ها را سر دهم.

از تو یاد می‌گیرم که چگونه با کنجکاوی، به دنیایِ ناشناخته‌ها قدم بگذارم.

و از تو یاد می‌گیرم که چگونه می‌توان بدون هیچ چشم‌داشتی، خالصانه و بی‌قید و شرط، عشق ورزید.

دخترِ کوچکِ من،

شاید اکنون که این کلمات را برایت می‌نویسم، هنوز ندانی که این واژه‌ها چقدر سنگین از احساس هستند؛ اما می‌دانم که قلبت آن‌ها را حس می‌کند. دو سالگی، آغازِ سال‌هایی است که قرار است دنیا را با دست‌های کوچک تو بگردیم. برایت دنیایی می‌خواهم که در آن، عدالت، زیبایی و مهربانیِ بی‌پایان، سهمِ همیشگی‌ات باشد.

من به عنوانِ مادرت، به تو قول می‌دهم که تا آخرین توان، حامیِ رویاهایِ بلندت باشم، حتی اگر کوچک‌ترین قدم‌هایت. تو همان نوری هستی که در تاریک‌ترین شب‌هایِ این روزهایِ من، راه را برایم روشن نگه می‌داری.

تولدت مبارک، ای تمامِ هستیِ من.
بمان برایم؛ بمان و با خنده‌هایت، به دنیا معنا ببخش
مامان کای مامان کای ۲ سالگی
کایانم نمیدانم تا کی دنبال آغوش من خواهی گشت یا از من بوسه میخواهی
نمیدانم تا کی قصه هایم را باور می کنی و فکر می کنی که من همه چیز را میدانم
نمیدانم تا کی با صورت قشنگت نگاهم می کنی و خودتو لوس می کنی و مامان جی جی صدایم می کنی
نمیدانم چند شب وچند روز بی قرار مرا صدا می زنی یا گریه می کنی
چیزی که میدانم این است که به چشم بر هم زدنی داری بزرگ می شوی
روزها می گذرند و با اینکه ازسلامت تو شاد و سرمستم ، قلب خودخواهم مادرانه نمی خواهد که تو از من دور باشی
میخواهم تنها پناهگاه امن تو باشم تا همیشه
دوست دارم بوسه هایمان سالها ادامه داشته باشند و زخمهایت را التیام بخشند
پسرم خیلی دوست داشتم که همیشه بچه کوچکم باشی اما تو هر روز بزرگتر می شوی و مستقل تر و تو را دورتر از خودم میبینم
از همین حالا دلم برای رختخواب بهم ریخته، اسباب بازی های شکسته شده وسط اتاق، کتابهای پاره پاره شده
تنگ می شود...
چند وقت دیگر دست به دامن من نمی شوی ، دیگر صبح صدایم نمیزنی ...
‌دستم را نمیگیری..
، وقتی به ان مرحله رسیدی من اینجا هستم
مهم نیست چند سال داشته باشی و چقدر ریش روی صورتت باشد
همیشه همینطور با آغوش باز...
دلباخته با عشق...
با چشمانی پر از اشک...
به تو می اندیشم
دومین سالی که با تو گذشت مبارکم باشه جان و دلم 💙👼
مامان نیلرام 🤍🥹 مامان نیلرام 🤍🥹 ۲ سالگی