۸ پاسخ

منم مثل شما
ولی من کلا ازش زده شدم،بهشم گفتم که بخاطر یک برگه کاغذ منوتو باهمیم وگرنه دیگه جایی تو دلم نداری،شوهرمم میگه اینکارارو نمیکنم حرف بد نمیزنم،ولی باورمو ازدست دادم،

ببخش ولی بگو تکرار کنی حتی به شوخی بازم نمیبخشم

ببخش عزیزم....اتسان جایز الخطاست..... به هر حال خودش متوجه اشتباهش شده.اگ همسر من معذرتخواهی ساده کنه من میبخشم چ برسه ب گل دادن....آخه خیلی از مردها عذرخواهی نمیکنن

شوهدمن دست بلند نمیکنه ولی با زبونش میزنه 😔

خواهرهمه همینجوریم بخاطربچه هامون هست که نشستیم من برای چندرغازپول که برم ارایشگاه بایدچندروزبهش بگم بده اونوقت جاریم میگه شوهرت دیروزخونه مادرش به خواهرش گفته شماره کارت بده برات پول بزنم اونم خواهرمتاهل

منم
برو پست هام رو بخون

حالم‌ازش بهم میخوره بی شرف

بده این گلُ بکنم تو ک..ون. شوهرم خاک تو سرش

سوال های مرتبط

مامان آراد🎆 مامان آراد🎆 ۶ سالگی
۵ ،۶ سال پیش وقتی گذاشتن تو بغلمون و عاشقانه بهشون نگاه میکردیم، صدای گریه ایی ک می شنیدیم همونجا اولین دعا براشون عاقبت بخیری شون بود ، آینده ایی موفق بود
روز ها و سال ک گذراندیم سخت بود پر چالش بود شیرین بود دغدغه این پنج ،شش سال از اول گریه های شبانه کولیک ، رفلاکس ،واکسن ، بد غذایی ها ، وزن گرفتن و ووووو..... و الان وارد چالش بعدی میشیم مدرسه رفتنشون دغدغه ایی ک فقط مادر ها درک میکنن چ استرس هایی ک داریم فکر هایی ک داریم و اینجا میگیم
پنج شش سال گذشت چ دوست های خوبی پیدا کردیم، بجه هامون با هم قد کشیدین ، اینجا شاهد گریه ها و خنده ها هم بودیم
مامان هایی ک مث من برای اولین بار قدم گذاشتن تو این راه پر از استرس و هیجان هستن
امشب داشتم وسایل گل پسر رو جمع میکردم و باهاش صحبت میکردم روی لب هام لبخند و خنده تو دلم غوغا پر از استرس و فکر و خیال
یه جورایی هم خوشحال هم ناراحت
دیگ دارن بزرگ میشن
دیگ وارد اجتماع شدن
چشم بهم بزنیم میبینم ک دیگ بزرگ شدن
دیگ خبری از این هیاهو و صدای زیاد تلویزیون ریخت پاش و........ نیست

امیداورم این مسیری ک وارد شدیم هم گل دسته ها هم خودمون موفق باشیم

فرزند پروری
کولیک
رفلاکس