۹ پاسخ

منم همین دردا رو دارم خواهر وگذاشتم خونه رو براهمونا اومدم کنار مادرم نشستم

به جاریت بگو بچت با بچه من نمیسازه همش باهم دعوا دارن من نمیتونم کنترل کنم تنها نزارش اینجا

اون میاره در واقعا میندازه سر شما چند بار اورد شما بزار برو جایی مهمونی بچه حوصلش سر میره زنگ میزنه مامان میاد میبرتش

بخاژره بچه یکی دیگه بچه خودتو چرا میزنی....هروقت اورد فوری لباس بپوش بکو بیرون کاردارم میخام برم دکتر خونه مامانم بازار اداره بهانه بیار خونه نمون

عزیزم خدا صبرت بده
اگه اتاق دیگه ای دارین برو اونجا پسرتم ببر
اونم بیاره ببينه کسی نیست برداره ببره
میبینه تو هستی مواظبی میاره
وگرنه هردوشون بچه هستن

به جاریت بگو مامان مریضه حواس درست و حسابی نداره من نمیتونم مسئولیت دخترتو قبول کنم اتفاقی براش افتاد بعد نیای بگی چرا حواست نبوده ، بچه رو پیش خودت نگه دار

وااا چرا بچتو زدی بخاطر یه بچه دیگه 😐😐
اینجور وقتا ارومش کن ...خودت بچتو بردار ببر بیرون یکم هوا بخوره براش خوراکی بخر ..تو یه واحدین ؟

خونه مامان خودت برو بمون .اون بچه هم اگ زد دعواش کن . بچه منم همینجوری بود بچه های جاری و خواهرشوهرم میزدنش. دو دفعه جلوی ماماناشون حسابی دعواشون کردم حساب کار همه دستشون اومد‌ ... اصلا تعارف نکن .

اگه اتاق جدا دارین اینجور وقتا با بچت برو تو اتاق درم ببند باهاش بازی کن

سوال های مرتبط

مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 ۱ سالگی
مامانا من تازه از بیمارستان برگشتم خونه بخدا من از خدام بود بمونم پیش بچه اما واقعا نمیشد چون خودتونم میدونید بچه کوچولو دارم اگر نداشتم خداشاهده میموندم نشد تا الان پیشش یودم دیگه اومدم خونه شوهرشم کلی ازم تشکری کرد گفت خدا خیرت بده خیلی زحمت کشیدی و این حرفا ولی به جان بچه هام من فقط دلم برای اون بچه میسوزه خدا کنه خوب بشه یعنی این بچه برای من شده عین بجه های خودم 😭
فردا میرم دوباره تا ظهر میمونم مادرش بیاد خونه استراحت کنه فقط از خدای مهربون میخوام این بچه خب بشه یعنی مامانا کار اشتباهی کردم اخه بچه همش گریه می کرد شیر که دو روزه که نخورده بود لباش خشک شده بود با اصرار من بردن اول متخصص بعد نامه دادن برای بستری ببریم بیمارستان توروخدا دعاش کنید گناه داره خب بشه
باورتون میشه ما داشتیم این بچه رو می بریدم پدرش می گفت خدا کنه بمیره 😭😭😭😭😭
منم گفتم این چه حرفیه شما میزنید ماهم بخدا بچه بزرگ کردیم ولی یه بار اینجوری خودم یا شوهرم نگفتیم
تو بیمارستان دکترا به مادر بجه می گفان باید بمونی هیی گریه می کرد نه من نمیمونم برم خونه من مریضم همه دکترا دعواش کردن منم دعوا کردن چرا اومدی که مادرش نمیمونه 😔😔😔😔




بچه پوشک