پارت آخر تجربه زایمان 💢 شرمنده بابت تاخیر
خلاصه دیگه اونشب طولانی ترین شببب عمرم بود ، هرچی میگذشت صبح نمیشد ، من گیج بودم
دوتا خانم توی اتاق ما بودن که سز اختیاری شده بودن و به من چپ چپ نگاه میکردن
ولی فرداش دیدم و خدارو شکر کردم که تونستم طبیعی بچمو به دنیا بیارم
شکم های اونا خیلی بزرگ بودددد
انگار بچه هنوز توی شکمشونه ،و موقع راه رفتن خم خم راه میرفتن ، یه عطسه گریشونو در میاورد
کلا زایمان سخته چه طبیعی باشه چه سزارین
کلا مادرشدن سخته ولی الان که بچم توی بغلمه خیلی خوشحال تر از وقتی ام که باردار بودم
بیخوابی شب های بارداری خیلی بیشتر اذیتم میکرد
الان واسه بیدار شدن دلیل دارم و با عشق از خواب بیدار میشم و اصلا ناراحت نیستم ، سینه هام زخم شده هربار شیر دادن خیلی برام سخته ولی دوسشون دارم این دردا رو
یه چیزی که میخواستم به همه کسایی که بین طبیعی و سز گیر کردن بگم
اینه که اگه زایمان طبیعی رو انتخاب کردین حتماااا حتماااا اپیدورال رو بگیرین و ماما همراه
همین که اونجا یکی هست باهات صحبت میکنه و توی دردا بهت امید میده که چیزی نمونده آفرین ، تو میتونی ، چقدر وقت دیگه بچت توی بغلته
ادامه تاپیک

۷ پاسخ

اونایی که دیس لایک زدن فکر کنم سز بودن

مرسی عزیزم چقد از سر شب استرس داشتم واسه بارداری تاپیک هم گذاشتم خیلی نا امید بودم با این حرفت دلم گرم شو واسم دعا کن منم زود زایمان کنم به خوشی دخترمو بغل بگیرم این روزا خیلی سخته🥲🥲

واااایییییی مبارکهههههههه
قبلنا پیامای گهواره واسم میومد، الان نشون نمیده.
خیلی تبریک میگم.
مراقب خودتون، جسم و روح و روان تون باشین که خیلی دوران مهمیه

چرا عکسشو نمیزاری ببینیمش🥹🩷

طبیعی خیلی خوبه
سز هم بد نیست ولی بنظر من طبیعی خوبه

خوشحالم دختری به سلامتی به دنیا اومد عزیزم😍
خیلی خوب و با جزئیات تجربیاتت رو تعریف کردی قطعا خیلی بهم کمک می‌کنه ممنون ازت
راستی شناسنامه برای نی نی گرفتین یا هنوز اسم نداره گل دختر؟😁

این حرفا شاید ساده بیاد ولی اونجا خیلی به آدم امید میده
من اونجا وقتی گفتم اپیدورال میخوام گفتن ماما همراه احتیاج نداری گفتم میخوام ۲ ملیون پولی نیست ، این همه من درد میکشم ۲ ملیون صدقه فدای سرممم
من از دو هفته قبل از زایمان رابطه عمیق بدون جلوگیری
کمپوت آناناس رو شروع کردم، ولی الان بچم گرمی داره قرمز قرمزه ، توصیم به شما اینه که اگه میخورین حتما کنارش عرق کاسنی بخورین که سرده و گرمی اونو خنثی میکنه
پیاده رویی خیلی تاثیر داره روی پائین اومدن بچه و باز شدن دهانه رحم ،ولی من تا ساعت های آخر بارداریم شکمم بالا بالا بود
من با معاینه عادی دهانه رحمم ۲ سانت باز شد
اگه‌بازم‌یادم بیاد ادامشو توی تاپیک مینویسم

سوال های مرتبط

مامان میران مامان میران ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
خلاصه بعد اینکه پسرمو دیدم فکر کردم تموم شده دیگه و فقد یکم درد دارم همین بعد رفتم تو بخش فهمیدم یه بخش سخته دیگه داره یعنی ماساژ رحمی که واسه من سه بار انجام دادن که مردم از درد ولی اون دیگه تو طبیعی هم هست دیگه که شکمو با دو دست فشار میدن و بعد اونم که بهم گفتن اگه راه بری دیگه فشار نمیدیم شکمتو منم از ترس از شب شروع کردم به راه رفتن به کمک مامانم تا آخر شب با کمک مامانم بلند میشدم راه میرفتم ولی فردا صبح بهتر شدم خودمم می‌تونستم راه برم یکم البته و این بود تجربه من که فرداش مرخص شدم و تو خونه هم فقد دو روز سردرد داشتم اونم چون شب تا صبح بیدار بودم بخاطر بچه و خیلی واسه دردام جیغ زدم که الان خدارو شکر اونم رفع شد و خدا یه پسر ناز بهم داده و بابت این نعمت واقعا سپاس گذارم و اینکه خدارو شکر سالمه این تجربه من بود واسه همین امیدوارم کسی نترسه چون بدن هر کی متفاوت عمل می‌کنه و من هنوزم با وجود اینکه دیدم چجوریه سزارین بازم انتخابم سزارین و هنوز نمی‌خوام طبیعی زایمان کنم به نظرم هر دو تاش سخته واین باید اختیاری باشه که هر کی هر جوری که میتونه انجام بده و بزرگترین تجربه این بود که مادر بودن سخت ترین وظیفه دنیاست و شیرین البته امیدوارم همه مادر ا بچه هاشونو صحیح سالم به دنیا بیارن .
مامان tiam🤎🧸 مامان tiam🤎🧸 ۵ ماهگی
#تجربه زایمان طبیعی۸
نینی من ساعت شش صبح بدنیا اومد تجربه سختی بود واسه من ولی از خدا ممنونم که طاقت درد بزرگ رو بهم داد تا زایمان کنم و بالاخره تموم بشه هر چیز قشنگی توی دنیا تجربش و تاوانش سخته به نظر من و چه خوب که آدم بتونه هر چیزی رو تجربه کنه و بفهمه بعد از زایمان من درد بدن داشتم و دارم هنوز ولی راه میرم و میتونم کارامو انجام بدم.من از زایمانی که داشتم پشیمون نیستم خیلی درد کشیدم ولی ارزشش رو داشت در کل شاید این دردا و روند زایمان برای هر بدن و هر کسی فرق کنه و به صلاح راحت تر باشه نمیشه گفت همه مثل هم هستن من از همگی عذر خواهی می‌کنم قصد بدی نداشتم که اونایی که میخان طبیعی زایمان کنن رو بترسونم چون خودمم تا یک هفته پیش جز همونا بودم و با خوندن تجربه های سخت هم باز رفتم طبیعی یجورایی خواستم تجربش کنم و انتخاب نوع زایمان دست خودتونه بستگی به روحیه و تحمل درد رو داره الانم هرکس منو میبینه میگه خوشبحالت طبیعی زایمان کردی بازم میگم انتخاب خود آدم هست نمیشه صد در صد بگی این اتفاقات برای همه یکی هست
با آرزوی سلامتی و حال خوب واسه همه ی مادرایی که باردار هستن و میخوان زایمان کنن 🌹
زایمان طبیعی فرزند پروری تجربه
مامان سورنا مامان سورنا ۱ ماهگی
پارت اول - تجربه ی زایمان

سلام سلام
مامانای قشنگ من زایمان کردم و الان بیست و پنج روز میگذره میخوام تجربه زایمانم رو که طبیعی بود رو براتون اینجا به اشتراک بذارم
امید که کمکی بشه به مادرایی که قراره زایمان کنن😍
من از روز اول که فهمیدم باردارم مهمترین دغدغه ام انتخاب نوع زایمانم بود من بشدت از سزارین میترسیدم و از طبیعی وحشت داشتم هر روز از همه نظر میپرسیدم راجب این موضوع
یکی میگفت برو طبیعی زایمان کن بهتره من طبیعی زایمان کردم خیلی خوب بود و هزار تا تجربه ی سزارین بد برام تعریف میکرد و من کلی میترسیدم میگفتم اره پس منم طبیعی زایمان میکنم فرداش یه نفر دیگه میومد میگفت نه مگه دیوونه ای. فقط سزارین کن طبیعی خیلی بده و هزار تا تجربه ی بد از مادرایی که طبیعی زایمان کرده بودن میگفت و خلاصه این روند ادامه داشت تا هفته ی بیست و هشتوم
من از روز اول با یه ماما اشنا شدم و قصد داشتم تو کلاسای امادگی زایمانش شرکت کنم
همسرم که دید اینقدر سردرگمم و ترسیده ام گفت بیا برو با ماما صحبت کن فعلا کلاساشو برو تا بعد تصمیم بگیر که چکار میخوای بکنی. اینو بگم که توی این پروسه همسرم بشدت حمایتگر بود و میگفت انتخاب با توهه و من برای انتخاب هیچکدوم به هیچ عنوان تحت فشار نبودم
ادامه دارد. . . .