۱۵ پاسخ

خواهرتون چ توقع ببخشید بیجایی دارا ازتون .شما خودتون یه مادرید بچه دوساله رو کجا بذاری بری شهر دیگه🫤
از طرفی مادرتون بلد نیس یعنی چی.پس شما هارو کی بزرگ کرده و از آب و گل دراورده.تازه باتجربه تره بنظرم😅
اگه بیمارستان حصوصی باشه ک مادرتون راحت راحت حتی پوشک بچه رو هم خود پرسنل تعویض میکنه

چه خونه ی زیبایی

نرو پرستار بگو بگیره ..من یه بلراینکارو کردموهرروز دارم میگم چرا ...جون بچم وخودمو به خاطر خواهر م وبجش انداختم توخطر آخرم پشتشوکرد بهم محلمم ندا د کلی هم خرف زد پشتم

اصلا لازم نیست مامانت چیزی بلد باشه مادر شوهرشم میاد تو بچتو ول نکن گلم یا اینکه شوهرتم ببر تو خونه مامانت مواظب بچه باشه

اگر بیمارستان خصوصی هست اتاق خصوصی داشته باشه میتونی بچه تو همرات ببری

گلم اولا تصمیم با شماست
دوما دخترتون با کسی صمیمی نیست عمه، خاله، زن دایی، یا زن عمو؟؟
خواهرم سه ماه پیش زایمان کرد من باهاش رفتم چون مامانم نمیتونست البته بیمارستان خصوصی یه شهر دیگه بودیم من کار زیادی براش نکردم اینم بگم بچش توی ان آی سیو بود که فرداش با خواهرم الحمدلله مرخص شد
من دخترمو پیش عمش گذاشتم که خیلی دوستش داره و طبقه ی پایین پدر و مادر همسرم زندگی میکنن
صبح بیدارش کردم باهاش بازی کردم فرستادمش پیش عمش خودم با خواهرم رفتم بیمارستان زنگ میزدم هم ببینم چکار میکنه
سه روز پیش خانواده ی همسرم بود
روز دوم هم با باباش و مادر همسرم اینا رفت روستا میگفتن زیاد سراغ من رو نمیگرفت چون سرش گرم بود باهاش حرف هم میزدم همسرم بعد گفت که سراغ منو که میگرفت میگفتنش مونده خونه رو تمیز کنه😐😂
بیخیال میشد
اگه شما هم کوچولوتون کسی رو داره که باهاش صمیمی باشه پیش اون فرد میتونید بزاریدش

منم کسی رو ندارم بیاد همرام مجبورم پرستار بگیرم

یک شبانه روز برای بچه این سن جدایی زیاده
میتونه منجر به اضطراب بشه
من بودم اینکارو نمیکردم
البته اگ کسی نبود ک باخواهرم بره و مجبور بودم میرفتم
اما وقتی مادرت هست ن
بلدی نمیخواد

یاهم میتونی روزا تو وایسی شی مامانت حالا خاله ای کسی

بچتو شب بزار پیش شوهرت
خواهرت گناه داره منم مامانم اومد که همراهم باشه چون میدونستم بلد نیست کمک دستمم نمیتونه باشه به خواهرم گفتم بمونه پیشم کلا بچمو تا فرداش که مرخصم کنند آبجیم نگهش میداش پوشکشو عوض میکرد آروغشو بعد شیر میگرفت منو برد تو حموم پایین تنمو شست

نرو عزیزم مهم بچته مامانت بره

این خونه خودته😍

بگو مامانت بره بیمارستان وقتی رفت خونش تو برو اونجا مراقبش باش
بهش بگو تو بیمارستان پرستارا هستن به مامانت نیاز نیست که کار بلد باشه یا نه
تو خونه مهمه که بچه باید حموم بشه بگو اون موقع میام پیشت

مادرت نمتونه نگهداره بچه رو ...یا مادرشوهرت

نرو,,,اولویت بچته.یهو بی تابی کنه چی،بلد بودن نمیخواد مادرتون بره میتونه

سوال های مرتبط

مامان رایان کوچولو👼 مامان رایان کوچولو👼 ۲ سالگی
از دست مامانم انقدر عصبی ام که معدم درد گرفته از حرص
من مجبورن خونه مامانم اینا زندگی میکنم بعد من به هرچی که به بچه میگم نه مامانم براش انجام میده با اینکه بهش هم میگم نکن این کارا رو بازم انجام میده و تازه جلوی بچه هی به من میگه ول کن بزار کاری که میخواد و بکنه یا به پسرم میگه بیا مثلا فلان چیزو مامان بهت نمیده من میده انقدر کفری ام میکنه کاری کرده که بچم با من بد شده و به خودش وابسته شده یعنی بیشتر از من بهونه مامانم و میگیره و دنبالشه بهش هم میگم نزار بچه عادت کنه گوش نمیده مثلا یه شب رفت بالا پیش مامانم بخوابه گفتم میبرمش پایین مامانم نزاشت الان چند شبه قبل خواب گیر میده که میرم بالا اونا هم تا دیروقت بیدارن
یا هرچی من از جلوش قند و شکر و دور کردم میره بالا مامانم بهش چای شیرین میده یا قبل غذا به بچه هله هوله میده
انقدر خودخوری میکنم دارم مریضی اعصاب میگیرم هر چی هم به خوبی میگم گوش نمیده میترسم آخر باهاش دعوام شه سر این کاراش یعنی کاری کرده بچه نیم ساعت هم خونه خودمون دووم نمیاره همش میگه میرم پیش مامان جون