۷ پاسخ

ای جان😍🥰

عزیزم دختر من دست تکون میداد

وای خدااااا🥰🥰🥰
غش کردم برا پای کوچولوت😍😍😍
خدا حفظش کنه

اخ عزیزم خداحفظش کنه

مبارک باشه بسلامتی بغلش کنی🩵🥰

کوچولوووو

الهی
خدا خفظش کنه

سوال های مرتبط

مامان نورا 🌸🎀 مامان نورا 🌸🎀 ۱۱ ماهگی
چهار ماهگی بارداری🥲🌱
این چهار ماه خیلی عجیب گذشته. از روزی که فهمیدم تو به دنیا میای، همه‌چیز تغییر کرد. هر روز یه حس تازه داشتم، انگار هر لحظه یه اتفاق جدید برام می‌افتاد. وقتی به این چهار ماه فکر می‌کنم، فقط یاد میارم که چقدر منتظر بودم تا تو بیای و حالا هر روز بیشتر از قبل با وجودت پر از آرامش و عشق شدم.
توی دل من همیشه یه حس عجیب دارم. حس می‌کنم داری کم‌کم آماده می‌شی برای اینکه در آغوشم باشی، برای اینکه چشمای من رو ببینی و اولین لبخندت رو به من هدیه بدی. بعضی وقت‌ها که تکون‌های کوچکت رو احساس می‌کنم، قلبم پر از شوق می‌شه.🥹♥️🧿

می‌دونی؟ این چهار ماه برای من یعنی یک دنیای جدید، یعنی یک تغییر بزرگ که تو اون رو به من هدیه دادی. خیلی مشتاقم ببینمت، بغل کنم و با تمام وجودم ازت مراقبت کنم. تو یه دنیای جدیدی رو برای من به ارمغان آوردی که هیچ‌چیز توی دنیا شبیهش نیست.💗✨
خدایا این چندماه هم ب سلامتی بگذره 🥹💚
خیلی دوستت دارم، کوچولوی من. و هر روز بیشتر از قبل منتظرم تا با هم باشیم. 🤱🏻💚👼🏻
منو بابایی خیلی دوست داریم
خدایا شکرت بابت این هدیه 🧿♥️🥹
۱۴۰۴/۴/۷ :)
مامان لیا،آنیا،حسین🫀 مامان لیا،آنیا،حسین🫀 هفته بیست‌ویکم بارداری
۱۴۰۵/۸/۳
💙🤍 پسر قشنگم، حسینِ من… 🤍💙

بیست هفته‌ست که تو رو با خودم دارم، بیست هفته‌ست که قلب کوچولوت زیر قلب من می‌تپه و من هر روز بیشتر از قبل عاشق فرشته‌ای می‌شم که هنوز ندیدمش، اما از همین حالا تمام وجودم به عشقشه… 🥹👶🏻💙

حسین جانم، تو سومین هدیه‌ی آسمونی زندگی منی؛ بعد از دو تا فرشته‌ی نازم، لیا و آنیا، حالا خدا تو رو به قلبم سپرده تا خونه‌مون با صدای سه تا اسم قشنگ، پر از عشق بشه. 💕🌸

پسرم، شاید هنوز دستای کوچولوت رو نگرفتم، هنوز چشم‌های قشنگت رو ندیدم و هنوز صدات رو نشنیدم، اما باور کن مامان از همین حالا هزار بار تو رو توی خیال خودش بغل کرده، بوسیده و بهت گفته: «الهی مامان فدات بشه، زودتر بیا که دلم برای دیدنت پر می‌کشه…» 🫂💙

تو هنوز توی دل منی، اما توی تمام فکر و خیال و آرزوهای من جا شدی. هر بار که به آینده فکر می‌کنم، خودم رو می‌بینم که لیا و آنیا رو کنار خودم دارم و تو رو هم توی آغوشم گرفته‌ام؛ سه تا دلیل برای لبخند زدنم، سه تا تکه از قلبم، سه تا عشق بی‌انتها… 🥹❤️

حسینِ مامان، پسر نازنینم، بیست هفته از سفر قشنگمون گذشته و من هر روز برای سلامتی‌ات دعا می‌کنم. آرزوم اینه که سالم و سلامت به دنیا بیای، توی آغوشم آروم بگیری و من با اشک شوق توی گوشت زمزمه کنم: «بالاخره اومدی، پسرم… مامان خیلی منتظرت بود.» 🤍🕊️

حسین جانم، تو هنوز نیومدی، اما از همین حالا یکی از قشنگ‌ترین فصل‌های زندگی منی… 💙

با عشقِ بی‌پایان،
مامانت که بی‌صبرانه منتظر دیدنته… 🤱🏻💙

#حسین_جانم #هفته_بیستم_بارداری #پسرم #عشق_مامان #مامان_سه_فرشته
مامان آریا مامان آریا هفته بیست‌وچهارم بارداری