۴ پاسخ

اره بخدا منم سزارین کردم
هم دکترم عاااالی بود
هم بیمارستانم
هم اتاق خصوصی که گرفتیم عاالی بود
فقط چون بچه اول بود ودرگیر سینه گرفتن بودم یادم از بخیه هام رفت عفونت کردن بعدشم شکمم که کارنکرد خون میفتادن بخیه ها

ولی خداراشکر هم جای بخیه هام کم شده هم خیلی خوب عمل شدم
توصیم به مادران باردار فقط سزارین هست

بسلامتی مبارک باشه ، پمپ درد داشتی ؟

سلام عزیزم ممنون که تجربه ات گفتی خدا خیرت بده و همچنین پناه جون برات حفظ کنه ان شاالله

به سلامتی عزیزم منم قراره ۲۲ ام سزارین بشم
شما شکم بند بهتون دکتر گفت از کی ببندید و اینکه چقدر بعد از زایمان حجم شکم کمتر شد

سوال های مرتبط

مامان 🎀نورا خانم🎀 مامان 🎀نورا خانم🎀 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۴
بخیه هم چون بی حسی میزنن در حد یه سوزشه
بعدش هم به مامانم گفتن اومد پیش نینی و لباس تنش کرد و با دیدنش کلی حالم خوب شد
اینم بگم خدا خیرشون بده هم مامانم‌ اومد پیشم هم شوهرم رو اجازه دادن بیاد پیشم‌
ولی اگر مثل من روحیه حساسی دارین شوهرتون نیاد که کلی گریه میکنین و لوس بازی در میارین براش😂
زایمانم‌ ساعت ۱۰ و ۴۵ دقیقه شب بود و ساعت ۱ و ۲۰ دقیقه هم رفتم بخش
در کل عزیزان دلم هزار بار خداروشکر کردم که سزارین نشدم چون مطمئنم برای من سخت تر بود پذیرش سزارین
با درد برش ۷ لایه از شکم و سوزش اون ناحیه و کمر درد و آمپول بی‌حسی اصلا نمیتونستم کنار بیام
به بدنتون اجازه بدین روند طبیعی خودش رو پیش بره و در آخر توکلتون به خدا باشه
منکه تو اطرافیان همه سزارین بودن و طبیعی رو انتخاب کردم از انتخابم خیلی راضیم
حتی بعد زایمانمم‌به مامانم گفتم خیلی راضی بودم
خوش زا نبودم چون ۱۶ ساعت طول کشید ولی همینکه تونستم و از پسش بر اومدم‌به خودم افتخار میکنم
شما هم توکل به خدا ان شالله میتونین
سوالی داشتین در خدمتم😘😘

زایمان طبیعی فرزندپروری بخیه
مامان دونه(نلین)👶 مامان دونه(نلین)👶 ۳ ماهگی
زایمان پر چالشم #پارت دهم
از اتاق عمل که اومدم همه خونوادم منتظر بودن و کنارم بودن اما نی نی نبود منم که نمیتونستم حرف بزنم تا اینکه شنیدم بچه تا ۱ساعت زیر اکسیژنه...همسرم اومد کنارم گفت خدا خیلی بهمون رحم کرد...نی نی مدفوع کرده بوده و گفتند خیلی خطرناک بوده اما چون تازه این اتفاق افتاده مشکلی نیست و برای احتیاط بچه ۱ساعو زیر اکسیزن هست...بعد ۱ساعت بچه رو ا وردن و پرستار اومد واسه شیردهی که خداروشکر ظاهرا اغوز داشتم ...این بود ماجرای زایمان پر چالش من
در کل از سزارین راضی ام از دکترم خیلی راضی بودم و خداروشکر میکنم که بهمون رحم کرد و اتفاق بدتری نیوفتاد....همسرم گفت تو که اتاق عمل بودی هرچی منتظر شدیم خبری نشد تا اینکا پرستار اومد گفت بچه مدفوع کرده و همه خونوادم خیلی نگران شده بودن و ترسیدن..مادرم کلی گریه کرده بود همسرم به شدت ترسیده بود..و من از همه جا بی خبر بودم چون هیچی به من نگفتن تو اتاق عمل هبچی نگفتن که من بفهمم ...همه چی اوکی به نظر میرسید..به جز اون تعداد مردی که اونحا بود و من کلی معذب بودم که لخت بودم پیش اونا و خیلی خیلی حس بدی داشتم
#فرزند پروری#زایمان#سزارین#عمل
#اتاق عمل