دختر داشتن به نظرم مسئولیت سنگینیه...🤱🏻چون منِ مادری که ۲۴ ساعته باهاش هستم میشم اولین الگو برای شکل گیری شخصیت و عادت هاش✨
و تو همیشه باید حواست به کوچکترین رفتار و گفتار خودت باشه..🍃🗣️
به پوششت👗..به تمیزی و اراستگیت🧖🏻🤌🏻💄..به کلماتی که به کار میبری🪞💎..خلاصه به تمااااااام عادت های روزمره ات✨
و البته مهمتر از همه....که دیشب بهش برخوردم...تأثیر پذیری ای که ممکنه از اطرافیان داشته باشن و نحوه برخورد دیگران با دخترمون ...

چقدر سخته و گاهی هم نشدنی.. فیلتر کردن و الک کردن این اطرافیان 🤷🏻

یه سوال:چطور میشه الگوی خوبی برای دخترمون باشیم ؟؟
سوال بعدی: چطور رفتار کنیم که هرکسی به خودش اجازه نده طبق الگوهای رفتاری اشتباه خودش با بچه ی ما برخورد کنه؟

برای مثال : یکی از اطرافیان مدام لباس های استفاده شده خودش یا بچه های دور و بر رو به بهانه های مختلف میخواد بده به من یا دخترم یا همسرم...(البته بگم که خودشون این کار رو بد نمیدونن)
ولی من به شدت بدم میاد و مخالفم و نمی‌پذیریم ...
و دوست ندارم بعدا که دخترم بزرگتر و فهمیده تر شد مستقیم به خودش بخواد چنین چیزهایی بده.

تصویر
۸ پاسخ

این دغدغه هایی که شما گفتی برای پسر هم صدق میکنه خب

ما بقیه رو نمیتونیم کنترل کنیم ولی اگر خودتون دوست ندارید این رفتار و محترمانه بگید مستقیم بهشون که ممنون مثلا یسنا سادات لباس داره یا متشکرم ترجیح میدم خودم برای یسنا لباس بگیرم ممنونم از لطفتون
اوایل که محمدحیدر به دنیا اومده بود خیلی همه نظر میدادن درباره همه چیزش از کوچک ترین مشکلی که میگفتم تا وسایلی که داشت به مرور متوجه شدم که من نمیتونم با روش تربیتی همه ادمای دور و برم بچه ام رو تربیت کنم و خودم خیلی اذیت میشدم تا اینکه از مسائل پزشکی گرفته تا وسیله و هر چیز دیگه ای خودم یا از دکترش میپرسیدم یا مطالعه میکردم و هر کی دیگه هر چی میگفت یا میگفتم دکترش اینو گفته و با نظر دکترش دارم پیش میرم یا میگفتم مطالعه کردم و به این دلیل این مناسب محمدحیدر بود به مرور هم نظرا کمتر شد و هم خودم ارامش گرفتم که دارم با روش خودم و یک روش ثابت جلو میرم و با نظر هر کسی به هم نمیریزم.
خیلی مهمه که با تموم بی تجربگی مون بالاخره بچه اولمونه به یه ادم مطمئن و مطلب مطمئن اعتماد کنیم و مهم تر از همه به خودمون که داریم بهترین کار و دلسوزانه ترین کار و به عنوان مادر برای بچه مون انجام میدیم
🧡

اره دقیقا

دقیقا درسته حرفات عزیزم

صد البته که مادر الگو فرزندشه مثلا من تو خانواده بودم که پدرم همیشه دور از خونه کار میکرد هم سختیا رو دوش مامانم بود وهمه کاری میکرد .منم با الگو از اون می بینی یه موقع دارم کارهای تخصصی میکنم یا چیزای سنگین بلند میکنم

منم باهاتون موافقم واقعا سخته بچه بزرگ کردن فقط خودت تنها باشی خوبه ولی بعضی اطرافیان ی کارای میکنن حرص ادمو در میارن... منم از لحاظ لباس کس دیگه ای ب بچت بپوشونی خیلی بدم میاد ولی بعضی ادما میگن عیب چ داره

من پسر دارم ولی درکل جواب سوالاتو پیدا کردی ب ماهم بگو😂😂

حرفات کاملا درسته منم همیشه میترسم نتونم اطرافیانو بعدا مدیریت کنم که اونجوری که دوست دارم بزرگ بشه
دختر منم این جورابو داشت😍🥹🥹

سوال های مرتبط

مامان حامی🪿🧸 مامان حامی🪿🧸 ۶ ماهگی
«کودک و صفحه نمایش»
اشتباهات رایج والدین

✅ وقتی بچه‌ بی‌قرار میشه و گریه می‌کنه اولین چیزی که به ذهن خیلی از پدر و مادرا میرسه اینه که گوشی بدی دستش تا ساکت بشه

اما این کار اونقدرها هم که فکر می‌کنی بی‌ضرر نیست
یه تحقیق روی بیش از ۳۰۰ کودک ۲ تا ۵ ساله نشون داده که استفاده از گوشی برای آروم کردن بچه باعث میشه اون نتونه مهارت کنترل خشم و مدیریت احساسات رو یاد بگیره
روانشناسا به این رفتار «پستانک دیجیتال» میگن

✅ بچه‌ای که برای آرامش به گوشی عادت میکنه، توی بزرگسالی نمیتونه احساساتش رو کنترل کنه و همیشه به یه چیزی برای فرار از احساساتش نیاز داره

✅ یه اشتباه دیگه که خیلی از والدین مرتکب میشن، روشن گذاشتن تلویزیون به عنوان سرگرمیه
وقتی تلویزیون روشنه، پدر و مادرا کمتر با بچه‌شون حرف میزنن و این یعنی رشد زبانی ضعیف‌تر

✅ و اشتباه سوم اینکه فکر می‌کنی بچه بدون گوشی سرگرم نمیشه
بچه‌ها با کمی خلاقیت، میتونن با ساده‌ترین وسایل ساعتها سرگرم بشن
وقتی بچه‌ها حوصله‌شون سر میره، تخیل و خلاقیتشون رو به کار می‌گیرن و خودشون رو سرگرم می‌کنن

❤️🤌🏻
مامان panah🧿❤ مامان panah🧿❤ ۶ ماهگی
شورِ شور اشکام سرازیر شده…
خسته‌ام، خیلی بیشتر از چیزی که بتونم با کلمه توضیحش بدم.
حالم از خودم بهم می‌خوره… به جایی رسیدم که حتی وقت نمی‌کنم موهامو شونه کنم. از کمردرد دارم می‌میرم، از خستگی جون ندارم، ولی باز باید بلند شم و ادامه بدم… چون یه کوچولویی هست که به من نیاز داره.
هیچ‌کس نیست بگه:
«بیا دخترم، این یه لیوان آب رو بخور… یه کم بشین، من حواسم به بچه هست.»
کاش مامانم پیشم بود…
کاش فقط می‌تونستم سرمو بذارم روی شونه‌هاش و بگم:
«مامان، خیلی خسته‌ام… میشه بغلم کنی؟»
کاش می‌شد به بابام بگم:
«اون دختر نازک‌نارنجی‌ای که همیشه لوسش می‌کردی، الان خودش مادر شده…
همون دختری که با یه خستگی کوچیک می‌اومد پیشت و تو هواییشو داشتی، الان خودش تنهایی داره از پس همه‌چی برمیاد…
اونم دور از شما، تو غربت.»
من ناشکر نیستم…
هزار بار خدا رو شکر برای بچه سالمی که بهم دادی.
برای داشتن پناه، برای خنده‌هاش، برای نفس کشیدنش، برای اینکه مادرشم… ❤️
من از داشتن بچه‌م ناراضی نیستم، از مادر بودنم پشیمون نیستم…
فقط خسته‌ام.
فقط دلم یه بار، فقط یه بار، می‌خواد یکی حواسش به من باشه…
همون‌طور که من هر روز حواسم به همه هست.

بمونه یادگار از روز های سخت مادر بودن
1405/7/13
مامان حامی🪿🧸 مامان حامی🪿🧸 ۶ ماهگی
«اگه بچه‌ی مضطرب نمیخوای اینکارو نکن»

📌 «چرا حواست نیست؟»، «چند بار بگم حواستو جمع کن؟»
اگه این جمله‌ها بعد از یه اشتباه کوچیک مثل ریختن آب یا شکستن یه لیوان به بچه گفته بشه، بچه فقط یه چیزو یاد میگیره
«من باعث دردسرم»

✅ واکنش شدید به اشتباهات کوچیک، بچه رو همیشه تو حالت آماده‌باش نگه میداره
اون مدام منتظر صدای بلند بعدی، سرزنش بعدی و تنبیهه
این حالت، آروم‌آروم تبدیل به یه اضطراب مزمن میشه
اضطرابی که با بزرگ شدنش هم از بین نمیره

🔵 مهم‌تر از خود اشتباه، واکنش ماست
وقتی بچه‌ای آب میریزه و میبینه مامان یا باباش سرش داد میزنن، دیگه به اشتباهش فکر نمیکنه
فقط به این فکر میکنه که چطور از خشم بعدی فرار کنه
این دقیقاً همون نقطه‌ایه که بچه یاد میگیره پنهون‌کاری کنه یا حتی دروغ بگه

🔻 پس اگه لیوان از دستش افتاد، قبل از هر حرفی، یه نفس بکش
به جای «چرا حواست نیست»، بگو «اشکالی نداره، بیا با هم جمعش کنیم»
بچه‌ای که بدونه اشتباه کردن آخر دنیا نیست بزرگ‌تر که شد جسورتر زندگی میکنه