۱۳ پاسخ

من پسرم انقدر شیطونی میکنه که مجبورم هرروز ببرمش بیرون و پارک تا یکم انرژیش تخلیه بشه🤦🏻‍♀️

عوووف باورت میشه بچم ۱روزش بود همش بیرون ۸روزه مسافرت گشتو گذار تفریح همش بیرون بچه اصلان خونه نبود تا ۱۱ماهشه شد بیرون رفتنا شخیلی کم شد 🥲

هر روز هم نبر عادت میکنه من قبل اینکه شوهرم پاهاش عمل کنه هر شب میبردیم دیگه بعدش چون نتونستیم خیلی اذیت شدیم

خیلی کار خوبی میکنی
حالا یا صبح یا بعدظهر
۱ دو ساعت ببرش حتما
انرژیش تخلیه میشه هم خوب غذا میخوره هم خسته میشه مبخوابه

من شوهرم هرروز صبح غذاشو همراهش میبره منم برای خودمون میذاشتم به یارا نساخت غذایدتازه خیلی برای بچه خوبه میتونی تا قبل ۱۰ آماده کنی بعدش بری بیرون من هرروز با یارا بیرونم هر روز مگه اینکه خیلی سرد یا بارونی باشه هم برای روحیه خودم خوبه هم پسرم یه مدت دیگه از عید عصرها از ۵ دیگه هوا عالیه من از ۳ ماهگی یارا هرروز باهم بیرون بودیم

من با دو تا بچه اصلا نمیتونم برم جفتشونو نمیشه کنترل کرد

منم همیشه ناهارمو شب قبل اماده میکنم تقریبا یه روز درمیون میریم یه دوری میزنیم اینجا سرده قشنگ میپوشونمش اتفاقا تو هوای سرد بره بیرون بهتره عادت میکنه و تند تند مریض نمیشه از روی تجربه خواهرام میگم

حس بد نگیر عزیزم هرکس شرایط خودشو داره، ولی آره خب ببریش بیرون خیلی خیلی خوبه. حتی شده توی کوچه خودتون. همین که پرنده‌ها و درختا و آسمون و آدما رو ببینه خیلی خوبه😍

عزیزم منم گاهی این کارو میکنم
سوار کالسکه میکنم میبرم بیرون
خودش خیلی لذت میبره، خودمم خیلی حالم خوب میشه وقتی آفتاب میخوره بهم یا مردمو و بیرون رو میبینم.. فکرت خوبه..فقط سخت نگیر..هر غدای ساده ای تونستی درست کن ..

اخ منم خیلیییییی کم پیش میاد ببرمش.و معمولا با شوهرم میبریمش
باید سعی کنیم روزاهم دربیایم آفتابی بهشون بخوره نور ببینن🥺

منم قبل ظهر میبرمش ولی هوا سرد نمیشه خیلی بیرون موند در حد 45دقیقع

من پاییز زمستون لیارو نمی‌برم بیرون ولی بهار تابستون همیشه از ساعت ۵تا ۷میرفتیم بیرون

عزیزم تبریز هوا سرده نمیشه هر روز بچه رو برد بیرون ولی منم زیاد سعی میکنم ببرمش

سوال های مرتبط

مامان نی نی👧🏻 مامان نی نی👧🏻 ۱ سالگی
یکی از بلاگرایی که دنبال میکنم یه بچه همسن دخترم داره هر روز با بچش دوتایی میرن بیرون استوری میزاره که خیلی داره خوش میگذره و این حرفا
من همیشه با دخترم که میرم بیرون یا دوستم باهامه یا مامانم یا شوهرم
امروز گفتم خوب زن مگه تو چیت از این‌ بلاگرا کمتره دست بچتو بگیر دوتایی برین عشق و حال خلاصه که بچه رو اماده کردم سوار ماشین شدیم زدیم بیرون از اولش این بچه گفت این اهنگ نمیخوام اون اهنگو میخوام و جیغ و گریه که خودم میخوام دست کنم تو مانیتور اهنگ عوض کنم تو صندلی ماشین هم ننشت گفتم صبور باش زن پیادش کن قدم بزنین از اولش افتاد و نق زد گفتم خوب ما مادرو دختریم دوتایی بریم شام بیرون زنگ زد پیتزا سفارش دادم بیرونم نشستیم که بچم راحت باشه از اولش گفت اب بده اب بده پیتزا پرت کرد که نمیخوام جعبه پیتزا بده دستم خودم قارچاشو جدا کنم بقیشم بدم گربه بخوره مجبور شدم بگم اقا پکش کن میبرمش پک کردیم رفتم تو ماشین که بریم سمت خونه تو مسیر شروع کرد موهای منو کشیدن پشت فرمون و جیع که میخوام بیام رو پات بشینم بکش بکش و گریه سر چهار راه بودیم فقط خدا رحم کرد تصادف نکردیم و بازم شکر سالم رسیدیم خونه خلاصه خیلیییییی خوش گذشت با بچه هاتون دوتایی برید بیرون 🙃م