دوستانی ک بهم پیام دادید تو تاپیک قبل ببخشید نتونستم جواب تک تکتونو بدم حالم خوب نبود واقعا مرسی ک دارمتون دلم فقط ب شماها خوشه
همه چیو گفتم ب شوهرم اول با همون اسم پسر شروع کردم ک اسم دختره رو عوض کرده بود گذاشته علیرضا ۰۰۰کیه
گفت خب معلومه کیه گفتم دختره یا پسزه خاست انگار کنه
گفتم هیچی نگو بزار من بگم خانم فلانیه برگاش ریخته بود همه چیو گفتم همه چیو خودمو خالی کردم قشنک زاحت شدم سبک شذم
گفت اشتباه کردم ببخشیذ چیزی نبود گفتم دیک باید چی بشه و ۰۰۰
گفتم حیف من حیف مهدیار
گفتم دلم نمیخاد حتی ببینمت
مهدیارو باخاهرشوهرم هماهنگ کرده بود بیاد ببره خونشون
بعد اینک حرفام تموم شد رفتم دنبالش یه نیم ساعتی اونجا بودم
اومدم خونه نبود بعد چنددیقع اومد گریه کرده بود نگاش نکردم ولی فهمیدم پکر بود دراز کشید رومبل
بعدم خابید فردا میخام برم خونه پدرشوهرم پس فردا هم میخام برم مغازه دختره ب ری نم ب هیکلش بعدم برم پیش خانوادم تا ببینم چی میش

۸ پاسخ

اگر تونسی یه ضمانت بگیر از شوهرت
ماشینی خونه ایی چیزی ....
الکی بترسون بگو میرم ....
که اگر خدایی نکرده کاری انجام داد بعدا نامردی نکنه
به مردا نمیشه اعتماد کرد

عزیزم فردا با پدر شوهرت برو در مغازه و با هون پدرشوهرت برو خونه بابات

ببيين كاري كه الان بايد بكني گرفتن حق طلاق و حضانت بچته و اگرتونستي يه خونه اي چيزي اصلا نرو سمت دختره اون بي ابرو اگه براش مهم بود كه بامرد متاهل وارد رابطه نميشد اصلا خودتو سبك نكن تونستي باباي دختره رو شمارشو پيداكن ابرو واسش نزار ولي مغازهش نرو

پیش خانواده دختره برو
شرف نزار واسش

الهی مشکلت حل شه
ولی من که متوجه نشدم تو تاپیکاتم نبود انکار حذف کردی
فقط خیلی مراقب باش ممکنه از کارات بر علیه ات استفاده کنه

عزیزم اون خانوم میدونه همسرت متاهله؟

میری پیش اون دختره تنها نرو
پاره اش ابرو نزار براش
از مغازه اش بیا بیرون داد بزن ابروشو ببر
توروخدا بیچاره ش کن

کارت درسته

سوال های مرتبط

مامان عشق مامان عشق ۲ سالگی
امروز دیگه استارت ترک پوشک دخترم رو زدم انشالله خداکنه کنه اذیت نشم.همین اول متوجه شدم ک اصلا بچه با دعوا سروصدا ترسوندن .درست نمیشه ب حرفت نمیکنه بلکه با تشویق زبان نرم ملایم و محبت ۱۰۰درصد بیشتر و بهتر همراهی میکنه.
سری اول تو دسشویی کلی دعوا گریه ترسوندن و... اصلا جواب نداد بلکه لج کرد و پی پی نکرد.سری دوم با تشویق ب چیزی ک دوست داره مثلا شکلات آوردم دادم بهش .محبت و... قشنگ پی پی کرد بدون هیچ اذیتی ن خودش ن من 😊گفتم تجربه مو بزارم شاید ب دردتون بخوره .
اینم بگم ک خاطره خنده داری شد امروز واسمون ،در دسشویی رو بستم گفتم پی پی کن تا بیام بعد ک تموم کرد دیدم در صدا میشه خودشو چسبونده بود ب در رفتم دیدم ۴نقطه مختلف پی پی کرده بود از ترسش چسبیده بود ب در داشت نگاشون می‌کرد درو باز کردم ب من پناه آورد منم اصلا نزاشتم ترس بهش غلبه کنه کلی با ذوق تشویق و هورا سریع شستم رفتن تو چاه گفتم رفتن پیش مامانشون سریع همون لحظه ک تو دسشویی بود رفتم واسش شکلات آوردم خودشم کلی ذوق کرد خوشحال شد بعدشم شستمشو آوردمش بیرون ،امیدوارم ادامه دار باشه ولی واقعا حوصله میخواد😮‍💨😩
مامان اوین مامان اوین ۳ سالگی
مامانا اینقد اعصابم بهم ریخته که حساب نداره من پسرم ۵ سالشه به هرزبونی بگی بهش نقاط خصوصی بدن وگفتم اما خیلی مظلوم و اصلا نمیتونه از،خودش دفاع کنه جثش هم ریزه اولین دفعه که متوجه شدم که پسر خواهر شوهرم ۵یا۶ یال ازش بزرگتره دستمالی کرده با اون دعوا کردم با زبون خوش هم به پسرم گفتم اجازه،نده دیگه تا حدودی کمتر شد اگرم جایی احساس می‌کردم بارم بهش گوش زد میکردم که خصوصیه تا امروز که رفتیم خونه یکی از آشنا اینا تو اتاق بازی میکردن داداشمم با پسرم بود اون ۷ سالشه حس کردم یکم غیرنرمال به پسرم گفتم بیا کنار خودم بشین که میخوایم بریم بعد اومدیم تو ماشین با زبون خوش ازش تنهایی پرسیدم گفت هیچی دختره گلوم پ فشار می‌داده نمیزاشته بیام بیرون خصوصی رو هم دست میزده بعد من بهش گفتم من باتو دوستم هرمشکلی داره بهم بگو چرا ازخودت دفاع نمیکنی گفت یعنی چی گفتم یعنی احازه،نده کسی،بزنه اگرم بزرگتر بود نتونستی از مامان و باباکمک بگیر اینقدر عصبانی شدم یکم خوراکی گرفتم رفتم در خونه طرف دختر گفتم بیا خوراکی خریدم بعد بهش گفتم من با پسرم دوستم نبینم دوباره از این غلطا کردی همه راه و امتحان کرده بودم گفتم شاید اینجوری پسرم اعتماد کنه اینقدر اعصابم بهم ریخته که حد و حساب نداره چیکار کنم یه پسر نباید اینجوری باشه آخه شوهرمم اخلاق ورفتار مثل پسرم کم رو خجالتی اصلا من یه چیزی،میگم شما یه جیزی میشنوید
مامان آرتین مامان آرتین ۲ سالگی
آرتین بردم خانه بازی گفتم روحیه جفتمون عوض بشه عوض ک نشد هیچ بدترم شد ی دختر بود ۹ سالش بود ولی ک چقد اذیت میکرد مربی گفت بیش فعالی داره الان تازه مثلاً قرص خورده اینجور گفت روزایی ک این میاد مشتریا زود میرن اینقدر ک این بچهرو ب گریه میندازه و وسایل رو ب زور از بچه ها میگیره فک کن بچه کوچک ۲ ساله رو میزد ک وسایل رو بگیره یهو میزد زیر وسایلشون ک درست کرده بودن تاب رو از قصد هل میداد ک بخوره تو سر بچه ها ک خودش بره سراغ بازی اینقدر ب این دختر گفتم خاله جان آروم باش نکن بچست نمی‌فهمه اذیتش نکن دیونه شدم رسماً گفت ی روز قرص بش نداده بودن آورده بودن پیشم ۴ ساعت گفت رسماً دیونه خونه شده بود خانه بازی گفت بچه سالم نمونده بود از دستش گفت اصلا انرژیش تمومی نداره گفت زنگم میزنم خانواده بیان ببرنش بشونم گفتم پیش من نیازی گوش نمی‌دن میارن می‌ذارم پشت در و می‌ره منم میگم دختر گناه دار مبارکش تو گفتم ولی اگه بلایی سر بچه ای بیاره می‌دونی ک تو مقصری تو ک می‌دونی اینجور نباید قبول کنی آرتین ک بچه ای رو نمیزنه لج کرده بود از دستش دیدم نیستش رفته بود دختر رو با مشت لگد میزد حرصی شده بود بچم
#پوشک #شیردهی #فرزندپروری
مامان شکلات🍫 و 🫒 مامان شکلات🍫 و 🫒 هفته سیزدهم بارداری
نمیدونم یه مادر چطور به خودش جرئت میده که بچشو. اونم دختر. بدون لباس مناسب، ببره خانه بازی!!👧😤
امشب برای دومین بار بچمو بردم خانه بازی گفتم بذلر بازی کنه، یه مامانی بچشو گذلشته بود اونجا خودش رفته بود بیرون، بچه سه سالش بود.
یه بادی تن بچه سه ساله ک از پوشک گرفته شده بود کرده بود. بدووووون هیییییچی ینی آلت تناسلی دخترش کاملا مشخص بود انقدر اعصابم بهم ریخته بود ک حد نداره، ینی حتی نکرده بود یه شورتی جوراب شلواری‌ای چیزی پای اون بچه کنه. بچه ام تپل بود ماشالا، فک کنین!😡😤☠️
انقدر عصبی بودم ک حد نداشت، علاوه بر تمام خطرات جنسی ک ممکنه گریبان‌گیر اون بچه بشه چه همه آلودگی مستقیما با بدن بچه در تماس بود از طرفی تمامی وسایل کثیف و حال بهم زن میشدن🤢🤕

حالا این وسط یه زنه حمله کرده بود بچه من، فک کرده بود از این بچه هاییه ک مامانشون اومده گذاشته رفته، اومد دست بچمو گرفت ک بذار بچم بازی کنه و تو اجازه نداری بهش بگی برو کنار ک یعو گفتم خودم حواسم به بچم هست شما برین کنار👿🤬


سعی کردم به بچم خوش‌بگذره ولی بازم....😮‍💨