امشب دوباره کشف کردم....
یکی از قلق های فاطمه زهرا جانمممم ......
هرشب رو پام میزاشتم براش لالایی میزاشتم یا میخوندم میدیدم رو پام کلی پهلو به پهلو میشه انگار بچه بیقراره
انگار یه چیزیش هست چند شب فکرمو مشغول کرده بود امشب گفتم شاید لالایی های تو گوشیم تکراری شده براش
با اونکه میدونم مشکل ذهنی داره اما .....
گذاشتم لالایی اول
لالایی با ریتم شاد واهنگ شاد بود انگار توجهشو جلب کرد وگوش داد وبیقراری نکرد
لالایی دوم غمگین بود
با ریتم اروم دیدم بعد چند ثانیه بیقراری شروع شد
لالایی بعدی زدم
اونم ریتم شاد بود
دیدم باز اروم شد گوش داد وگذاشت تا با تکون دادن پاهام ببرمش به عمق خواب
چندبار امتحان کردم و دیدم بعلههه دختر کوچولوم با لالایی شاد اروم میشه و میخوابه
قبلا شاید چندماه پیش امتحان کردم شاد سرحال میکرد اما امشب خوابوند از فردا شب امتحان میکنم شاید دلیل بیقراری هاش هنگام خواب همین بوده

❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
مامان ها خودتون دست کم نگیرین شما بهترین کسی هستید که میتونید دلیل بیقراری بچه هاتون بفهمید وشما از هر دکتری عالی تر هستید❤️❤️❤️🫶🫶🫶

تصویر
۶ پاسخ

پسر من‌عاشق لالایی خرگوش ها سریع میخوابه

دقیقا دختر منم انگار لالایی هاش تکراری شدن دیگه دوست نداره براش قصه صوتی میزارم گوش میده میخوابه

من ک همیشه خودم برا دخترم لالایی میخونم با گوشی نذاشتم بداهه ام همیشه میگم ولی چون حیوونارو دوست داره تو لالاییم همیشه از حیونا میگم مثلا جوجوو لالا پناه لالا و…

اره دختر منم ظهر ها با لالایی چرا چیه که شاده میخوابه....شب با اهنگ بی کلام....چون از ۱ سالگی با لالایی گریه کرد...الانم گاهی یکی تو بازی برای عروسک لالایی بگه ، گریه میگیره

تو بهترین مامان هستی عزیزم

چه باحالللل❤️❤️❤️

سوال های مرتبط

مامان نِلی مامان نِلی ۱ سالگی
تجربه‌ی از شیر مادر گرفتن کودک وابسته توی ۱۸ ماهگی
قسمت دوم
این که تثبیت شد شیر روز کاملا قطع کردم. بعدش با خواهرم و مادرم رفتیم خونه باغ تو ده و اونجا چون نلی خیلی فعالیت داشت و حسااابی خسته میشد و البته حضور خواهرم که براش امنه تونستم به خواب رفتن شب رو هم از شیر جدا کنم، اونجا یه اهنگ لالایی انتخاب کردیم و شبا رو پای خالش با اون اهنگ و مکیدن انگشتش به خواب میرفت. برگشتیم خونه چند روز همین منوال بود تا اینکه دیگه نه رو پا خوابید نه با اون لالایی. لالایی های مختلف میذاشتم و تو بغلم یا راه میبردم یا تکون میدادم و میخوابید. دوبار شدیدا مقاومت کرد و حدود دو ساعت بهونه گرفت و گریه کرد که یکبار با تعریف اتفاقات روز با لحن خوابالو و صدای آروم خوابوندمش ولی یبار مجبور شدم تسلیم شم و شیر بدم. تو این مرحله یک هفته سینه هام تا شب خیلی پر میشد و اذیت میشدم ولی شبا کاملا خالیشون میکرد و آروم میشدم. نلی هم انگار یه مقدار غمگین و فس شده بود و بیشتر انگشت میخورد ولی بعدش اوکی شد.
دیگه یه مدت طولانی روزا و شروع خوابش از شیر جدا شد اما شبا هزاران بار شیر میخورد😬 مخصوصا موقع دندون دراوردن
مامان کیان کوچولو 🍒🐰 مامان کیان کوچولو 🍒🐰 ۲ سالگی