۹ پاسخ

غذا رو با هم بخورین فوقش بچها گشنشون شد تا موقع خواب بهشون ی چیز میدی بخورن این دلیل قانع کننده نیست ک چون دیر میخوابن دیر غذا بخورن 😐
دوم اینکه زود خوابیدن و مستقل خوابیدن رو کم کم شروع کن ک موقع مدرسه رفتن اسیرت نکنن

بله خیلی مهمه،خانواده در طول روز حداقل یک وعده رو باید کنار هم و خانوادگی سر سفره باشن.
تبعات این فاصله ای که توی خونتون هست یالها بعد و توی نوجوانی بچه هاتون خودشو نشون میده

یعنی چی دیر میخابن دیر شام بخورن شام زودبخورن بعد شام یه چیزی میدی میخورن

این‌جوری نمیشه عزیزم
دوتایتون بهم نیاز دارید،بچه ها که خوابیدن برو رو تخت کنار هم بخوابید حتی شده دو ساعت ،،،،ولی هیچ وقت رابطه رو قطع نکن....منم همسرم یه چندباری رو تخت می‌خوابید ،رو زمین کمردرد میگرفتش،منو پسرم تو سالن میخوابیم،،شب میرفتم کنار همسرم می‌خوابیدم چند ساعت ،،،،دیگه همسرم میاد تو سالن کنار ما خوابه سه تایی،نزدیکی هم داشته باشیم میریم تو اتاق،ولی جدا اصلا نمی‌تونیم بخوابیم....حتما درستش کن چون بشدت مهم هست

ماهم از هم جدا میخوابیم انقدر فاصله بینمون زیاد شده که مثل یه غریبه هستیم دیگه بهش امید ندارم همه انرژیمو گذاشتم برا بچم

چجوری میتونید جدا ازهم بخابید اینجوری ک خبلی بده..‌بچهات بزرگ شدن دیگ جاشونو جدا کن

منم ۳ ساله پیش همسرم نخوابیدم
غذام یادم نیست کی با هم خوردیم اخه همسر من رو رژسم و ورزش حساسه بعضی وقتا اصلا شام نمیخوره

خوابیدن ما هم کنار هم نمیخوابیم من چون همسرم دیرتر میخوابه و ب تصمیم خودم بچم رو توی اتاقش زودتر میخوابونم گاهی هم شاید همگی باعم بخوابیم اما جای پسرم مشخصه منم فعلا بغل پسرم میخوابم اما شام رو همیشه باهم میخوریم. خوردن ی وعده غذا کنار هم لازمه. سر ی سفره نشستن یعنی همین دیگه

ماهم بیشتر وقتا کنار هم نمیخوابیم چون شوهرم عادت داره رو تخت بخوابه و دخترمم میخواد کنار من بخوابه. تختمونم جا نداره واسه ۳ نفره من لهم درمیاد دیگه میایم اینور رخت خواب میندازیم دوتایی میخوابیم. ولی سر سفره همیشه با همیم

سوال های مرتبط

مامان مینل مامان مینل ۴ سالگی
سلام مامانهای عزیز امیدوارم هرجا هستین خوب ‌و خوش باشید…
خانم‌ها دختر من سه سال و چهار ماهش هست و‌ شبها که میخوابه معمولا کاری نداشته باشیم یا مسافرت نباشیم تا ظهر فرداش میخوابه و بخاطر همین طبیعیه که تا ظهر دو بار تو خواب شیر میخوره احتمالا گرسنه اش میشه…تاکید میکنم قبل از خوابش هم حتما میبرم دستشویی و قبلش هم غذا میدم و سیر میشه.

مشکلم اینه تا الان که به اینجا رسیدیم کلا یک روز بوده که طول شب بدون سر و صدا و غر زدن یکسره تا صبح حدود ساعت ۵-۶ صبح خوابیده ، بطوریکه اون یک روز یادم مونده…و لازم‌ به ذکر هست که هم پستونک میخوره و هم شب تا ظهر که میخوابه حدودا دو شیشه شیر خشک میخوره تو خواب.

سوالم اینه که بچه های شماهم یکسره تو‌خواب غر میزنن و شیر و‌ پستونک میخوان؟ یعنی حسرت به دلم‌ مونده خوابش سنگین باشه و شبها بخوابه و بدون سر و صدا و غر زدن منو بیدار نکنه تا صبح 😒 من آدم صبوری هستم ولی دیگه صبرم سر اومده .. مسئله دیگه اینکه با صدای بلندی هم غر میزنه و استرس و اضطراب میگیرم بیدار میشم … تازه بماند که ماهی حدودا دو بار هم که کلا با گریه شدید بیدار میشه و میگه پام درد میکنه😐 نمیدونم چجوری پستونک و شیر شب رو ازش بگیرم چون با صدای بلند گریه و غر میزنه تو خواب
بچه های شماهم تو خواب هر یک ساعت ازین پهلو به اون پهلو میشن سروصدا دارن و غر میزنن تو خواب؟
راجع به سر و صدا تو خواب و از پستونک و شیر گرفتن شب و خواب عمیق هر راهنمایی بلدید بگید لطفا 🤯🤕
این غر زدن مشترک هر شب هست چه بیرون بره چه خونه باشه چه خواب روز داشته باشه چه نه.. چه زیاد غذا خورده باشه چه کم ...
مامان آرشاوین مامان آرشاوین ۳ سالگی
یعنی کی میخواد همه چی رو روال بیوفته
از این ک هر روز صیح زود از خواب این بچه بیدارم میکنه خسته شدم
همیشه عصبیم،همیشه سردرد دارم ،یعنی کل روزمو بهم میریزه یکبار نمیشه من صبح با آرامش چشم از خواب باز کنم ،شبا ک ۱۰ ۱۱ میخوابه من باید ظرفارو بشورم ،یکم مرتب کنم خونرو بیهوش میشم ،چون بعدظهرا وقت خوابیدن ندارم، صبح هم ک دیگه بین ۷ تا۸ بیداره ،یا جیش داده ،یا گشنشه،یا کارتون میخواد ،یا بازی میخواد ،یا الکی جیع و داد میکشه ،موهامو میکشه ،میره آب باز میکنه لباسشو خیس میکنه،الان مجبور شدم بزنمش ،انقد ک روانیم کرده، یعنی با هرلحنی میگم آرشاوین بیا لباستو عوض کنم نمیاد ک نمیاد اولش با ناز و آرامش یکم بعد تند اصلا گوش نیمده حالا اگه باباش بود عین فرفر سریع میومد ،
احساس میکنم باید ی مدت جایی باشم دور از بچه و شوهر، وگرن زود نابود میشم، همیشه هم مثل افسرده هام حوصله جواب دادن تلفن ندارم حوصله صحبت طولانی ندارم منی ک عاشق گردش بودم ۱روز نمیتونستم تو خونه بمونم اصلا دلم نمیخواد پامو تو حیاط بزارم چ برسه بیرون،
بعضی وقتا میگم ناشکریه خدا بهم بچه و همسر سالم داده ناشکر نباشه اما گاهی میبینم دیگه خودمی وجود نداره چون صدمو گذاشتم تو زندگی ولی ب چشم نمیاد، یعنی شبا با درد پا کمرو گردن میخوابم صبحا هم با این دردا از خواب بیدار میشم 😮‍💨😮‍💨😮‍💨😮‍💨😮‍💨😮‍💨
مامان نیک‌مهر مامان نیک‌مهر ۴ سالگی