۱۱ پاسخ

ببین ۲ماه تموم از بچه اولین زجر میکشی تحمل کن خوب میشه
کلی چیز میشکنه، نوزادو میپوکونه کلی لجبازی کلی افسردگی میگیره اما تو هیچی بش نگو بزار این روزا به بهترین شکل براش سپری بشه کلی چیز سرگزم کننده براش تهیه کن
برچسب بده، خمیر درست کنین، بادکنکای کوچولو براش آب کن، کلی نی بهش بده بازس کنه، با آرد خمیر کنید، اسلاییم بده، خاک ژله ای براش درست کن ببرش تو تراس یا حیاط خاک بازی کنه
چندتا گلدون بذار جلو دستش گلاشو بپکونه خاکاشو بریزه گلدوناشو بشکنه بزار خالی بشه با این چیزا سخته که بچه جدیدی اومده تو خونه خیلی سخته مثل. هوو میمونه

باز اوضات از من بهتره
دختربزرگه ۱۲ بهمن ۱۴۰۱
دختر کوچیکه ۲۶ دی ۱۴۰۳
کمتر از دوساله
باز برای تو تقریبا سه سال میشه

سخته اما عالیه

من بچه هام یکسال و هفت ماه فاصلشونه خیلی سخته ولی میگذره الان باهم دوستن باهم بازی میکنن دعوا میکنن خرابکاری میکنن شدن عین دو قلوها

من پسرم دو سال و نیمه
دوقلوهام یه سال و ۲ ماه!!!

کمکی نداری؟؟
من بچه اولم سال۹۷ بدنیا اومد دومی رو سال۹۹ باردارشدم متاسفانه سقط شد یکی هم۱۴۰۰ سقط کردم ،بعد اخر ۱۴۰۰ باردار شدم پسرم اذر۱۴۰۱ بدنیا اومد و متاسفانه بهمن۱۴۰۲ فوت کرد
الان بازم باردارم امیدوارم این بمونه
خودم دوست داشتم فاصله سنی بچه هام کم باشه ولی متاسفانه خدا نخواست و نشد
کمکی هم دارم مادرشوهرم اینا هستن ولی نشد که بشه

عزیزم دختراول من که پیش دبستانی میره پسرمم متولد تیر ۴۰۲ دختردیگم ۴۵روزشه چی بگم😂

چه اختلاف سنی مناسبی دیگه راحت شدی حیف ما که شرایط نداریم حداقل سالها برای بچه دوم

فاصله سنی بچه های منم تقریبا همینقد میشه و هفته دیگه که پسر دومم بدنیا میاد نمیدونم چه کار کنم هر روز میگه میخوام داداشیو بکشم😩

من عاشق انقد فاصله سنی ام
خیلی دوست دارم بچه دومم زودتر بیارم
امیدوارم شرایط یاری کنه باهامون

زیاده دیگه بچه های من ۱۴ماه اختلاف سنی دارن

سوال های مرتبط

مامان کیهان مامان کیهان ۲ ماهگی
درد ودل…🥺
مامانایی که دوتا بچه دارن میشه بخونید وجواب بدید
من یه دخترپنج ساله دارم که بشدت بچه دوس داشت وداره همش میگفت مامان برام نینی بیار میگفت ارزومه قاصدک ببینه فوت کنه و ….گریه میکرد که اگه فلانی مامانش براش بیاره ومن نداشته باشم چی و…منم خودم بچه خیلی دوس دارم و بهودم گفتم بعد پنج سال وقت خوبیه هم گندم نرفته مدرسه هم فاصله سنیشون زیاد نشده باهم بازی کمن و کلی خاطره بسازن
شوهرم البته هیچ وقت موافق نبود و من خودم با یکبار نزدیکی و ترفند باردارشدم و شوهرم گفت قرص بخور نخوردم که باردارشم .خلاصه که خداروشکر الان پسرم بدنیا امد و یک ماه شد اما از روزی که زایمان کردم همش میگم کاش الان نمیزاشنم کاش برگردم به عقب و همش میگم چه مستقل بودم بایدونه بچه الان با دوتا چکارکنمم..همش ناراحتم میگم کاش نداشتم و با دخترم بودم مثل قبل با اینکه دخترم خیلی خوشحاله اما من نه..😔
فکرای وحشناک میاد به سرم و…همش میگم کاش نمیوردم ولی بعدش میگم خوب یدونه بچه هم که نمیشه گناه داشت یامیگم پس کاش میزاشتم گندم ده سالش میشد اما اونموقع هم حوصله کی داشت
مامانایی که خودتون بچه دارید و بزرگ ترشدن راهنمایید کنید