۷ پاسخ

ولی من برعکس بهترین روزای زندگیم بود از لحظه ای که فهمیدم باردارم و زایمان و بعد زایمان یه حال خیلی خوبی داشتم اوایل زایمان فقط یکم انگار گیج بودم بچمم آروم بود یکمم بی خوابی اذیتم میکرد که اونم بعد چهل روزگی به روال افتادیم ولی درکل دلم خیلی تنگ میشه هم برای بارداریم هم برای زایمانم

آره دقیقا به خاطر همون افسردگی هم اصلا دلم نمیخواد دیگه بجه دوم بیارم سخت ترین چالش زندگیم بود
اصلا دلم نمیخواد برگردم عقب
چقدر مامانمو اذیت کردم. چقدر از همه بدم میومد جتی خودم حتی بچم دلم میخواست خودم‌بمیرم
حتی شوهرمم که خرف میزد میگفتم کاش می‌میرد راحت میشدم 😅😁

الانم گاهی بعصی روزا افسردگیه میاد سراغم ولی خداروشکر یه بچه داری عادت کردم یاد گرفتم
پسر منم خیلی اذیت میکنه خیلی نق نقو گریه میکنه گریه هاش زیاده حتی الان که ۱۰ ماهشه باز گریه داره
اگه بچه با قراری بود شاید الان حالم خیلی بهترم بود
ولی خداروشکر سختیش کمتره اصلا دلم‌نمیخواد برگردم به اون روزا حتی دلم نمیخواد به یاد بیارم

واقعا هم روزای شیرین هم روزای خیییلییی سخت من از دوروز بعد زایمان یکسره گریه میکردم همش دلم میگرفت کمکی نداشتم پسرم کولیک شدید داشت رفلاکس شدید جوری که هر حال میرفتم خودمم باید ده دست لباس میبردم یه پام خونه بود یه پام دکتر الان یاد میارم چجوری اون روزا گذشت چند وقت دیگه بچم یکسالش میشه بااینکه بازم سختی داره برای آدم اعصاب نمیمونه الان که پروسه ی دندون در آوردن یکسره از صب تا شب فقط گریه میکنم منم دست تنهام خیلی برام سخته خیلی اذیت میشم واقعا دلم خیلی گرفته

آخ گفتی آاااخ گفتی😭😭😭چقد حرف منو زدی
بدتر از همه این بود که جای دلداری به من میگفتن از بس تو استرس داری بچه کولیکی شده هیچ کس نبود بگه حق داری سختی کشیدی 😭😭😭

من پسرم کولیک نداشت خداروشکر یماهگی رفلاکس پنهان گرفت تا ۳ ماهگی خوب شد ولی آره حس میکنم یه افسردگی خفیف داشتم همش گریه میکردم مامانم ناراحتم میکرد همش تو اون ۱۰ روری که پیشم بود دعوا میکردیم . از اونورم چون عید بود هر سال میریم شهرستان امسال نرفتیم شوهرم ۲ ۳ روز تنها رفت من هیلی ناراحت شدم ۱۳ بدر اکنجا بود من و مامانم و آبجیم تنها بودیم خونه خیلی گریه میکردم دلم پر بود

من با اینکه خانواده شوهرم خیلی بهم می‌رسیدن و هوامو داشتن چون خانواده خودم زیاد نیومدن لج کردم و کلی دعوا کردم که میخوام مستقل شم(طبقه بالای پدرشوهرم میشینیم)
همسرم هنوزم تو همون حال و هواست 🤣🤣🤣 راه برگشتی هم ندارم داریم جدا میشیم ازشون

اره حتی دلم نمیخاد بهش فکر کنم 🥲من دخترم فوق العاده خوب بود اذیتم نکرد زایمانم هم همینطور شاید هم انقدررر همسرم اذیتم کرد که اصلا اون دردهارو فراموش کردم
وای اصلا دلم نمیخواد اون روزا رو به یادبیارم

سوال های مرتبط

مامان کسری جون🥰 مامان کسری جون🥰 ۱۴ ماهگی
پارت دو:همه چی داشت به روال عادی برمیگشت دیگه آخرای ماه ششم بودم که خیلی به فکر نحوه زایمان افتادم توی اینستا زیاد میچرخیدم همه حا تبلیغ زایمان طبیعی بود خداروشکر بابت هزینه سزارین و بیمارستان مشکلی نداشتم چون بیمه تکمیلی داشتم مقدار زیادیش رو میداد. خودم تصمیم گرفتم بدون هیچ اجبار و فشاری که طبیعی زایمان کنم افتادم دنبال اینکه چه کنم چه نکنم ورزش رژیم همه چی
از هفته ۲۸رفتم کلاس آمادگی زایمان شرکت کردم سبکه بهداشت برگزار میکرد هم اطلاعات تغذیه میدادن هم ورزش میکردیم خیلی خوب بود هفته ای یک جلسه بود و مابقی روزها تو‌ خونه تمرین میکردم ،حال خودمم خیلی بهتر شده بود پادرد و کمردردم هم کم شده بود . چکاپ دکتر رو هم ماهی یکبار میرفتم اونم بهم ورزش میداد همه چی خوب بود پیاده‌ روی میکردم کارهای خونه به غیر از جارو‌طی رو‌انجام میدادم و حسابی آماده بودم برای زایمان طبیعی و میخواستم ثابت کنم من میتونم اگه کسی نظرش اینه زایمان وحشتناکی خودش تلاش نکرده وگرنه خیلیم درست و اصولی
مامان پسرم👼 مامان پسرم👼 ۱۰ ماهگی
مامان ماهلین و نیلا مامان ماهلین و نیلا ۱۴ ماهگی
سلام سلااام . بیاید میخوام از تجربه ام تو بیمارستان قائم کرج بگم . البته توجه کنید که هنوز زایمان نکردم . فشارم بالا رفته بود و مشکوک به مسمومیت بارداری بودم یک‌روز تحت نظر بستری کردن .
باید بگم که تو قسمت زایشگاه رسیدگی ماما ها و کمک پرستار عالی بود ، تند تند سر میزدن . برخورد و اخلاقشون عالی بود . چه اونا که جوون بودن و چه اونا که سنشون بیشتر بود . غذای هم خوب بود . اصلا بیمارستان کثیفی نبود . من چون بستری بودم خیلی کارا سریع برام انجام شد ، سونوگرافی و اکوی قلب و آزمایشات و ... بعدم که رفتم بخش ، اتاقم دو تخته بود تنها بودم ، اونجا هم رسیدگی خوب بود .
در کل بخوام بگم
اگر برگردم عقب پارسال هم برای زایمان ماهلین میرفتم قائم ، نه که برم آرام و الکی کلی هزینه کنم ، چون دقیقا همون خدمات رو گرفتم فقط زایمان نکرده بودم😂😂 این عکس هم اتاق تحت نظر بود پره اکلامیسی ،تو زایشگاه .
اینجا فقط تو زایشگاه باید گوشی و طلا و اینا رو بدید به همراهتون ، دلایلی که آوردن برای من قانع کننده بود الته تا حدودی . لباسشون هم قشنگ بود😂