بله من دخترم اسم کسیومیاره بعضی وقتا که فوت شده دست میکشه یه طرف انگار میبینتش
بچه ها پاک هستن و میتونن روح رفتگان رو در مواردی ببینن ... و اینکه مرده ها تو زمان هایی ارتباط میگیرن و به یه چیزایی آگاه هستن که کاملا ثابت شده هست
چشم سوم بچه ها و گربه ها بازه بخاطر همین میتونن چیزهایی رو ببینن!
منم مادرشوهرم وقتی ازدواج کردم فوت شده بود شوهرم میگه خیلی دوست داشته بچشو ببینه نیلا وقتی نوزاد بود عادت داشت 7صبح پامیشد براشیر و ساعت9 تایم7صبح بیدارنشد برای شیر منم خواب بودم متوجه نشدم بیدارنشده ساعت 9بیدارشد گفتم چرا پس بیدارنشده براشیر نیلا شوهرمگفت صبح بیدارشدم دیدم تو اومدی اینورتر مامان جای تو خوابیده بود بغل نیلا داشت نازش میکرد عادت داشت موقع خواب پیشونیشو نوازش کنم میگفت مامانم داشت مثل تو نازش میکرد شوهرمفکرده واقعیه گفته عه مامان تویی گفته اره بخواب اینمخوابیده یهو تو خواب یادش میاد مامانش مرده پامیشه میبینه نیست گفتم براهمیننیلا7برا شیر بیدارنشده مامانبزرگش خوابش کرده
واقعیتش من دخترمو از وقتی میفمه بهشت زهرا نبردم یا مراسمارو نمیرم یا برم نمیبرم کوچیک بود چنتا مراسم رفتم از ماشین پیاده نکردمش نوبتی با شوهرم میومدیم تو ماشین تا مراسم تموم بشه ،یه حسی دارم از بهشت زهرا ،با اینکه خودمون کوچیک بودیم آنقدر میبردنمون شده بود پارک برامون😅
آره باور شدید دارم چون به چشم خودمم هم دیدم
من سه هفته بعد فوت برادر همسرم زایمان کردم برادر همسرم خیلی دوست دخترمو ببینه و اولین نوه ی دختر بود خیلی ذوقش رو داشتن
دخترم بعد یکسالگی میره سر مزار عموش یهویی خم میشه قبر رو بوس میکنه بلند میشه دست تکون میده خداحافظی میکنه ولی دوباره همون کار رو انجام میده تا چند دفعه
چند روز بعدش خواب برادر همسرم رو دیدم که دخترم بغلش بود هی بوسش میکرد و بهش میگفت اونروز که اومدی منو بوس کردی دوست داشتم بغلت کنم اما نتونستم الان هم بغلت میکنم هم بوست میکنه کلی هم قربون صدقش میره و من با گریه از خواب بیدار میشم
حتی الان هم گاها دخترم میخنده میگه عمو میره یه گوشه مطمئنم که اون رو میبینه
بچه ها دلشون پاکه لابد یه چیزی حس کرده یا دیده
بله عزیزم وقتی بچه یه جایی هم سرگرم بازی هست بابابزرگم میگفت صداش نزنید از ما بهترون بردنش دارن باهاش بازی می کنند
اره یجوری به سمتشون کشیده میشن من اولین بار هامین میبرم بهشت زهرا مراسمی بود بردمش من همسرم پسر عمو دختر عمویم بعد مادر بزرگ پدریمون که فوت شده رفتم سر قبرش فاتحه بدم هامین ناخوداگاه خم شده قبرش بوسید واقعا هممون تعجب کردیم مادر بزرگ خیلی دوست داشت ماباهم عروسی کنیم دوست داشت بچمون ببینه
اره من برادرم چند هفته قبل از زایمان من فوت کرده بود الان دور از جون پسرم اما کلا کپی همدیگه هستن بعدم هر بار میره سر خاک میشینه با عکس دایی جان بازی میکنه و میره براش شکلات میاره و ..
اره گلم من خیلی از راحیل دیدم که گاهی ارتباط میگیره
فکر میکنم مادر بزرگ و پدر بزرگش میان گاهی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.