۲ پاسخ

من وقتایی نوره میزنم گاهی اونجا رو میسوزونم موقع ادرار خیلی میسوزه مجبورم آب بگیرم روی خودم برای شماره یک رفتن که نسوزه یا کمتر بسوزه😅 اینم مثل همونه؟

نمی‌دونی دکترت سز اجباری چند میگیره؟؟
بیمارستان امام هادی چند میگیره برای سز

سوال های مرتبط

مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان سارینام🩷 مامان سارینام🩷 ۲ ماهگی
پارت ششم سزارین
خلاصه بعد از اینکه راه میرین خب قطعا دردتون بهتر میشه موقع نشستن و خوابیدن دردی ندارین ولی موقع راه رفتن نشستن پاشدن درددارین من هنوزم درد دارم برای سوندهم بگم من دکترم کلا شکم اولیارو سوند نمیزنه خودمم گفته بودم نمیخام سوند بزنم از ساعت یازده شب ابم نخورده بودم تا صبح چند باری دسشویی رفته بودم موقع ارمایش هم دسشویی رفته بودم ظرفو پر کنم بهم گفتن قبل اتاق عمل برم دسشویی چون سوند نداشتم ولی دسشویی هیچی نداشتم و تا زمانی که راه رفتم متوجه حس دسشویی هم نشده بودم اذیت نشدم راه رفتم فهمیدم دسشویی دارم وخب دیگه رفتم سرویس
درکل دردو داره ادم کلافه هم میشه ولی ب نتیجش می ارزه من خیلی احساس خوشبختی میکنم دخترمو که میبینم حاضرم ده بار دیگه درد بکشم خاطرش این حس قشنگو برای همتون ارزو میکنم سر زایمانم برای همه چشم انتظاراهم دعا کردم امیدوارم تجربم کمکتون کنه و یکمم که شده از استرستون کم کنه
تو‌پارت بعدی درمورد وسیله هایی که نیازم شد تو بیمارستان میگم براتون❤️
مامان جوجه🐣🐥 مامان جوجه🐣🐥 روزهای ابتدایی تولد
پارت سوم زایمان طبیعی 🩷

بعد مامانم رفت خواهرم اومد قرار بود خواهرم شب پیشم باشه چون مامانم دستش ضرب خورده بود نمی تونست پیشم باشه خواهرم از یه طرف استرس داشت
چطوری لباس برای بچه بپوشونم چطوری بغلش بگیرم اگه بیوفته زمین چی😂😂

حالا باید حواس خواهرمو پرت میکردم بهش گفتم از ام یه چندتا عکس و فیلم بگیر برای پیجم میخوام دیگه ما مشغول عکسو فیلم شدیم تا مامای اومد ساعت فکنم ۹شده بود
اومد معاینه کرد پرسیدم از اش چندسانت باز شده ولی نگفت چقدر باز شده فقط گفت سر بچه دیگه سر جاش نوار قلب هم خوب بود من باز گیر دادم ترو خدا اینو بردار من از تخت پاشم

بعد برداشت بهم یه سروم وصل کرد گفت با این راه برو
ولی سروم کم میاد دست نزن بهش قطره قطره بیاد که نگو آمپول فشار بود
بعد بهم گفت اگه رفتی دسشویی حس کرد ی سر بچه رو بهم بگو بعد دردامو وقت گرفتیم بعد ۲دقیقه ۱دقیقه درد داشتم دردام از ۷دقیقه فاصله شده بود ۲دقیقه
منم که بعد از هر درد که تموم می‌شود میرفتم دسشویی که خودمو خالی کنم اون روزم اصلا هیچی نخورده بودم فقط ۱۱صبح املت یکم خورده بودم برای ناهارم سوپ

بعد همینکه دکتر رفت درد بعدی شروع شد تموم شد من رفتم دسشویی دیدم کلی خون میاد بهش سریع گفتم گفت بر بخواب شاید ۵دقیقه هم از وصل سرم نگذشته بود ساعت ۹/۳۵دقیقه بود درست