۷ پاسخ

منم امروز خونه دایی م دعوت بودم ،به دخترش گفتم دخترمو بلند نکن ، البته چندبار گفتم. بعد مامانش دید بچش حرف گوش نمیده پاشد دست دخترشو گرفت برد تو اتاقش🤣 ۱۰ سالشه

نه عزیزم نده ،من خودم یادمه ۱۴ سالم بود دختر عمم نوزاد بود دستم بود از دستم افتاد دماغش یه چیزیش شد خونریزی شدید کرد اصلا تو این مسائل معذب نباش.من بچه بخواد بغل بگیره میگم بشین تا بهت بدم سریعم میگیرم ازش

دختر خواهر شوهر منم ۱۲ سالشه .اونم یسره پسر منو بغل میگیره به باقی اجازه نمیده بغلش کنن اگه بخوان بچرو ازش بگیرن لج میکنه.

منم از اول. تا حالا دختر جاریم ول کن بچم نیس میخاد بغلشبگیرت
ولی من تا الان ختی یک بار هم ندادم بغلش😊

فامیل شوهر چیه
خواهر زاده خودم
قشنگ دیوونم میکنه از بس پیله میکنه بچه رو بده
۱۱ سالشه

خوب کردی

خوب کردی

سوال های مرتبط

مامان محمد‌ مامان محمد‌ ۷ ماهگی
این قدیمیا خیلی بیفکرن
الان آدم میفهمه چرا انقدر راحت بچه میاوردن و بزرگ میکردن
دیشب خواهرشوهرم اومد محمد رو بغل کرد یکم بچرخونه خب عمشه دیگه دلش میکشه واسه برادرزادش
منم دادم بغلش
هنوز پنج دقیقه نشد پدرشوهرمم سریع ویار کرد اومد بچه رو ازش گرفت😐 حالا کاش خودش نگه داره، بچه برد داد بغل شوهر خاله شوهرم🤯 پیرمرد خرفت پدوفیلی انقدر بچمو بوسید که گریه اش گرفت... یه بار به شوهرم گفتم برو بچه رو بگیر، دست دست کرد
دیگه بچه گریه که کرد بلند شد گرفتش گفت باید غذا بخوره
بهش غذاشو دادم دیگه نه بغل خواهر شوهرم دادم نه پدرشوهرم
با اخم و قیافه به شوهرم گفتم بریم بچه باید بخوابه
موقع خداحافظی اومد جلو دوباره بچمو ببوسه دستم رو گذاشتم رو صورتش اومدم عقب گفتم از بوس کردن خوشش نمیاد، اصلا بچه ها از بوس غریبه ها خوششون نمیاد
داشتیم میومدیم بیرون پدرشوهرم و خاله شوهرم برای این که از دلم در بیارن اومدن بدرقه... پدرشوهرم میخندید خوشش اومده بود از تشری که رفتم
امیدوارم یکم درس هم بگیره تو مراقبت از نوه اش😑