۹ پاسخ

سلام عزیزم.کلاس مادر و کودک کجا تو یزد هست؟

من کسی نباشه خودم سوار سرسره میشم با خودم سر میخوره کسی باشه مثلا دیگه روم نمیشه🤣

اینجام خیلی هوا خوب بود امروز ولی وقت نکردم ببرمش پارک

بح بح خیلی خوب کاری کاری کردین ماهم مثلا شما هستم راستی از سرم پسر منم داره

تصویر

والا من روزی سه چهار ساعت میبرمش چون بچه ها اونجا زیادن همسن سالاش بیشتر میزارم با بچه ها بازی کنه ولی کسی نباشه خودم بازی می‌کنم

اینجا فعلا هوا سرده منتظرم گرم بشه ببرمش پارک عاشق پارکه

منم مث توام
همیشه تو پارک با پسرم بازی میکنم و کیف میکنیم🥰😄
بقیه مامان باباها با تعجب نگامون میکنن انگار از فضا اومدیم

همیشه شاد باشین .گلم کلاسهای مادر کودک چیه کجا باید برد ؟میشه کلی توضیح بدین؟

ای جانم خوشبگذره

سوال های مرتبط

مامان ویانا🧚‍♀️ مامان ویانا🧚‍♀️ ۲ سالگی
بچه را زدم زیر بغل اومدم خونه بابام😁چرا؟چون خیلی حشره و خزنده تو خونه هست هرچی هم سم میزنیم بی فایدس منم دیگ عصبی شدم گفتم من میرم از این خونه تا بری یجا دیگ بگیری یه هزارپا. وحشتناک حدود ۱۵ سانتی بود دوباره امروز دیدم اینقدر جیغ زدم چون خیلی میترسم همه چی هم هست لامصب من نمیدونم چجور میان
یبار یادمه اون اوایل ازدواج دیدم یه مارمولک هست فقط پریدم رو میز گوشی هم پیشم نبود بعد جیغ میزدم میگفتم ترخدا نیا بالا برو اونور کاری ب من نداشته باش همسایه هامون فک میکردن کسی تو خونه اس😂زنگ زده بودن شوهرم ک ما نمیتونیم بریم تو خونتون نرده داره هرچی هم زنگ خونتون میزنیم کسی باز نمیکنه اون طفلکم ترسیده بود سریع اومده بود میگفت چی شده گفتم نیاا مارمولکه😂😂😂گفت حالا من چجور ب همسایه ها بگم فقط یه مارمولک بوده😂تا چچند کقت بعدش هر کدوم همسایه ها منو میدیدن میگفتن چطوری قهرمان😂😂😂😂
شما هم مث من میترسید از این جانورا؟؟

#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خواهشا کسی نیاد اینجا نصیحت بنویسه راجع به چیزی که میخام بگم امشب پسرم رو برده بودیم پارک یه پارک تو یه منطقه ی بالا شهر همه بچه ها تو قیمت وسایل بازی خوشتیپ بودن و تمییز و مرتب پسر من افتاده بود دنبال بدتیپ ترین بچه ی دنیا والبته شلخته ترین و نچسب ترین که یعنی واقعا خواستنی نبود من اصلا به ایناش کار ندارم خیلی چرک بود و کفش نداشت جورابم نداشت فقط این یه دونه بچه تو پارک اینطوری بودپسر من ثانیه ای ولش نمی‌کرد مدام دنبالش میرفت هر کاری اون میکرد اینم میکرد با همون پاهای برهنه مثلا دویید رفت تو دشویی پارک که شوهرم بدو بدو رفت پسرم رو گرفت ما جفتمون خیلی مایه شدیم ولی من چیزی نگفتم بغلش کردیم رفتیم نگم چه اشکایی می‌ریخت واس اون بچه چون مطمئنم پارک نمیخاست اصلا بازی نکرد فقط چسبیده بود به اون رفتیم یه پارک دیگه که از دلش دراد مطمئنم باورتون نمیشه اینجا هم رفت نچسب ترین و نخواستنی ترین و کثیف ترین بچه رو انتخاب کرد ما شُکه شدیم شوهرم خیلی خیلی ناراحت شد گفت لابد بزرگم شه میخاد بره دنبال آدمای به درد نخور این بچه هایی که میگم دقیقا اونایی بودن که پدرومادراشون تو پارک ولشون کرده بودن واصلا نمیدونستن کجا هستن من بارها از پسرم وقتی میبرمش بیرون این حرکت رو دیدم ولی به شوهرم نگفتم ولی واقعا فکرم رو مشغول کرده چرا باید بره دنبال بچه های کثیف اونایی که کسی کاری باهاشون نداره شلخته هستن و......