۳ پاسخ

مهد براش خیلی زوده
مگر اینکه خودتم تمام مدت پیشش باشی
در غیر این صورت خیلی ظلمه به اون بچه, خصوصا که هنوز تو سن اضطراب جدایی هستن
ببر پارک ، کلاس های مادر کودک ، خانه بازی ، حتی پاساژ و...
همون هزینه مهد رو برا این چیزا هزینه کن
از الان همه جا ببرش و بذار چیزایی که براش مناسب و اموزندست رو تجربه کنه

یه خانم کارمند بود میگفت از ۸ ماهگی پسرش و می ذاره مهد
تعویص مای بیبی و ..هم با مربی
میگفت بچش خیلی اجتماعی شده


پسر منم اصلا حرف نمی زنه و با بقیه بچها اصلا رابطه خوب نداره

گلم من. معلم پیش دبستانی تو مهد بود. برای بچه از ۳ سالگی یا ۴ سالگی بهتره بره مهد تا چیزی یاد بگیره قبل اون مخصوصا شیفت صبح نگهداری. هست یکی سرما خورده میارن یکی خیس می کنه یکی ده یک مریضی دیگه میارن همینجوری چون اکثرا کارمند هستن مادرشون میارنشون

سوال های مرتبط

مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۱ سالگی
با توجه ب تاپیک قبلم . همسر من شیفت کاره. وقتی برسه خونه هرساعتی ک باشه دیگه کارا یاسینو میکنه چ شستنش چ عوض کردنش چ بازی کردن ،و اینکه خیلی هم بهش محبت میکنه و براش وقت میزاره ،ولی هرکارررری میکنه یاسین کنارش نمیخوابه یعنی من میخوابونمش یا میاد پیشم میخوابه خواب ک رفت میزارمش تو تختش اگه شب پاشه ببینه باش پیششه و من نیستم جییییغ میزنه با چشم بسته اشاره میکنه ب من یا از رو شوهرم رد میشه میاد پیشم میخوابه. همسرم تیلی تلاش میکنه ببرتش بیرون مثلا دیشب رفتیم مهمونی کنار خونشون پارک بود،همسرم گفت تو راحت بشین ببرمش پارک ،نیم ساعت بعد رفتم براشون میوه ببرم دیدم رو تاب نشسته پیاده نمیشه با بقیه وسایل بازی کنه ،تا منو دید چنان ذوق کرد و خلاصه تک ب تک واسایلو باهم سوار شدیم با اینکه همسرمم پا ب پاش میاد و با این قدوقواره سوار اسباب بازی ها میشه باهاش . نمیدونم چیکارکنم از وابستگیش کمتر بشه،مثلا میرم خونه مامانم اماده میشم بیام خونه ی وسیله بیارم و برگردم فوری باهمه دست میده خداحافظی میکنه میره دم در ک باهام بیاد ،کلا رد دادم،همسرم از سرکار میاد میخواد بغلم کنه باهام حرف بزنه اینقد جیغ میزنه میاد میزنتم میشینه تو بغلم کتابشم میده دستم ک بخونم با شوهرم حرف نزنم . بخدا منم ادمم 😪😪😪