۶ پاسخ

یه سری مردا همینن قدر زنشون نمیدونن فکر میکنن هر دختری حاضره الان با اینا کنار بیاد با اون اخلاقشون .چشماشون به روی همسر کور و به روی دخترای بیرون باز فقط دنبال تنوع طلبی و خوشگذرونی

سگم حسابش نکن،اینجور مردا رو باید خارشون کرد،انقد بی ارزشن که حتی یه ارایش ساده و یه اغوش از سرشون زیاده،اینجور مردا اگه پولدار بودن زنو سه طلاقه میکردن ،ینی چی به خاطر مهریه نمیتونم طلاقت بدمتز شوخیشم دل ادمو هزار تیکه میکنه،اولویت خودتی خودتو ارزشمند بدون بانووووو

عزیزم ولی داری گناه میکنی هاااا درسته شوهرت ادم بدی ولی بیرون میری بخودت نرس دیگ منظورم ارایش و لباس کوتاه فک کن زندگی یکی دیگ با کار شما به مشکل بخوره گلم هرموقع جداشدی تصمیم به ازدواج بگیر

کلا مرتبوو تمیز باشو بخودت برس حتی توخونه جلوش ووولی محلش نده

زندگی هزار رو داره

دمش گرم بهترین کار

سوال های مرتبط

مامان نگار مامان نگار ۵ سالگی
خانما توروخدا بیاین بهم بگید کار درست چیه اونایی ک تاپیکای قبلیمو خوندن مسدونن همون اقاعه دخترشو میفرسته خونمون همش رابطه دخترمو دخترش خیلی خوب شده دختر منم میره پیش اون باباش بهش میگه برو هرچیم من میگم میگه عیب نداره دختر اونم میاد بزار بچه راحت باشه بعد من رفتم دم در ک پسرم ک کوچیکه دور نشه از خونه اخه بدموقعست این مرده ام اومد دونه بهم داد برا پرنده هام هرچی بهش گفتم نه احتیاجی نیس زیر بار نرفت منم ب ناچار گرفتم بعد گف انقد بچه هاتو صدا نزن بزار راحت باشن دوبا ه بعد چند دقیقه بهش گفتم پسرمو لطفا بیارین دوباره شروع کرد ب تعارف ک ولش کن بزار راحت باشن بدون شام خوردن برن ناراحت میشمو از این حرفا منم بهش گفتم نه میخوام ببرمش دستشویی دیدم دوباره خودش رف اوردش ی لقمه کبابم گرفت سمت من گف حتما باید بخوری گفت نه ممنون من شام خوردم یه سره اصرار کرد تا پسرم از دستش گرفت خیلی حس بدی دارم نمیدونم واقعا تو عالم همسایگی اینطوره یا کلا ادم خوبی نیس
مامان فسقلی🍀⚘🤍 مامان فسقلی🍀⚘🤍 ۴ سالگی
یعنی الان غمگین ترین آدم تو دنیا فقط منم حالم از دنیا ب هم میخوره چرا انقد بدشانس بودم ؟؟ همه غم هام یه طرف پسرمم زندگی رو زهرکارم کرده موندم چیکارش کنم میرم جای یه اسباب بازی گیر بده باید باخودش بیاره وگرنه کلی گریه جیغ میزنه حرف زدن بلد نیس غذاهای عجیب در میاره خودشو میندازه زمین وقتی مثلا یکی میبینه نمی‌دونم حالم حرفام درد دلم رو چطور بگم فردا می‌خوام ببرم پیش دکتر ببینم چی میگه نمی‌دونین چقد گریه کردم از مهمونی اومدم تازه بیست بار بردم دستشویی پی پی نکرد آخر پشت در تو شلوار حس منو فقط یه مادر ک درک فهم داره می‌فهمه بالشم زیر سرم خیس اشک هام شده شاید برای بعضی ها حرف هام چرت پرت بیاد ولی برای من زخم عمیقی رو قلبم هست گریه می‌کنه شوهرم فوشش میده یا سیلی میرنه اونم بدتر جیغ ....امیدوارم خدا خودش کمکم کنه این حرکات و نفهمی و لجبازی و ... از خودت دفاع نکردن حرف نزدنش بعضی از فاکیلا خلاصه دور برایم فک میکنن مشکلی داره در حالی ک فقط شانس کنه ک اینطوریه خدا شاهده کمرم شکسته دیگه دارم با گریه مینویسم سیرم از همه چی ....