خب یکم آریا و آروین بگم. دلم میخواد مفصل بگم براتون از آروین. تا بدونید از کجا به کجا رسیدیم.
من خیلی از آروین نا امید بودم بچه به چشمم کودن و کند ذهن بود یک روز میگفتم اوتیسم داره یک روز میگفتم نکنه عقب ماندگی داره میگفتم نکنه مغزش ایراد داره.
خلاصه از اون طرف خانوادم میگفتن بابا بچه به این خوبی خوش اخلاقی خوش اشتها خوش خواب آروم چیکارش داری. ولی من میدونستم یک مشکلی هست.
از ۱۸ ماهگی میدونستم بچه عادی نیست ولی نمیدونستم دردش چیه. تا اینکه گذشت و گذشت ما رفتیم کاردرمانی و گفتاردرمانی. اونا گفتن نقص توجه و تمرکز داره.
بعد یک ماه استعداد و هوش آروین خودشو نشون داد. اگه بدونید الان چقدر باهوش و زیرک هست.
ببینید آریا با اینکه تاخیر گفتار داره اما فوق العاده باهوشه الان آروین از آریا باهوش تر و جلوتره.
خلاصه اینکه حتی یک جلسه آروین رو کم کردیم چون زده بود جلو آریا .
آها اینو یادم رفت بگم. یک روز پیش کاردرمانگر گریه کردم گفتم راستشو بگو آیا آروین همون بچه ای که مردم عادی بهش میگن عقب مونده؟ اگه بدونید چه زجری کشیدم تا این سوالو پرسیدم🤕
گفت نه تا چهار سال و نیم صبر کن بعد این حرفتو پس میگیری.
مامانا اگه بدونید چقدر قبلش گریه کردم پشت چشمم چروک افتاد.
اون ماه اول تا اینکه پیشرفت کرد من زجر کشیدم.
دیگه الان حس میکنم خوشبخت ترین مادر دنیام. خیلی حالم خوبه وقتی میبینم میگه آب بده من شکلات بده من. تا ۲۰ میشماره اسم من و باباش و داداشش رو بلده همه رنگا همه حیوانات همه میوه ها اشیا منزل و....
نگم چقدر باهوشه. مطمعنم در آینده دانشمند بزرگی میشه.
اینارو گفتم به مادرایی که نا امیدم امید بدم. صبور باشید

۲۱ پاسخ

عزیزدلمممم خیلی خوشحالم برای حست ماشاءالله

خیلی عالیه واقعا و خسته نباشید به شما و بچه ها و کادر درمان جلسه اخر باید بترکونی گل شیرینی و کارت هدیه واسه گفتار درمانگرش

البته یه چیزی هم تو بعضی از بچه ها هست اینکه بچه ها از بقیه آموزش پذیری بهتری دارن
الان من بخام به پسرم چیزی یاد بدم خیلی باید تکرار کنم ولی وقتی پیش گفتار درمانگرش میبردم خیلی سریع یاد می گرفت
بعد از دوستم پرسیدم گفت آموزش پذیری بچه ها از بقیه بیشتره

عزیزم ترخدا میشه عکس تمرینارو بفرسی اگر نوشتی لطفا

ماشالله بهش عزیزم اسپند دود کن خودت چشمشون نکنیا🤣
شوخی کردم🥹
ولی بنظرم الان عالی هستن دیگه درمان رو ادامه نده حس میکنم نسل ما چون اگاه تریم خیلی سخت میگیریم
من یادمه چهارسالم بود بلد نبودم تا پنج بشمارم شاید مادرم بهم یاد میداد زود یاد میگرفتم چون فوق العاده درسم عالی بود بیسته بیست کلا باهوش بودم از همه نظر…

میخوام بهت بگم ک مهم نیست خیلی چیزارو هنوز ندونه بچه نباید از سن کم همچی متوجه بشه بنظرم گناه دارن مغزشون تا یه حدی گنجایش داره همچی به وقتش یاد میگیرن…

خدا رو شکر عزیزم
الهی همیشه لبت خندون و دلت شاد باش موفقیت هاشونو ببینی

افرین به شما مامان اگاه
حتماااا ادامه بده اگه رها بشه بچه پسرفت میکنه و دوباره باید شروع کنی

راینی مامان گل اگه تهرانی روانپزشک کجا رفتی؟

ماشاءالله خداروشکر عزیزم ان شاءالله شاهد موفقیتای بچه هاتون باشید البته همه ما مادرا شادی و موفقیت و سربلندی بچه هامونو ببینیم

عزیزم با ivf بودید؟چند هفتگی به دنیا اومدن؟

بعد هر سختی ای یه آسونی هست🙃

خداروشکر ان شاءالله دامادیشون

خیلیم عالی بهترینها براش

دعا کن پسر منم حرف بیاد
دیگه مغزم نمی‌کشه
خسته شدم

ای جان موفقیتاشونو ببینی عزیزم

عزیزم خوشحالم برات
دختر من این چیزایی که گفتی رو نمیگه
پسر شما چند جلسه گفتار و کار درمانی رفت بنظرت گفتار بهتر یا کار درمانی؟

با خوندن پیام از خوشحالی اشکام سرازیر شد به خدا
برات خیلی خوشحالم خیلی
خدارو شکر
انشالله دانشمند میشه

خداروشکر ک نتیجه زحماتت دیدی انشالله در آینده سر بلندتون کنه

خداروشکر عزیزم

آفرین بهت توجه کردی ب بچه هات برات مهم بودن و خدارو شکر نتیجه زحمتاتو دیدی

الهی شککککککر

عین منی....تازه اروم شدم...

سوال های مرتبط

مامان لاوین مامان لاوین ۳ سالگی
تجربه شخصی من در مورد از پوشک گرفتن
اول اینکه همه بچه ها مثل هم نیستن، اینکه میگن پوشکو حذف کردی دیگه تمام دیگه نباید برگردی به پوشک برای همه بچه ها صدق نمیکنه، بعضی از بچه ها از جمله دختر خودم شخصیت مستقل و به شدت منطقی دارن و دوست دارن خودشون تصمیم بگیرن، در مورد این بچه ها اگر پوشکو به یک باره حذف کنی نتیجه عکس میگیری، کاری که خودم کردم این بود که وقتی میخواستم از پوشک بگیرمش از یک ماه قبل بهش میگفتم مامان برو از تو کشو پوشک بیار اینطوری مطمئن میشد که پوشک هست و تمام نمیشه و طی دو هفته اصلاااااا درمورد اینکه دیگه پوشک نپوش و بزرگ شدی و ... حرفی نزدم، کاملا اختیارو دادم به خودش و حتی وقتی میگفت مامان بهم بگو بزرگ شدی میگفتم مامان ناراحت میشی من نمیخوام ناراحتت کنم هرموقع خودت تصمیم گرفتی من کنارتم،اینطوری واقعا حس کرد که خودش داره تصمیم میگیره اما در واقع من شرایطی فراهم کددم که تصمیمی من میخوام و درسته رو بگیره، روز اول خودش گفت پوشک نمیخوام منم نپوشیدم براش اما بعد از ۳ ساعت گفت پوشک داریم گفتم بله مامان برو بیار، روز دوم ۵ ساعت بدون پوشک بود و البته ازم پرسید طوری نیست تو شورتم جیش کنم گفتم اصلا، حتی اینکارم بکنی من لازم دوست دارم. روز سوم باز پوشک پوشید و از روز چهارم گفت پوشک نمیخوام و تا ۴ روز توی شورتش جیش میکرد اما تو دسشویی از روز پنجم با تشویق و جایزه شورتشم در آورد و بدون شورت جیششو کرد.
نکته دوم اینکه بعصی مادرا توی گهواره میگن از پوشکش بگیررررش گوش نده به این حرفا که بچه باید آماده باشه و ... اما واقعا امادگی بچه اولین و مهمترین شرطه، اگه بچه آماده باشه این پروسه راحتترین بخش بچه داری میشه