۸ پاسخ

خدا ‌شفا بذه عزیزم دمت گرم که از بچت تعریف نکردی دلش خوش شده الکی حتی 🙏❤️

بچه جاری من شش سالشه اوتیسمه هرررر سؤالی بگی بلده. فصل ها رنگ ها میوه ها شغل ها ابزارهاشون حیوان ها دسته بندی شون خیییلی فراتر از سنش. فقط ارتباط اجتماعی و چشمی صفره. اوتیسمه. سر کلاس نمیتونه بشینه ب معلم توجه کنه باید بره مدرسه اوتیسم. همه اوتیسم ها مث هم نیستن

ارع واقعا
پدر من از ازدواج دیگش ی پسر داره شیش ماهه دنبا اومد
خیلی خیلی ضعیف
پیش فعالع
ی جا بند نمیش
۱۲سالشه بدون سمعک نمیشنوه
دوسالع تو ی کلاس درجا میزنه
عرجا میره سرکار
نمیتونه دوروزه برمیگرده
بدجور تو عذابن

پسر من بلد اضافه بدن ولش شیطون حرف زدنش هم کم هست

باز خوبه آروم بوده حداقل دل مرده خوشه بچش آروم اگه آروم که نمی بود واقعا براش سختر بود
بخاطر همین هست که میکن بد از بدتر بسیار است
نکنه کلاسی چیزی بچشو نمیبرده یا شاید دیرتر فهمیده بچش اتیسم هست

اوتیسم چیه اصلا ؟میشه درموردش بیشتر بگید

شما اینا کجا دیدین پیش کدوم دکتر ؟؟

اخی خیلی سخته هم پدر و مادر آب میشن هم بچه
بچه انگشتش زخم میشه جیگر آدم کباب میشه چه برسه به این مشکلات خدا شفا بده

سوال های مرتبط

مامان دوقلوها🦹🦸 مامان دوقلوها🦹🦸 ۳ سالگی
خب یکم آریا و آروین بگم. دلم میخواد مفصل بگم براتون از آروین. تا بدونید از کجا به کجا رسیدیم.
من خیلی از آروین نا امید بودم بچه به چشمم کودن و کند ذهن بود یک روز میگفتم اوتیسم داره یک روز میگفتم نکنه عقب ماندگی داره میگفتم نکنه مغزش ایراد داره.
خلاصه از اون طرف خانوادم میگفتن بابا بچه به این خوبی خوش اخلاقی خوش اشتها خوش خواب آروم چیکارش داری. ولی من میدونستم یک مشکلی هست.
از ۱۸ ماهگی میدونستم بچه عادی نیست ولی نمیدونستم دردش چیه. تا اینکه گذشت و گذشت ما رفتیم کاردرمانی و گفتاردرمانی. اونا گفتن نقص توجه و تمرکز داره.
بعد یک ماه استعداد و هوش آروین خودشو نشون داد. اگه بدونید الان چقدر باهوش و زیرک هست.
ببینید آریا با اینکه تاخیر گفتار داره اما فوق العاده باهوشه الان آروین از آریا باهوش تر و جلوتره.
خلاصه اینکه حتی یک جلسه آروین رو کم کردیم چون زده بود جلو آریا .
آها اینو یادم رفت بگم. یک روز پیش کاردرمانگر گریه کردم گفتم راستشو بگو آیا آروین همون بچه ای که مردم عادی بهش میگن عقب مونده؟ اگه بدونید چه زجری کشیدم تا این سوالو پرسیدم🤕
گفت نه تا چهار سال و نیم صبر کن بعد این حرفتو پس میگیری.
مامانا اگه بدونید چقدر قبلش گریه کردم پشت چشمم چروک افتاد.
اون ماه اول تا اینکه پیشرفت کرد من زجر کشیدم.
دیگه الان حس میکنم خوشبخت ترین مادر دنیام. خیلی حالم خوبه وقتی میبینم میگه آب بده من شکلات بده من. تا ۲۰ میشماره اسم من و باباش و داداشش رو بلده همه رنگا همه حیوانات همه میوه ها اشیا منزل و....
نگم چقدر باهوشه. مطمعنم در آینده دانشمند بزرگی میشه.
اینارو گفتم به مادرایی که نا امیدم امید بدم. صبور باشید
مامان عرفان🍓 مامان عرفان🍓 ۳ سالگی
سلام خوبین؟ بیاین بگم امروز چیا ب سرم اومدددد

صبحی با جیغ عرفان پا شدیم ۸ صبح، هرچی گفتم الان اروم میشه، هرچی بغل کردیم ناز کشیدیم باباش برد بیرون، تا ۱۱ ی سره گریه کرد دست اخر دستشو گذاشت رو گوشش گفت گوشم درد میکنه 🥺🥺بردیم بیمارستان همش گریه تااااا چک کزدن و امپول زدن و شربت دادن گفتن قرمزه گوشش، یعنی مغزم داشت منفجر میشد از گریه هاش، ی رب بعدش اروم شد خداروشکر، اومدیم خونه یک و نیم بود ناهار خوردیم داروشو دادم خوابید، خواستم یکم کپه مرگمو بزارم، شوهرم از دسشویی اومد گفت، خانوم من از صبحی دوسه بار دسشویی رفتم ببخشید ادرارم خون بود، واای مردم از استرس، گفتم بریم دکتر گفت نه من نه درد دارم ن چیزی، حالا تا صبح اگه اوکی نشدم میرم، اومدم کلی زدم گوگل دیدم خیلی عجیب نوشتن درموردش، الان گفتم بهتری گفت اره یکم، گفتم فردا بریم دکتر خیلی خطرناکه بی دلیل،،، بعد پرسیدم راستی تو دیروز لبو نخوردی؟؟
گفت چرا خونه پسرعموم بودم خوردم 😑😑😑😑
گفتم الهی مرگ بخوری اشغال عوضی بی حیا نفهم
گفت چتههههه شکمو فردا میخرم برات
دیگه جیییغ زدم که مرررررد من مردم از ظهر تا الان تو لبو خوردی ک ادرارت قرمزه چجوری یادت نبود تو،
شوهرم: 😂😂😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️

من🙄🙄🙄😬😬😬😬😡😡😡😡😡