🩵پارت سوم زایمان سزارین 🩵
.
با اینکه هم نگران شدم هم به تاریخ 17 اسفند واسه زایمان برنامه داشتم، فکر میکردم ،به خودم میگفتم نهایتا بستری بشم و مرخص میشم میره.
اما یه مشکلی بود ک حتی اگه کبدم برا دارو کنترل میکردن راهی ج زایمان واسم براقی نمیزاشت . یکم جلوتر میگم این مشکل چی بود و از کجا اومد .
بعد متخصص زنان گفت دراز بکش معاینه کنم منم گفتم آخه چرا ؟ و اون صادقانه جواب داد ک کلستاز بارداری برای مادر و نوزاد یار جنین خطرناکه و احتمال خفگی نوزاد و مرگ مادرو به همراه داره و اوووج این مشکل میشه همین مرگ😐🫤.
اینجا بود که فورا بدون معطلی گفتم معاینه کنید و بگید راه حل چیه ؟
که وقتی معاینه کرد متوجه یه مشکل اساسی تر شد و اونم با شدن دهانه رحم 3 سانت بود.😐😐
با تعجب نگام کرد درد خونریزی چیزی نداری!؟ دهانه رحمت 3 سانت بازه کبدت هم ک اینطوری شده راهی جز زایمان نداری. گفتم تو رو خدا زایمان حتما اما من برنامم رو سزارین بوده من اصلا همین سزارین هم آمادگی ندارم. گفت جون بچت مهمه یا طبیعی یا سزارین بودن زایمان؟
واااااییی منو میگی یه مرتبه همه ی برنامه هام به کلی برعکس و نقش برآب شد و بین یه دوراهی سخت و غیر قابل پیش بینی موندم و به کل استرس همه ی وجودمو فرا گرفت😞🤦🥹
ادامه پارت بعدی🫶

تصویر
۳ پاسخ

منم کلستاز بارداری گرفتم و مشکل دارم تو کبدم فردا صبح عمل میکنن دلم نمیخواد بچم بره دستگاهدمیترسم اونقد ناراحتم😔

خب چند هفته زایمان کردید؟

😁همین استرسش خوبه

سوال های مرتبط

مامان فراز مامان فراز ۱ ماهگی
مامان محیا خانوم😍🩷 مامان محیا خانوم😍🩷 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۲
خب داستان ازاونجایی شروع شد که من هفته ۳۵ بارداری بعد از رابطه دچار لک بینی شدم و با دکترم تماس گرفتم و قضیه رو بهشون گفتم ایشونم گفتن که حتما برو nst بده و هفته بعد که من مطبم هستم بیا پیشم منم چون شرایط نبود نتونستم nst رو بدم و دیگه لکی ندیدم و نینی هم تکوناش خوب بود
پنج روز بعد رفتم مطب دکتر که میشدم ۳۶ هفته دکتر معاینه کرد و گفت که دهانه رحمت ۲ سانت بازه و من به شدت زایمان طبیعی رو بهت پیشنهاد میکنم حتما برو زایمان طبیعی ، منم چون خیلی خیلی میترسیدم از زایمان طبیعی چون همه خیلی وحشتناک تعریفش کرده بودن بهشون گفتم که نه دکتر تو رو خدا به من نامه سزارین رو بده حتی شده برای فردا من خیلی میترسم از طبیعی دکتر هم بهم گفت که نامه دادن به سود منه و اگه دکتر دیگه جای من بود حتما اینکارو می‌کرد اما من دارم بهت میگم که تو میتونی طبیعی زایمان کنی و عوارض سزارین خیلی زیاده حتما امتحانش کن اگه نتونستی من بالا سرتم اصلا نگران نباش نمیزارم زیاد درد بکشی اگه نشد میریم سزارین
زایمان زایمان زایمان
مامان عزیز دلم مامان عزیز دلم ۴ ماهگی
سوال:🌼تجربه زایمان هم طبیعی و هم سزارین پارت دوم
هفته ها میگذشت ولی من هیچ دردی و انقباضی نداشتم فقط واژنم گهگاهی درد میکرد ، خلاصه رفتیم تا رسیدم به هفته ۴۰ من واقعا درد نداشتم ۲۲ اسفند بود من شنیده بودم بچه رو تا ۴۱ هفته میشه نگر داشت گفتم خوبه من تا ۴۱ هفته صبر میکنم دیگه عید میشه منم زایمان میکنم ،اما ای دل غافل رفتم پیش دکتر گفت. ما نمیتونسم برات صبر کنیم چون ممکنه بچه مدفوع کنه. اون وقت ما مسئولیتی نمی‌پذیریم ، همه چی با خودت ، منم تسلیم شدم ، گفت ۲۴ اسفند بیا ، با امپول فشار زایمان کن، بعدش منو معاینه کرد گفت دهانه رحمت یکم کج و به سمت بالاعه و ۱ سانت باز ، بچه من هم دو دور بند ناف. گردنش بود. دکتر گفت میخوای سزارین بشی من مقاومت کردم گفتم نه اینهمه تونستن منم حتما میتونم دکتر گفت پس. یکم سخته کارت اما حتما میشه ،منم راضی شدمو اون روز رسید رفتم زایشگاه، اول از همه یه سوند واژینال گذاشت ک دهانه رحمم رو به ۳ سانت برسونه. با اون سوند سزارین فرق داره ، تا سه سانت دردا خیلی خوب و کوتاه در حد پریود بود و من راضی بودم..
مامان جوجه مامان جوجه ۱ ماهگی
سلام
#تجربه_زایمان #طبیعی #پارت۱
گفتم منم بیام از تجربه زایمانم (طبیعی) بنویسم شاید یه نفر به دردش خورد☺️
اگه سوالی داشتید بپرسید حتما.
.
.
زایمان دومم بود ولی خیلی بیشتر از اولی استرس داشتم! قبلا فکر میکردم یه بار همه اینا رو تجربه کردم و این همه استرس طبیعی نیست... واسه کم شدن استرسم به هر سختی بود تو کلاس آمادگی زایمان که از طرف بهداشت بود شرکت میکردم(محتوای کلاس زیاد خوب نبود و همش رو بلد بودم) اما هدفم از شرکت تو کلاسا آشنایی با مامانای باردار بود و خییلی خوب بود، کسایی بودن که زایمان دوم و سومشون بود و اونا هم حس منو داشتن و یه کم دلگرم میشدم...
از طرفی از سزارین و درد بعدش هم میترسیدم و هم این که بدنم یه بار سیر طبیعی رو طی کرده بود و نمیخواستم سزارین بشم، البته اینکه پول سزارین نداشتم هم بی تاثیر نبود😂 (شوخی میکنم، حتی اگه پولش هم داشتم بازم انتخابم طبیعی بود)
خلاصه اینکه سپردم به خدا... گفتم بزار بگذره ببینم چی پیش میاد، شایدم سزارین اجباری شدم و نباید ذهنمو فقط و فقط واسه طبیعی آماده میکردم!
ادامه داره....
مامان تیام مامان تیام ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۴
یهو بعد دوساعت‌ دیدم دکتر اومد دوباره معاینه کرد به ماما گفت هنوز یک سانت پیشرفتی نکرده ماما ازم پرسید درد داری اومدم بگم اره میگیره ول می‌کنه دیدم دکتر با ابرو اشاره کرد که بگو نه
گفتم نه دردی ندارم گفت باشه سروم رو تا آخر کم کرد رفتن و یک ساعت بعد دوباره ماما اومد گفت درد داری الکی گفتم نه هنوز اومد معاینه کرد و دستشو در آورد دیدم خونیه گفتم چرا خونه گفت معاینه تحریکی انجام دادم گفتم خب پس اگر واقعانم دهانه رحمم باز نشده بود از الان دیگه سریع باز میشه
ازش پرسیدم اینجا اپیدورال میزنن برا زایمان گفتم حداقل باز اگر طبیعی زاییدم یخوردع دردامو کم کنه یهو گفت نه کسی اپیدورال بخواد اینجا باید از قبل بره پیش دکتر بیهوشی و اینا تا موقع زایمان بزنن براش هیچی دیگه دنیا انگار رو سر من خراب شده بود
ماما رفت و غصه دنیا انگار تو دل من بود یهو بعد بیست دقیقه اومد گفت آماده شو برای سزارین من هم شوکه شدم هم یک استرس عجیب و خوشحالی اومد سراغم برا اینکه مثلاً سوتی ندم گفتم چی چرا گفت خانم دکتر گفته دهانه رحمت پیشرفت نداشته بفرستیمت سزارین گفتم وای نه من سزارین نمی‌خوام طبیعی می‌خوام یهو گفت خب پس بخواب به خانم دکتر میگم اگر خودت میخوای بمون تا شاید دهانه رحمت باز بشه😂پیش خودم گفتم چ زری بود زدم
گفتم نه خانم دکتر حتما بهتر می‌دونه میترسم هم درد طبیعی بکشم هم سزارین همون سزارین کنیم دیگه
مامان آوین مامان آوین ۱۱ ماهگی
تجربه من از زایمان
من قبل اینکه زایمان کنم خیلی دوس داشتم طبیعی زایمان کنم سونو ۳۲ هفته رفتم گفت بچه سفالیکه دیگه سونو نرفتم مامای خصوصی گرفتم بهم ورزش داد و گفت پیاده روی کنم و اینکه دیگه لازم نیست برم پیش دکتر خودش منو معاینه کرد یه بار گفت لگنت خوبه بار دوم گفت بد نیس که کاش میرفتم دکتر هم معاینه می‌کرد سونو هم کاش ۳۷ هفته میرفتم من ورزش ها رو بعضی روزا انجام می‌دادم دیگه وقتی همه کارام رو انجام دادم روز بعد با ورزش و پله نوردی کیسه آبم باز شد رفتم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن ۱ سانت بازه که مامای خودم آخرین بار گفته بود ۳ سانت بازه زنگ زدم بهش گفتم اونم با پرستارا صحبت کرد قرار شد ۴سانت که باز شد بیاد خلاصه منو بردن لیبر یه ماما اومد منو معاینه کرد هنوز درد نداشتم گفت اگه تا ساعت۱۲ دردات شروع نشن آمپول فشار میزنن دیگه ورزش بهم داد انجام دادم ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود آمپول فشار زدن ساعت ۱۲ بود معاینه کردن ۴ سانت باز شده بودم زنگ زدن ماما اومد منم چون آمپول فشار زده بودن دردام شروع شده بود خیلی شدید بودن جوری که نم میتونستم بشینم نه ورزش کنم خلاصه ماما اومد معاینه کرد که من تازه اونجا فهمیدم معاینه چیه😑با هر سختی بود معاینه شدم چند بار ورزش هم خیلی سخت بود انجام دادنش که اونجا پشیمون شدم از انتخاب طبیعی کاش رفته بودم سزارین خیلی بهم گفته بودن نرو طبیعی پشیمون میشی گوش نکردم خلاصه بعد کلی درد کشیدن و معاینه شدن فول شدم که آخر معاینه کردن من چون بچه بجای سرش صورتش تو کانال بود دکتر کشیک اومد منو اورژانسی سزارین کرد اینطور من هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین شدم ولی اگه برمیگشتم عقب اصلا زیر بار زایمان طبیعی نمی‌رفتم خیلی سخته