سوال:🌼تجربه زایمان هم طبیعی و هم سزارین پارت دوم
هفته ها میگذشت ولی من هیچ دردی و انقباضی نداشتم فقط واژنم گهگاهی درد میکرد ، خلاصه رفتیم تا رسیدم به هفته ۴۰ من واقعا درد نداشتم ۲۲ اسفند بود من شنیده بودم بچه رو تا ۴۱ هفته میشه نگر داشت گفتم خوبه من تا ۴۱ هفته صبر میکنم دیگه عید میشه منم زایمان میکنم ،اما ای دل غافل رفتم پیش دکتر گفت. ما نمیتونسم برات صبر کنیم چون ممکنه بچه مدفوع کنه. اون وقت ما مسئولیتی نمی‌پذیریم ، همه چی با خودت ، منم تسلیم شدم ، گفت ۲۴ اسفند بیا ، با امپول فشار زایمان کن، بعدش منو معاینه کرد گفت دهانه رحمت یکم کج و به سمت بالاعه و ۱ سانت باز ، بچه من هم دو دور بند ناف. گردنش بود. دکتر گفت میخوای سزارین بشی من مقاومت کردم گفتم نه اینهمه تونستن منم حتما میتونم دکتر گفت پس. یکم سخته کارت اما حتما میشه ،منم راضی شدمو اون روز رسید رفتم زایشگاه، اول از همه یه سوند واژینال گذاشت ک دهانه رحمم رو به ۳ سانت برسونه. با اون سوند سزارین فرق داره ، تا سه سانت دردا خیلی خوب و کوتاه در حد پریود بود و من راضی بودم..

۱ پاسخ

زودتر بزار بقیه اش ممنون❤️

سوال های مرتبط

مامان رقیه مامان رقیه ۳ ماهگی
بعد یک ماه اومدم تجربه زایمان سزارینم رو بذارم.
پارت یک
من قرار بود طبیعی زایمان کنم 38 هفته بودم دکترم گفت هفته دیگه بیا که تا اوضاع آرومه زایمانت انجام بشه ، هفته بعدش بدون هیچ دردی خیلی شیک و مجلسی پاشدم رفتم برای زایمان. دکترم معاینه کرد یک سانت دهانه رحمم باز بود و ولی گفت نرمه دیگه کارامو انجام دادن و ساعت 8/30 بستریم کرد بهم سرم و آمپول فشار زدن، یک ساعت گذشت و من هنوز دردی نداشتم دوز آمپول رو بیشتر کردن و من کمردردم داشت زیاد میشد ، ساعت 10/30 بود دکتر معاینه کرد دوسانت بودم ولی دردام اذیتم میکرد معاینه هم میکردن برام ناخوشایند بود ، دیگه ماما اومد کیسه آبمو زد ترکید گفت سه سانت شدی ، از اینجا به بعد واسه من خیلی دردناک بود( بدن با بدن فرق میکنه از زایمان طبیعی نترسید من دوستم تا ۴ سانت درد نداشت)دیگ اشکم داشت در میومد ماما توپ آورد گفت روش بپر ولی من آنقدر درد داشتم حس خوبی هم نداشتم اصلا نمیتونستم ، دکترم ساعت حدود ۱۱/۱۵ بود معاینه کرد دوباره گفت دهانه رحمت داره متورم میشه و پیشرفتت هم خوب نبوده باید سزارین بشی ولی مامای بیمارستان نمیذاشت می‌گفت نه قدش بلنده باید طبیعی بشه حیفه 😑ادامه پارت بعدی
مامان نی نی مامان نی نی ۸ ماهگی
سلام مامانا. الان اومدم تجربه زایمانمو بنویسم. سزارین بودم بچه اول. من اولش نمیخواستم سزارین بشم و تلاش میکردم طبیعی بیارم. تا 39 هفته که تحمل کردم و ورزش و پیادت روی و… دیدم نه اصلا نه دیدی دارم نه علائمی از زایمان… از ۳۷ هفته و ۵ روز هم معاینه میشدم و همش ۱/۵ سانت بودم تا ۳۹ هفته با ورزش و…! اخر صبرم تموم شد خسته شدم ، سرما هم خورده بودم ، رفتم دکتر گفتم دیگه صبرم تموم شده ، اگر میشه سزارین شم … دکتر معاینه کرد گفت عجیبه بچت هنوز نیومده داخل کانال زایمان و هنوزم ۱/۵ فینگری! گفت بازم میتونی یه هفته صبر کنی. گفتم نه نمیخوام دیگه تحمل ندارم و دکتر برای سه شنبه ۴ اذر نوبت سزارین داد و من سزارین شدم و با همه ی دردا و مشکلاتش خداروشکر میکنم منتظر نموندم. چون همین که دکتر رحم رو باز کرد گفت اوه و به سختی بچه رو اورد پایین و در اورد… چرا؟ چون بند ناف یه دور دور گردنش بوده و دومین دور هم در حال پیچیده شدن! و اصلا بچه نتونسته بیاد پایین و ممکن بوده اگر فقط یه روز دیگه منتظر بمونم بچه خفه شه! خداروشکر واقعا و اگر دردم هم میگرفت با اون وضع نمیتونست طبیعی بیاد و سزارین اورژانسی میشدم.
مامان HOSNA مامان HOSNA ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۳
خلاصه من رفتم سونو دکتر سونو گفت بند ناف دور گردن بچه پیچیده ولی سرش سمت لگنه اگر درد نداری باید صبر کنی تا بیاد پایین تر و شاید بیشتر از چهل هفته هم طول بکشه.
من همسرم هم تا چهل هفته که دیروز بود صبر کردیم اما خیلی استرس بند ناف و داشتیم دیروز صبح اومدیم بیمارستان دولتی که میخواستم زایمان کنم تا ان اس تی بگیرن چون چهل هفته پر شده بودم وقتی اومدم یکی از پرستار ها گفت بزار معاینت کنم بهش گفتم دکتر معاینه کرده گفته رحمت بالاست ‌ اصلا پایین نیست خلاصه گفت بزار کنم معاینه کنم وقتی معاینه کرد خیلی راحت گفت دهانه رحمت که همینجاست بزار یکم کمکت کنم یکم تحریکش کرد و دستش پر از ترشحات خونی شذ گفت الان بری درد هات شروع میشه خر وقت شدید شد بیا بستری شو اما من باید یه سونو هم برات بنویسم مسئولیت داره چون چهل هفته هستی نمیشه همینجوری بری
خلاصه باز من رفتم بیمارستان سونو که دکتر سونو گفت علاوه بر بند نف احتمال وجود مدفوع هم توی کیسه آب هست به خاطر همین مجبور شدن باراسنکه هیچ دردی نداشتم بستریم کنن و نگهم دارن همون موقع خود دکتر شیفت هم اومد معاینه کرد و گفت یه انگشت باز شدی من بهت فرصت میدم ببینم خودت چقدر پیشرفت میکنی و باز میشی و تا حد امکان آمپول فشار نمیزنم اما اگر ببینم روند زایمانت پیش نمیره مجبور به سزارین میشم چون احتمال مدفوع هست
مامان عزیز دلم مامان عزیز دلم ۴ ماهگی
مامان محیا خانوم😍🩷 مامان محیا خانوم😍🩷 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۲
خب داستان ازاونجایی شروع شد که من هفته ۳۵ بارداری بعد از رابطه دچار لک بینی شدم و با دکترم تماس گرفتم و قضیه رو بهشون گفتم ایشونم گفتن که حتما برو nst بده و هفته بعد که من مطبم هستم بیا پیشم منم چون شرایط نبود نتونستم nst رو بدم و دیگه لکی ندیدم و نینی هم تکوناش خوب بود
پنج روز بعد رفتم مطب دکتر که میشدم ۳۶ هفته دکتر معاینه کرد و گفت که دهانه رحمت ۲ سانت بازه و من به شدت زایمان طبیعی رو بهت پیشنهاد میکنم حتما برو زایمان طبیعی ، منم چون خیلی خیلی میترسیدم از زایمان طبیعی چون همه خیلی وحشتناک تعریفش کرده بودن بهشون گفتم که نه دکتر تو رو خدا به من نامه سزارین رو بده حتی شده برای فردا من خیلی میترسم از طبیعی دکتر هم بهم گفت که نامه دادن به سود منه و اگه دکتر دیگه جای من بود حتما اینکارو می‌کرد اما من دارم بهت میگم که تو میتونی طبیعی زایمان کنی و عوارض سزارین خیلی زیاده حتما امتحانش کن اگه نتونستی من بالا سرتم اصلا نگران نباش نمیزارم زیاد درد بکشی اگه نشد میریم سزارین
زایمان زایمان زایمان