۷ پاسخ

یکی مثل شما یکی هم مثل من که هر کار میکنم دردم نمیگیره تو رو خدا دعا کنین دردم بگیره از امپول فشار میترسم

بد شد که🫠

........

خب بعدش چی شد

پمپ درد گرفتی ؟

یا خدااا دقیقا شرایط من
اون روزی که خونریزی افتادی چن هفته بودی دقیقا؟

خببببب🤣مثل فیلم ترسناک شد که

سوال های مرتبط

مامان آیهان🌙🧸 مامان آیهان🌙🧸 ۵ ماهگی
زایمان سزارین پارت 3️⃣
گفتم تروخدا یک کاری کن اسرار داشتم که همون روز منو بستری کنه گفت شیفت نیستم و نمیتونم گفتم نامه بده بهم برم ی جایی برام ی کاری کن نامه داد برای بردسکن گفت تا ساعت چهار اونجا باشی ماهم تند تند کارامون انجام دادیم و وسایل تند برداشتم رفتیم بردسکن رفتیم مطب دکتر بسته بود تا چهارونیم منتظر بودیم نیومد منم گفتم نکنه زایشگاه منتظر منه رفتم زایشگاه اونجا نامه رو نشون دادم به ماماهای اونجا نامه رو پرت کرد جلوم گفت این نامه بدرد ما نمیخوره گفتم از کاشمر نامه آوردم دکتر معرفی کرده قبول نکرد گفت دراز بکش ان اس تی بگیرم گفتم دراز نمی‌کشم من با دکتر کار دارم بی زحمت بگین بیاد گفت اتاق عمله ی دفعه دیدم آمد خیلی عصبانی نامه رو ازم گرفت و ی نگاه های بد و ...گفت من دارم میرم مطب بیا سریع مطب گفتم باشه رفتم مطب اورژانسی و اولین نفر رفتم داخل مطب و گفت خیلی بد کاری کردی گفتم چیکار گفت چرا آمدی زایشگاه گفتم من اول جای مطب شما بودم دیدم نیومدین آمدم زایشگاه گفت دیگه نمیتونم برات کاری کنم باید برگردی کاشمر انقد استرسم گرفت شدید گفتم تروخدا ی کاری کنین من الان درد دارم هیچی نگفت و خیلی هم عصبانی بود گفت دراز بکش روی تخت دراز کشیدم و همچنان داشت نوار قلب می‌گرفت یک ساعت و من ب خودم میپیچیدم از درد ادامه پارت بعد
مامان علیسام مامان علیسام ۱۰ ماهگی
پارت ۱
سلام رفقا قرار بود بیام تجربه زایمان بگم

من قبل زایمان دو بار بستری شدم بیمارستان بخاطر انقباض و اینا
و تو هفته ۳۳ یک سانت دهانه رحمم باز بود
تا ۳۵ استراحت کردم بعد ۳۵ ادامه کلاس ورزش های ماما رو رفتم و تو خونه ورزش میکردم هر روزم میرفتم بازار پیاده روی و خوشگذرونی 😂
تا ۳۸هفته و ۵ روز که چند روزی بود حرکتاش کم شده بود بعد از ظهرش ک بازار بودن برای پیاده روی گفتم تا بیمارستان هم برم برا ان سی تی
رفتم ان اس تی گرفتن و گفتن خوبه قلبش اینا و تو دستگاه انقباض هم نشون میداد

ی زنه بود اونجا گفت بیا تا معاینه هم کنیم ببینیم چند سانتی دیگه معاینه کرد و گفت دوسانتی
میخواستم برگردم خونه ک احساس خیسی کردم رفتم سرویس دیدم خون میاد ازم رفتم بهشون گفتم گفت بیا تا معاینه کنم دوباره معاینه کرد و سه سانت شدی برو ی ساعت راه برو یا بیرون بشین بعد بیا ببینیم ویکم راه رفتم ک کمر اینا خیلی درد میکرد دیگ نشستم تا ی ساعتش تموم شد رفتم گفت نزدیک چهاری اگه هنو تحمل داری بستری نشی بهتره برو ی دو ساعت دیگ بیا دیگه منم رفتم خونه شام اینا خوردم لوازمم رو جمع کردم باز برگشتم بیمارستان که دوباره معاینه کرد گفت چهار ونیمه تقریبا و کارای بستریمو کردن و فرستادنم بخش زایمان رفتم بالا اونجا باز خودشون معاینه میکنن
و گفت تو هنو سه سانتی چرا پایین گفته چهارو خورده ای و..
باید منتظر بمونی صبح شه تا دکتر بیاد بگه چه کنیم
مامان دختری پسری🩵❤️ مامان دختری پسری🩵❤️ ۱ ماهگی
یاد سزارینم افتادم یهو
رفتم پیش دکتر خودم ۳۶ هفته و ۲ روز بودم گفت بیا معاینت کنم گفتم نه هروقت معاینه شدم لکه بینی افتادم سر بارداری قبلم. گفت باشه ولی نمیتونم ببینم دهانه رحمت بازه یا بستس گفتم اشکال نداره درد ندارم ک ترشح موکوسی هم ندارم گفت باشه . واسه نامه سزارینم گفت نمیتونم من ارجاعت میدم به کسی دیگع خودشم باردار بود.
قرداش گفتم من ک دکتر خودم نشد میرم بیمارستان دولتی سزارین دوم.همسرم منو برد چکاپ شدم توی درمانگاه زنان بیمارستان گفتن ضربان قلب تاکی کاردی داره دوباره بده دوباره دادم خوب بود رفتم خونه. نصف شب دیدم دلم میپیچه ول میکنه مخصوصا سمت معدم صبح تا غروبم ک همسرم بیاد برم مطب یه دکتر توی همون بیمارستان دولتی ک بیاد اون عملم کنه همینجور وسط کمرم پایین درد میگرفت مامانم گفت رفتی نگی درد دارم معاینه میکنه. .
رفتم مطبش ک نامه سزارین بگیرم نامه روهم نوشت من بعد تهش گفتم یکم درد دارم درلز کشیدم با دستش شکممو معاینه کرد گفت خانوم انقباض داری پاشو برو زایشگاه .
گفتم کی زایمان میکنم گفت شاید همین امشب.هیچی خاهرجان ۳۶ هفته و ۴روز با دهانه رحم دوسانت باز هردو دقیقه انقباض سزارین شدم
مامان آلبالو ناز مامان آلبالو ناز ۱ ماهگی
تجربه #زایمان #طبیعی من پارت 1

37 هفته 3 روز رفتم معاینه دکتر گفت 2 سانت باز شدی و 60 درصد نرمی دهانه رحم داری سر بچه کامل تو لگن هست
و گفت سه روز دیگه خوبه بیای بیمارستان برای زایمان کمک کنیم بهت
ک من گفتم ن زوده میخوام بچه بیشتر بمونه وزن بگیره چون وزنش کم بود
بعد معاینه درد های پریودی داشتم رفتم پیش ماما همراهم اونم معاینه کرد گفت ب نظر من 1 سانت و نیم بازی و نرمی دهانه رحمت هم کمتره از 60 درصد گفت هروقت درد هات منظم شد ب من خبر بده
من تقریبا هرروز میرفتم نیم ساعت پیاده روی
ترشح های موکوسی داشتم از سه روز بغدش و درد های پریودی
حدودا ده روز بعد از اینکه دکتر معاینه کرد از صبح خونه تمیز کردم جارو کردم و اینا شب ساعت 10 نیم همسرم اومد خونه گفت این دختر ما نمیخواد بیاد گفتم وقتش برسه میاد
درد کمر داشتم یکم رفتم دراز کشیدم همسرم اومد شروع کرد حرف زدن با شکمم ی دفعه حس کردم ی چیزی مثل ترقه یا مثل شکستن قلنج توی زیر شکمم صدا داد با خودم داشتم میگفتم این دیگه چی بود
ک ی دفعه حس خیسی بهم دست داد فکر کردم ادرارم هست پاشدم وایستادم دیدم ن نمیتونم کنترلش کنم شک کردم ب کیسه اب و رفتم دسشویی دیدم پد رنگ صورتی شده ب ماما زنگ زدم و گفتم اون گفت یکم صبر کن ببین شدید میشه؟ گفتم شدید هست معمولی نیس
گفت پس یک ربع حالت سجده بمون و 20 دقیقه دوش اب گرم بگیر و برو سمت بیمارستان
مامان تیام مامان تیام ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۴
یهو بعد دوساعت‌ دیدم دکتر اومد دوباره معاینه کرد به ماما گفت هنوز یک سانت پیشرفتی نکرده ماما ازم پرسید درد داری اومدم بگم اره میگیره ول می‌کنه دیدم دکتر با ابرو اشاره کرد که بگو نه
گفتم نه دردی ندارم گفت باشه سروم رو تا آخر کم کرد رفتن و یک ساعت بعد دوباره ماما اومد گفت درد داری الکی گفتم نه هنوز اومد معاینه کرد و دستشو در آورد دیدم خونیه گفتم چرا خونه گفت معاینه تحریکی انجام دادم گفتم خب پس اگر واقعانم دهانه رحمم باز نشده بود از الان دیگه سریع باز میشه
ازش پرسیدم اینجا اپیدورال میزنن برا زایمان گفتم حداقل باز اگر طبیعی زاییدم یخوردع دردامو کم کنه یهو گفت نه کسی اپیدورال بخواد اینجا باید از قبل بره پیش دکتر بیهوشی و اینا تا موقع زایمان بزنن براش هیچی دیگه دنیا انگار رو سر من خراب شده بود
ماما رفت و غصه دنیا انگار تو دل من بود یهو بعد بیست دقیقه اومد گفت آماده شو برای سزارین من هم شوکه شدم هم یک استرس عجیب و خوشحالی اومد سراغم برا اینکه مثلاً سوتی ندم گفتم چی چرا گفت خانم دکتر گفته دهانه رحمت پیشرفت نداشته بفرستیمت سزارین گفتم وای نه من سزارین نمی‌خوام طبیعی می‌خوام یهو گفت خب پس بخواب به خانم دکتر میگم اگر خودت میخوای بمون تا شاید دهانه رحمت باز بشه😂پیش خودم گفتم چ زری بود زدم
گفتم نه خانم دکتر حتما بهتر می‌دونه میترسم هم درد طبیعی بکشم هم سزارین همون سزارین کنیم دیگه