۹ پاسخ

بگردمت نی نی🥺🥺🥺چ گناهیم ما مامانا درد کشیدنو گریه کردن بچه هامون ی طرف عذاب وجدان ی طرف

خدا همه بچه ها حفظ کنه

آخه تقصیر شما نبود که
آدم گاهی حواسش نیست خب
خدا حافظ بچه هامون باشه الهی

دختر من دو شب قبل با سر از روی تخت افتاد ساعت ۳شب داشتم میمردم
خیلی وحشتناک بود نمیدونم چجوری از روی بالشت رد شده بود

دختر منم خورد زمین ۳تا بخیه خورد سرش بچم هلاک شد تا بخیه کردن

منم یباراینجورشددیگه تصمیم گرفتم فقط مواظبش باشم خوابه گاراموانجام میدم بیدارمیشه توی ۵دقیقه همه جاروداغون میکنه چاره ای نداریم بایدیکم وسواسوکم کنیم

الهی بگردم. ن عذاب وجدان نداشته باش اتفاق دیگ بچن. منم گاهی اتفاقاتی میوفته عذاب وجدان میگیرم

عزیزم😟
بخدا من همش پیش کیان هستم کارا خونه و همه چیزو ول کردم مدام میخوره زمین هر دفعه یجای سر و صورتش قرمز میشه

وای ... اینجور مواقع جواب باباهاشونو‌ آدم‌نمیدونه ‌چطور بدهههه

سوال های مرتبط

مامان کوهیار مامان کوهیار ۱ سالگی
مامان تیامیس🤍 مامان تیامیس🤍 ۱۴ ماهگی
یکی از بد ترین شب های زندگیم امشب بود😭😭😭 شوهرم نبودش رفتم دستشویی تیامیس هم داشت بازی میکرد اومد پشت سرم درو بستم نیادش تو دستشویی گریه کرد اومدم سریع درو باز کنم دیدم باز نمیشه اونم جیغ جیغ و گریه تند تند دستگیره رو فشار دادم شکست تیامیس وحشت کرده بود و ب شدت گریه میکرد در قفل شد باز نمیشد حالا ساعت ۱ نصف شب😭🤦🏻‍♀️رفتم رو چهار پایه همسایه رو صدا زدم صدام نمیرسید رفتم روی جا دستمال توالت صدا زدم شنیدن یهو شکست افتادم بچم با این صداها بیشتر میترسید هرچی صداش میزدم باهاش حرف میزدم نمیشنید و بد جور گریه میکرد من میزدم تو سرم میگفتم وای بچم نفسش رفت از زیر در دستامو میوردم نوک انگشتامو میگرفت و گریه میکرد همسایه مون زن و شوهر بودن اینا اومده بودن جلو در با تیامیس حرف میزدن اروم شه ولی اصلا بچم وحشت زده بود و گریه شدید😭…یهو وسط گریه شدید ساکت شد هرچی صداش میکردم شعر میخوندم جواب نمیداد دستامو بردم زیر در دستامو نمیگرفت گفتم وای بچم بیهوش شده یه بخدا که فکر کردم بچم بیهوش شده به همسایه گفتم صداش کن هرچی اونم باهاش حرف زد تیامیس حرف نزد همسایه میگفت نترس حتما خوابیده😭گفتم اخه مگه میشه این بچه وحش زده ست نمیخوابه که جیغ زدم محکم در زدم صداش میزدم و گریه میکردم میگفتم ترو خدا مامان خوبی هی گفتم تیامیس و هی گریه کردم یهو دوباره بچم گریه کرد خیالم راحت شد
اروم شدم باهاش هی حرف زدم
همسایه مون به شوهرم زنگ زد ب اتش نشان ب کیلید ساز و….اخرش با پیچ گوشتی در و باز کردن بچم اومد بغلم وای مامان فدات بشه گوشیمو ورداشته بوده اورده بوده جلو در دستشویی 😭خ