ببین فدات شم قرصای جلوگیری خیلی مدلای مختلفی دارن ، اگ یکیش بهت نمیسازه یکی دیگشو امتحان کن ، اونم نساخت برو یکی دیگ بخور ، انقد امتحان کن بالاخره یه خوبشو پیدا کنی🫠آیودی هم برا همه اینجوری نیس اکثرا فقط دوهفته اول اذیتی بعدش اوکی میشه🫠این شوهرت هم انقد تو زندگی با تو حال کرده ک خوشی زده زیر دلش … هردقه برو لباس و کفش جدید برا بچه بخر ، اسباب بازی گرون و جدید بخر ، پماد و شامپو خارجی بخر ، قشنگ بدوشش تا بفهمه بچه داشتن چقد خرج داره دیگ هوس نکنه !!! والا
من جای تو نیستم و اصلااا نمیتونم حالتو قضاوت کنم.
درکت میکنم چون خودم بچه کوچیک دارم و میفهمن چقدر سخته نگهداشتن شیر به شیر بجه ها.
اما دیگه شده یکم دلتو آروم کن.
بعد با دکترت مشورت کن ببین تا کی میتونی شیر بدی به پسرت چون من دیدم تو بارداری تا چندهفته شیر میدن بعد طعم شیر بد میشه بچه خودش نمیخوره.حقداری از شوهرت ناراحت باشی ولی شاید این بچه نور شد تو زندگیت کلی اتفاقای خوب افتاد برات❤️
توکلت بخدا باشه از خودش کمک بخواه که توان بده بهت.
خب چرا انقد زود از شیر میگیری فک نکنم موردی داشته باشه یکی دوماه دیگه بدی اون بچم بزرگتر میشه و عاقلتر، نفرین نکن بچه بمیره خودت عذاب میکشی، با یک دکتر خوب صحبت کن بهت بگن چی استفاده کنی بهتره واسه بچه دار نشدن
زرنگ باش اینو زاییدی پول جمع کن یواشکی برو دستگاه بزار
تموم حرفاتو با گوشت و پوست و استخونم درک کردن روزی که بی بی چک مثبتمو دیدم کل دنیا رو سرم خراب خیلی داغون بودم و شوهرم خوشحال انگار ک هیچ اتفاقی نیافتاده منم مجبور شدم دانشگاهمو نصفه ول کنم همش به این فک میکردم پسر بزرگ بشه ازین خونه بریم من درس بخونم ال کنم بل کنم همش تو یه ثانیه پوچ پوچ شد خاستم پنهونی سقط منم به در بسته خوردم ن اشنایی ن کسی و میشناختم ک برام قرص گیر بیاره با تموم خستگیام نگهش داشتم هنوزم شبا خابای خیلی بدی میبینم ولی مجبورم کاریه ک شده
عزیزم درکت میکنم سخته ولی چاره ای نیس
تحمل کن . و ناشکری نکن بگو خدا بچه توی شکمت رو سالم به دنیا بیاره.
تا چهارماهگی هم میتونی به پسرت شیر بدی صبر کن دو ماه دیگه از شیر بگیرش کم کم که اذیت نشه
قربونت برم منم دقیقا مثل توام شوهرم کاری میکنه ک فقط ی دیپلمه بمونم
و دو ساله ک تو اقدام بودیم از بس ک دعوا راه انداخت ک تو باید اول بچه بیاری بعد درستو بخونی روانی شدم
الان من ۷ هفتمه و باردارم و تو فکرم این بچه دو سالش شد برم دانشگاه و ادامه بدم منم خیلیارو دیدم بچه پشت سر هم اوردن اما بعد چند سال ک بزرگ شدم ادامه دادن درسشونو برای منو تو هم دیر نمیشه مهم نیست ک سنمون داره میزه بالا مهم اینه تهش بگیم خب اینکارو هم انجام دادم 🤗❤️
وااااااای چقدر منی چقدرررررر من 😭😭😭😭😭
روز ب روز بدتر شدم ک بهتر نشدم
من جلوگیری هم داشتم
اصلا فکرشو نمیکردم حامله شم 😭😭
درکت میکنم عزیزم چون برای من هم همین مشکل پیش اومد ک رفتم سقط کردم چون نمیتونستم ازپس سه تا بچه بربیام همه اش میگم خدا یا منو ببخش ،🥹
فعلا تازه متوجه بارداری شدی
هنوز میتونی شیرش بدی
تا چند وقت دیگه کمکم خودت و کوچولوتو آماده کن
حداقل شما صبوری کن که بچت آسیب نبینه
بعدم بیشتر مراقبت کن
دیگه هم قرصی پیدا کن بهت بیوفته هم آیودی بذار
سلام عزیزم من خودم پریودم دیر شده شک دارم بچه نمیخوام واقعا شوهرمم فقط بچه بچه میکنه
دقیقا حستو میفهمم
منم وقتی فهمیدم ناخواسته باردارم بیشتر از همه برای دخترم دلم میسوخت و متنفر بودم از بچه ی فرضی که فکر میکردم تو وجودمه(چون من بارداری شیمیایی داشتم و اصلا جنینی تشکیل نشده بود)
چون من وقتی بچم بدنیا اومد عاشق این بودم بهش شیر بدم و بچم تا 8 ماهگی با رابط سینه شیر خورد و منم صبوری کردم تا روزی که سینه امو بگیره 💔 8 ماه صبوری کردم رابط سینه رو میشستم با خودم هرجا میرفتم میبردم همیشه پنهان از بقیه شیر میدادم بازم یه عده که میدیدن با تعجب و تحقیر نگاهم میکردن ولی من اونقدر تلاش کردم تا بالاخره بدون رابط خورد اولین ضربه ای که میخوردم همین بود، باید دخترمو از شیر میگرفتم اونم در حالیکه دخترم وحشتناک به سینه متصل بود و نمیشد به زور بگیرم خودمم از اون بدتر بودم من همون اول عهد بستم تا نزدیک 2 سالگی شیر بدم ولی اون بچه ی ناخواسته باعث عذاب من و دخترم میشد از اون بدتر ویار های سنگین من بود که تا 4 ماه اونقدر بد ویارم که مطمئن بودم عملا باید دخترمو که اینقدر روی تمام کارهاش حساس بودم مینداختم تو دست و پای بقیه تا خودم بخاطر حال خرابم بتونم فقط زنده بمونم و در نهایت هم امسال تازه دانشگاه دارم میرم باید قید اونم میزدم و خداتومن هم هزینه میکردم برای انصراف
خیلی شرایط بدی بود و من از اون بچه متنفر بودم همسرمم همینطور بود جفتمون به چشم یه موجود اضافه که باعث میشد آرامش دخترمون بهم بخوره بهش چشم داشتیم با یک بار رابطه اینجوری شده بود و جلوگیری هم داشتیم
قرص سقط هم خریدم ولی الحمدلله خداروشکر که خودش تموم شد و اصلا جنینی در کار نبود بعد از اون تصمیم گرفتم رابطه نداشته باشم تا وقتی که رحمم از حالت آماده باش حاملگی خارج بشه
عزیزم دیپلمه بی سواد نیست!
من دخترخاله ام پارسال با دوتا بچه در ۳۸سالگی رفت فرهنگیان.
آروم باش چیزی رو از دست ندادی
منم با آرامش اول تیممون رو قوی میکنم در کنارش تا کم کم از آبو گل درومدن
میرم دوباره دانشگاه
دانشگاه دیر نمیشه اما همبازی و تکیه گاه برا بچه هام دیر میشه
خوش به حالت منم چندین تا بچه میخوام
دخالت میکنن میگن نه بسه🥺
شوهرمم فعلا برا دومی پایه نیست
من درد تنهایی کشیدم متنفرمدوست دارم شلوغش کنیم فخر کنم
خدا بهت کمک کنه هرچی خیره پیش بیاد برات …
عزیزم من شرایطت و نمیدونم فقط امیدوارم آرامش نصبیب دلت شه و خودت و پسرت این روزای بعد گرفتن از شیر و راحت بگذرونین💖
شما دیپلم داری بیسواد نیستی
این میشه نامردی واقعا
وقتی تو خواستگاری قبول کرده باید پاش وایسه
البته همه مردا همینن
به بچه وابسته نیستی؟
انشالله که خیره
بسپار دست خدا
قبول دارم بچه ها عصبی میشن، من الان بعد واکسن میخوام از شیر بگیرمش
بچه جاریم با اینکه بچش وزن هم نمیگیره ولی از شیر نگرفته، من چون شیر شب میخوره ترس دندوناش دارم میخوام از شیر بگیرم.
انشالله که خدا کمکت کنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.