سوال های مرتبط

مامان رایان👑 مامان رایان👑 ۷ ماهگی
سلام خانوما خب خب منم میخام تجربه زایمانم بزارم شاید برای کسایی ک زایمان سومشونه کمکی باشه...
من تو چکاپ اخری ک تو بهداشت دادم ازمایش اینا پلاکت خونم پایین نشون داده بود و تیروئیدمم دوباره از نرمال شده بود کم کار بهم نامه داد ارجاع داد پزشک متخصص منم چند روز بعد ک شده بودم ۳۷ هفته و ۲ روز رفتم متخصص برای تیروئید و پلاکت خونم دارو نوشت بعد گفت میخای معاینت کنم ببینم رحمت باز شده یا نه منم قبول کردم وقتی معاینم کرد گفت سه سانت رحمت باز شده و سر بچه ات خیلی پایینه بستری شی زایمان میکنی اینا منم تعجب کرده بودم آمادگیش نداشتم اینا خلاصه نامه زایشگاه داد و منم چون تنها رفته بودم بیمارستان یه راست اومدم خونه...اومدم خونه شروع کردم ب انجام کارام وسایلم اماده کردم حموم رفتم تا عصر درگیر بودم گفتم برم بیمارستان اگه رحمم بیشتر باز شده بود بستری میشم نشده بود هم ک هیچ ولی ناگفته نماند من از اوایل ۳۶ هفته خیلی کمر درد داشتم دیگه از ۳۷ خیلی اذیت بودم انگار بجا استخون چوب گذاشته بودن تو کمرم..خلاصه زایشگاه ان اس تیم خوب بود و رحمم فرقی نکرده بود اومدم خونه همش حس خیسی داشتم فک میکردم عرق کرده کشاله ران پام توجه نمیکردم
مامان Panah🪽🩷 مامان Panah🪽🩷 ۱۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت یک
من تو بارداری هفته ۱۸ سرکلاژ شدم و استراحت نسبی بودم و هفتگی امپول میزدم و از هفته ۳۲ دیگه امپول رو دکترم قطع کرد و سرکلاژم رو هفته ۳۷ باز کردم بعد از اون معاینه شدم و گفتن لگن خوبی برای زایمان طبیعی داری منم فقط پیاده روی کردم یک روز در میون و خاکشیر و رابطه داشتم و ۳۹ هفته و ۶ روز رفتم سونو دادم فهمیدم اب دور جنین ۶ شده که کم بود و به ماما همراهم گفتم و اونم گفت برو بیمارستان بستریت میکنن منم رفتم بیمارستان ۱۷ شهریور اونجا معاینم کرد ۳ سانت بودم بدون درد ولی اونجا پذیرش نکردن و گفتن باید بری بیمارستان امام رضا یا بیمارستان قائم منم خیلی ترسیدم ولی در نهایت رفتم بیمارستان امام رضا،از در ورودیش انقدر ترسیدم که نگم براتون خیلی وحشتناک بود رفتم اونجا همه دانشجو و داغون بودن محیط بسیار کثیف و افتضاحی بود دانشجوهاشون ریختن سرم چندبار معاینم کرد میگفتن چرا ۴ سانتی ولی درد نداری خلاصه تو همون یک ساعت خیلی اذیتم کردن
مامان ماهلین مامان ماهلین ۸ ماهگی
زایمانم قسمت دوم
خلاصه برگشتم پایین ک برم سونو ب دکترم زنگ زدم گفت من معاینه کردم بچه سفال باید بستری بشی یعنی چی و... خودشون زنگ زدن
بیمارستان و گفتن با مسئولیت ایشون بستری بشم رفتم بالا و ماما قبلی ب ی نفر دیگه گفت معاینم کنه طفلی ماماهه میگفت بچش سفاله این خانم لج کرده بود ک ن برو اتاق فلان تا سونو کنم و... خیلی خانم عقده ای بودن و از حرفشون کوتاه نمیومدن خلاصه بعد سونو و... بهم لباس و. دادن و گفتن کارای بستری انجام بدخثه دکترم گفت تا 3 ؤنیم بیرون بیمارستان پیاده ذوی کن تا من بیام من همون 3. رب اینا بود رفتم زایشگاه ی اتاق ب ما دادن و من منتظر دکترم شدم دکترم اومدن معاینم کردن و گفتن هنوز همون پو سانتم و بهم امپول نمیدونم چی زدن تا دهانه ی رحم نرم بشع
ساعت 4 و نیم بوذثد 3 سانت بودم ساعت 6 شد هووز س سانت بودم اصلا تغییرم خیلی کم و ضعیف بود اما دذدام قابل تحمل و الکی بود دیگه با ی حرکت ورزش ک گفتن دهانه ی رحمم ی سانت تغییر کرد ساعت 7 شب بود ک از اتاق عمل زنگ میزدن مریضتون 5 سانت نشده دکتر راستگو میخان برن🤦‍♀️🤦‍♀️
مامان کیانا مامان کیانا ۲ ماهگی
پارت دوم
من واقعا ناامید شده بودم و بشدت از زایمان طبیعی میترسیدم بخاطر تجربه بدی که داشتم، خواهرم یه دکتر دیگه معرفی کرد رفتم پیشش برام ام ار ای نوشت تو 9 ماهگی انجام دادم، دکتر گفت یه دیسک کوچیک داری و بخاطرش بهم نامه داد منم رفتم نامه بستری و از دکترم گرفتم و همه رو تحویل کمیسیون بیمارستان دادم، خوشحال بودم که سزارین میشم اما جواب اومد که باید برم پیش دکتری که اونا میگن، ناامید شدم باز تپش قلبم برگ‌شت داغون بودم، همسرم گفت بیا بریم پیشش که همه راه هارو رفته باشیم، رفتم و دکتر بعد بررسی نامه زد برام ولی نگفت نامه چی هست، فقط منشیش وقتی دید گفت زده سزارین بلامانع، اما نگفت بهم با چه شرایطی بلا مانع است، البته من بخاطر رد شدن نامه کمیسیون گل مغربی ها رو شروع کرده بودم و دهانه رحمم 1سانت باز بود کلا، رفتم نامه هارو تحویل بیمارستان دادم چیزی به زایمانمم نمونده بود،کلا ده روز وقت داشتم، 3 روز مونده رفتم پیش دکتر زنان، دوباره معاینم کرد گفت 1سانت بازی و دهانه رحمت نرم نشده سر بچه خیلی بالاس و رحم زایمانی نیست، حالا که نامه سزارین داری فردا برات عمل میزارم نامه رو داد و من رفتم بیمارستان
اما بیمارستان گفت سزارینت رد شده چون دکتر گفته لگن تنگ نیست و اگه مشکلی نداره از نظر پزشک زنان باید طبیعی زایمان کنه
دنیا رو سرم خراب شد، مسئول بستری زنگ زد به پزشکم چون ازم ان اس تی گرفت و انقباض داشتم دکتر گفت طبق قرار فردا بیاد بستری شه اما برای زایمان طبیعی چون سزارینش رد شده😔