۱۶ پاسخ

سلام اینم قشنگه مبارکش باشه🌹

اینم قشنگه مبارکش باشه

زنگ بزن عمدا عوض کردن مگه میشه اشتباه بدن

قشنگه
زیرش موکت چرا انداختی

خیلی نازه .دخترم تا نگاش کرد گفت مامان چ خوشگله فرشش

اونی که انتخاب شماس چه رنگیه ؟ این رنگش خوبه زودی کثیف نمیشه برای زیر پای بچه عالیه

کجایید چند گرفتی چند متر بچه هات چند سالشونه

حتما ببر عوض کن بخاطر دخترت
ولی خب تجربه شد ک دیگه هرچیزیو چک کنی

قشنگه عزیزم مبارک باشه چند خریدین؟؟

ببر پسشون بده
بگو بعد تمیز کاری باز کردم و این اون نیست

راهتون چند ساعته؟؟

عوضش کن بهشون زنگ بزن

سلام مبارکتون باشه اونی انتخاب کردین چه شکلیه؟

خیلی قشنگه خب زنگ بزن بهشون بیان عوضش کنن

قشنگه حالا اگر خوشت نمیاد تماس بگیر باهشون خودشون بیان ببرن چون مقصر خودشونن

چه نازه مگ انی ک خواستی چه شکله

سوال های مرتبط

مامان طلا🌸مکرومه باف مامان طلا🌸مکرومه باف ۵ سالگی
مامانا ما امروز خونمونو از مستاجر گرفتیم رفتیم برا تمیزکاری ک فردا اسباب ببریم واااای ینی چاره داشتم وسط خونه گریه میکردم طرف ی اتاق رو کرده بود اتاق پرنده انقد جیش پرنده ریخته بووووووود ینی یسالی نشسته بودن بخدا یبارم گردگیری جارو نکرده بودن پنجرها لایه ضخیم خاک دیگ من بغض کرده بودم شوهرم مامانم رفتن کارگر اوردن طفلکا از ۷ونیم تا همین الان فقط شستن ولی بازم تموم سرامیکا لک شده دیگ اخر شوهرم گف خونه رو گچ و رنگ ک کردیم کف خونه رو پارکت یا کفپوش کنیم خستم لهم دلم میخاد داد بزنم بحدا خونه منو ببینین همه رو خودم تمیز کردم ک تحویل بدم ی لک رو سرامیکا نیس ازبس طی زدم دستمال کردم بعضیا چجورین از بوی واتکس و جرمگیر موهای بینیم فر خورد گلوم میسوزه انقد دلم گرفته ک از یطرف جابجایی و جایی ک هیچکسو نمیشناسم تو شهر غریبم اینجا دوسال بودم اشنا شدم اما خب اونجا خونه خودمونه بزرگتره فقط اینک مستاجر تر زده بود تو خونه حالم خراب شد خیلی دعا کنین برامون بتونیم مرتب کنیم خونه رو گچ بدیم و کفپوش کنیم 🥲🥲
مامان نفسم مامان نفسم ۵ سالگی
شماها برای شیر دادن بچه جلو بقیه راحتین؟
من اصلا نمیتونم بذارم کسی بدنمو ببینه دختر اولم که دنیا اومد میرفتم تو اتاق شیر بدم از اون طرف دختر برادرشوهرم که دوازده سالش بود مدام با مادرشوهرم میومد خونمون هر دو ثانیه یه بار صدام میکرد میگفت شیرخورد؟ شیرخوردنش تموم شد؟ و....
چقد از دستش حرص میخوردم و خجالت می‌کشیدم چیزی بگم هی سکوت کردم
الان که دومی دنیا اومده این یه ماه که خونه خودم بودم تو شهر دیگه خداروشکر خیالم راحت بود از این نظر
ولی چند روز دیگه قراره بریم شهرمون و چند روزی باید برم خونه مادرشوهر از الان استرس گرفتم
چون می‌دونم این یکی جاریم و بچه هاش اصلا مراعات نمیکنن بدون در زدن بدون اجازه گرفتن میان تو اتاق
چندماه پیش که باردار بودم رفته بودم خونه مادرشوهر، یه اتاق اونجا برای ما هست جهیزیم و تختمون و یه سری وسایلمون توشه هروقت میریم اونجا میخوابیم، بخاطر بارداری حالم بد بود رفتم رو تخت دراز کشیدم چشامو بستم چند دقیقه بعد چشممو باز کردم دیدم جاریم بالای سرم وایساده بدون در زدن اومده بود تو
بقیه جاری هام خداروشکر از این نظر خوبن بدون اجازه نمیان
نمی‌دونم شایدم من زیادی برای شیر دادن دارم سخت میگیرم ولی واقعا نمیتونم جلو بقیه شیر بدم