۱۳ پاسخ

انکار کن
دقیقا شرایط تو رو داشتم
بارداری اولم بعد بی بی چک مثبت گفتم و سپردم به کسی نگند و ... گفتن
متاسفلنه هفته ۱۰ سقط شد
سر بارداری پسرم تا هفته ۱۶ به کسی نگفتیم
اونایی هم که شک میکردن یک جوری انکار میکردم که کلا تا آخر عمرشون دیگه نتونند راجب کسی حدس بزنند

من الان تو ۴ ماه هستم هنوز خانواده شوهرم نمیدونن قیافمم اصلا چیزی نشون نمیده شکمم هنوز بالا نیومده یعنی همونی هست که داشتم

تاپنج ماهگی نگومن سربچه دومم به خانواده شوهرنگفتم تاپنج ماهگی شکمم اومدبالا فهمیدن خودشون

عزیزم نگو من بارداری اولم تا شیش ماهگی نگفتم الآنم نمیگم تا بعد انومالی
به همسرم هم گفتم نگه
تازه من فامیل همسرم بهم گفت بارداری بودمم گفتم نه هنوز موقعیتش نیست
دیگه چیزی نگفتن
یکی دیگه بهم گفت گفتم نه شاید پریودم اینجوری حس می‌کنی

خودت نگو اگه بعدا چیزی گفتن بگو خودمون هم نمیدونستیم

ب نظرم ادم قیافش زار میزنه
من ب هیچکدوم از همکارام نگفتم ولی هر روز میان میگن ما مطمئنیم بارداری
از بس ک چشمام افتادع

وای دقیقا منم مادرپدرشوهرم میفهمه و فهمیده بود ب مادرشوهرم گفت

من از حالت چشام هم مادرشوهرم فهمید باردارم قرار بود تا سه ماهش بگذره بهشون نگیم

خب بفهمن چی میشه

از مادربزرگه دوری کن😂😂

نگو نمیفهمن. ب هیچکی یه کلام هم نگو

بگو ویروس گرفتم جایی نرو تا چند ماه که میخوای تا 18هفته اوکی نگی

اگه تو نگی اونا نمیفهمن

سوال های مرتبط

جوجه طلایی 🍦 جوجه طلایی 🍦 قصد بارداری
بارداری بارداری بارداری بارداری - نی نی + حاملگی





خانوما من مادرشوهرم وابستگی افراطی داره!
خیلی خیلی زیاد ! یه طوری که شوهرم میگه مامانم فکر می‌کنه من متعلق به اونم !!!!!
الان که ما عروسی کردیم خیلی وابستگیش بیشتر شده ! و منو درد پسرش می‌دونه
میگه تو نمیزاری پسرم بیاد خونه ما بره خونه مامانم ( منظور مادربزرگ شوهرم که میشه مادره مادرشوهرم هست !!!!!!!!)
میگه تو بچه ای ! نادانی
خیلی اذیتم کرده طوری که منی که سالمم به خدا قرص قلب خوردم 😔 💔
تو مهمونی ها راه نمی‌ده من برم پیش شوهرم بشینم ! سر سفره میره کنارش میشینه پاهاشو ناز می‌کنه
می‌ره رو بازو های شوهرم می‌خوابه باسنشو میده سمت شوهرم
میشه همینطوری زنگ بزنه بهم ! اما این اخیرا همسرم سر کار بود جوابشو نمی‌داد زنگ میزد به من ! می‌گفت دیگه پسرم جواب ندادم زنگ زدم به تو ! مکالمه ش هم در حد ۱ دقیقه یا ۴۰ ثانیه بود !
تا از احوال پسرش خبر دار میشد قطع میکرد 😔 من دو روز خونه خودم تنها بودم اون حتی خبر نگرفت ! از وقتی ارتباطش قطع شد شروع کرد زنگ زدن به من
منم هم پدر شوهرم رو هم مادرشوهرم رو از عصبانیت بلاک کرده دو سه ساعتی 😑 ولی در اووردم
امروز شوهرم دید گفت دستت خورده بلاک شدن؟؟
من جریان رو نگفتم
اما در کل ......

تروخدا تروخدا تروخدا یه سیاست یادم بدید بگید با این مادرشوهر مریض من باید چیکار کنم ؟؟؟؟
مامان شدم مامان شدم روزهای ابتدایی تولد