یه جا بودن خیلی سخته خیلیییییی دقیقا این روزارو کشیدم درکت میکنم
وا یعنی چی چطور
قشنگ بگو والا بچه ها میخابن پسرت اومدنی دیگ بد خواب میشن
خودشم میان دعوا میکنن منم از پله ها میترسم
بزرگ شدن همدیگر رو هل میدن پشیمون میشیم
هر وقت اومدنی قبلش بهم پیام بده اگ اوکی بودیم بیاد
من اینو ب همسایه هامم گقنم
گفتم کاری داشتید بهم اپل پیام بدین جواب دادم بیاین درو بزنید
به خود بچه بفهمونی هر وقت نیاد بهش بگو فلان ساعت حق داری بیای خونمون ما میخایم بخابیم
دربازنکن فقط
عزیزم به جاریت رونده وگرنه آسایش نداری بچش یکسره مزاحمت بشه
وای ما ی همسایه داریم کلا خودش با مامانش هر روز ساعت ۱۲ میان تا ۲ونیم بعد پسرش زور گو به پسرم میزنه دستورش میده برو از مامانت فلان چیز بگیر خیلی رو اعصابه هم مامانش هم بچه چقد درکت کردم
در رو باز نکن چند بار پسرت گریه میکنه یاد میگیره
این چیزایی که اینجا میگی به خودش بگو راااااحت
یک راهم داری تو بروخونشون بچتو ول کن هرکاری میکنه بزاربکنه برو دوساعت بشین چندروز برو دیگه نمیان اونا
فقط شوهرت باید جوابشو بده چیزیم گفتن بگو اره شوهرم خاب بود بچت داد زد اونم عصبانی شد
منم مثل تو بودم خود جاری باهم دوستیم اما رفت و آمد در حد صفره
بعد بچش همش توی خونه ی من بود ،منم غیظم میگرفت هی در زد در رو باز نکردم
صدا تلویزیون کم ،کفش هم پشت در نذاشتم آوردم تو
بعد با پسرم رفتیم تو اتاق هی در زد باز نکردم
چند بارم جاریم اومد در زد باز نکردم بهونه آوردم حمام بودم حتما،توی اتاق بودم و دیگه کمتر کرد فهمید حدش باید بدونه بچشو ول نکنه
راهش فقط اینه درو باز نکنی مثلا 5بار در زد 2تا شو باز کن بقیشو بگو خواب بودیم یا حموم بودیم از قصد تو ساعت خواب بچتو بردار برو خونشون تا مادرش بفهمه وقت استراحت نمیرن خونه کسی چند بار تکرار کنی میفهمن
بچتو ببر تودورترین نقطه ب در تواتاقی جایی بخوابون درو ببند
اومد درباز نکن
اگر ریاد در زد باز کن بگو خوابه منم سردرد دارم برو نرفت بگو بشین توراه پله پس
درم ببند
دوسه بار اومد همینجوری کن
جاریتم گفت بگو اعصابم نمیکشه
کاردارم نمیتونم یکسره بیام توراه پله ک اینا نیوفتن
باباشم دعوا میکنه بیادتوراه پله
کلا درو باز نکن روتم نمبشه بگی باز نکن بگو خواب بودم
حموم بودیم
یا اهنگ بزار موقهی ک بچه ها بیدارن بگو نشنیدم کلا بهانه بیار متوجه بشه
بیخودتر از ی ساختمون زندگی کردن ندبدم
واقعا سختهههه
در و باز نکن
دوبار که درو باز نکردی دیگه نمیان
منم همین مشکل و داشتم جاریم داعم میره باشگاه و ...
دوتا پسر 8و 10ساله داشت داعم یکیشونو میفرستاد خونه ما
از وقتی بچم به دنیا اومد دیگه بدتر این میرفت اون میومد و ...وسیلا بچمو خراب میکردن چندبار درو باز نکردم به جاریمم گفتم که وسیلا بچمو خراب کردن
دیگه نمیان
اول به شوهرت جریان رو بگو ... بعد خودت به جاریت بدون رودروایسی بهش بگو هیچ چیز واجب تر ازخودت و بچت نیس
بنظرم به شوهرت بگو اون بهتر جوابشونو میده ، دیدی بیخیاله خودت وارد عمل شو
به جاریت با زبون خوش بگو اینکه میاد بچه ها بدخواب میشن اذیت میشن و....
دیدی مادرشم جلوشو نگرفت با بچه برخورد کن
به جاریت بگو وقتی ما خوابیم بچه ات میاد در میزنه بچه هام خوابن گناه دارن خواب زده میشن آنوقت بد اخلاقی میکنن 🫠 دیگه نذارش بیاد در بزنه بره
درو باز نکن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.