۱۹ پاسخ

یه جا بودن خیلی سخته خیلیییییی دقیقا این روزارو کشیدم درکت میکنم

وا یعنی چی چطور
قشنگ بگو والا بچه ها میخابن پسرت اومدنی دیگ بد خواب میشن
خودشم میان دعوا میکنن منم از پله ها میترسم
بزرگ شدن همدیگر رو هل میدن پشیمون میشیم
هر وقت اومدنی قبلش بهم پیام بده اگ اوکی بودیم بیاد
من اینو ب همسایه هامم گقنم
گفتم کاری داشتید بهم اپل پیام بدین جواب دادم بیاین درو بزنید

به خود بچه بفهمونی هر وقت نیاد بهش بگو فلان ساعت حق داری بیای خونمون ما میخایم بخابیم

دربازنکن فقط

عزیزم به جاریت رونده وگرنه آسایش نداری بچش یکسره مزاحمت بشه

وای ما ی همسایه داریم کلا خودش با مامانش هر روز ساعت ۱۲ میان تا ۲ونیم بعد پسرش زور گو به پسرم میزنه دستورش میده برو از مامانت فلان چیز بگیر خیلی رو اعصابه هم مامانش هم بچه چقد درکت کردم

در رو باز نکن چند بار پسرت گریه میکنه یاد میگیره

این چیزایی که اینجا میگی به خودش بگو راااااحت

یک راهم داری تو برو‌خونشون بچتو ول کن هرکاری میکنه بزاربکنه برو دوساعت بشین چندروز برو دیگه نمیان اونا

فقط شوهرت باید جوابشو بده چیزیم گفتن بگو اره شوهرم خاب بود بچت داد زد اونم عصبانی شد

منم مثل تو بودم خود جاری باهم دوستیم اما رفت و آمد در حد صفره
بعد بچش همش توی خونه ی من بود ،منم غیظم میگرفت هی در زد در رو باز نکردم
صدا تلویزیون کم ،کفش هم پشت در نذاشتم آوردم تو
بعد با پسرم رفتیم تو اتاق هی در زد باز نکردم
چند بارم جاریم اومد در زد باز نکردم بهونه آوردم حمام بودم حتما،توی اتاق بودم و دیگه کمتر کرد فهمید حدش باید بدونه بچشو ول نکنه

راهش فقط اینه درو باز نکنی مثلا 5بار در زد 2تا شو باز کن بقیشو بگو خواب بودیم یا حموم بودیم از قصد تو ساعت خواب بچتو بردار برو خونشون تا مادرش بفهمه وقت استراحت نمیرن خونه کسی چند بار تکرار کنی میفهمن

‌بچتو ببر تودورترین نقطه ب در تواتاقی جایی بخوابون درو ببند
اومد درباز نکن
اگر ریاد در زد باز کن بگو خوابه منم سردرد دارم برو نرفت بگو بشین توراه پله پس
درم ببند
دوسه بار اومد همینجوری کن
جاریتم گفت بگو اعصابم نمیکشه
کاردارم نمیتونم یکسره بیام توراه پله ک اینا نیوفتن
باباشم دعوا میکنه بیادتوراه پله
کلا درو باز نکن روتم نمبشه بگی باز نکن بگو خواب بودم
حموم بودیم
یا اهنگ بزار موقهی ک بچه ها بیدارن بگو نشنیدم کلا بهانه بیار متوجه بشه

بیخودتر از ی ساختمون زندگی کردن ندبدم
واقعا سختهههه

در و باز نکن
دوبار که درو باز نکردی دیگه نمیان
منم همین مشکل و داشتم جاریم داعم میره باشگاه و ...
دوتا پسر 8و 10ساله داشت داعم یکیشونو میفرستاد خونه ما
از وقتی بچم به دنیا اومد دیگه بدتر این میرفت اون میومد و ...وسیلا بچمو خراب میکردن چندبار درو باز نکردم به جاریمم گفتم که وسیلا بچمو خراب کردن
دیگه نمیان

اول به شوهرت جریان رو بگو ... بعد خودت به جاریت بدون رودروایسی بهش بگو هیچ چیز واجب تر ازخودت و بچت نیس

بنظرم به شوهرت بگو اون بهتر جوابشونو میده ، دیدی بیخیاله خودت وارد عمل شو
به جاریت با زبون خوش بگو اینکه میاد بچه ها بدخواب میشن اذیت میشن و....
دیدی مادرشم جلوشو نگرفت با بچه برخورد کن

به جاریت بگو وقتی ما خوابیم بچه ات میاد در میزنه بچه هام خوابن گناه دارن خواب زده میشن آنوقت بد اخلاقی میکنن 🫠 دیگه نذارش بیاد در بزنه بره

درو باز نکن

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۳ سالگی
من یه مشکل خیلی بزرگ با پسرم دارم به نظرتون چیکار کنم،پسر من کلا لجباز و شیطون هست اما تو خونه قابل کنترله و اینطور نیس که بگم کار خطرناک میکنه،اما وقتی میریم خونه مادرشوهرم بچه های خواهر شوهرم هم هستن یکیشون ۷ سالشه اون دوتا دیگه کوچیکترن و آروم تر هر چی میگم با کوچیکا بازی کن اصلا سمت اونا نمیره فقط دنبال بزرگه میره بزرگه هم اذیتش میکنه گاهی،پسر منم بلد نیس بازی کنه درست فقط بدو بدو میکنه بلند میخنده،پسر خواهر شوهرمم وقتی دلش بخواد به بچه من میگه بیا بازی وقتی که پسر من سمتش بره داد میزنه که سامیار نیاد پیش من،خب من هزار بار بع پسزم گفتم نرو پیشش ولی بازم میره و شلوغ بازی میکنه هر چند پسر خواهر شوهرمم شلوغه اما پسر من نفهم تره مثلا اصلا سرسفره نمیشینه تو مهمونی هی میچرخه دور سفره میره سمت بجه ها واقعا معذبم دیگه نمیدونم چیکارش کنم،خانه کودک میبرم تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه اما بازم وقتی پسر خواهر شوهرمو میبینه هیجان زده میشه اصلا دوس ندارم سمت اون بره چون اونم داد میزنه همه چیو تقصیر این میندازه
مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام مامانای عزیز کلی سوال دارم در مورد بچه های همسن پسرمن اول اینکه ایا شما مغازه یا فروشگاه میرید بچه هاتون مثل پسر من اینورو اونور میرن یجا بند نمیشن باید همش دنبالش بدوأم و با غریبه ها زود جوش میخوره اصلا دوست ندارم اینطوری باشه تو مغازه میریم مثلا شکلات میبینه بدون اجازه میره برمیداره هر چی هم بهش میگم دعواش میکنم اصلا حالیش نمیشه و اینکه وقتی خونه ست همش خرابکاری و حرص در میاره خیلی خیلی شیطون شده هم هم لج و گریه میکنه واییی دیگه کم آوردم خسته شدم اصلا حرف گوش نمیده همش میگه بیا باهام بازی کن یا همش بهم چسبیده تو آشپزخونه که کار دارم میاد پیشم از کنارم تکون نمیخوره دوست ندارم انقد بهم وابسته باشه میگم برو با ماشینات بازی کن میگه تو هم بیا بیرون که میریم از دماغمون در میاره گریه و دادو بیداد که ماشین میخواد بعد که میخریم براش میاره خونه اصلا نگاش نمیکنه چند روز هم فقط با برنامه کودک آروم میشه و میشینه نگاه و کاریم نداره.. کلی براش داستان و شعر میخونم در این مورد اصلا توجه نمیکنه باز کار خودشو میکنه موندم دیگه چطوری بهش حالی کنم بخوام دعواش کنم هم تا دوساعت فقط نق میزنه و گریه میکنه خسته شدم دیگه... 🤷‍♀️🤦‍♀️😮‍💨😥