پارت هفت و آخر
تجربه سزارین سوم من
ببخشید سرتون درد آوردم سعی کردم جزئیات بگم و اینجا بمونه برام ک چقدر الکی به خودم استرس دادم الکی ترسیدم شیاف حتما ببرین پمپ درد هم نگیرین شیاف به تنهایی جوابه یک ساعت بعد عمل دوتا سه ساعت بعد دوتا هشت ساعت بعد اینکه خاستی اولین راه رفتن بری دوتا شیش ساعت بعد هم دوتا دوباره شیش ساعت بعد دوتا بعدش دیگ نیازی نیس من اومدم خونه شب اول یکی گذاشتم
سوند هم همون اتاق عمل میزارن دیگ تو بخش نمیزارن نگران نباشید
شیر تون بعد سه چهار روز میاد نگران نباشید الآن من دارم میدوشم انقد زیاده
خونمم طبقه سوم به راحتی اومدم
از دوران بارداری نهایت استفاده رو بکنین استرس بعدش بدتر همش نگران یه جوجه کوچولویی من هر روزم شده گریه چون خودمو دیوانه کردم از بس استرس داشتم
بیمارستان دولتی بودم رسیدگی خوب بود دکترم دکتر شیفت بود عالی بود فک نکنین پول بدین خوبه دکترا شیفت هم همه با تجربه عالی هستن بستگی به خودتون داره من سر زایمان های قبلی خیلی خیلی بیش‌تر درد کشیدم و تمام عمل هامم دکتر شیفت انجام دادن چسبندگی هم خیلی کم بوده
زایشگاه حضرت زینب اسفراین بودم من این سزارین

۸ پاسخ

مبارکه چشمتم روشن عزیزم خداروشکر ک زایمانت خوب بوده ان شاء الله خدا نی نی کوچولوتو برات حفظش کنه 🤲❤️💐
زیر سایه لطف و رحمت خدا و ائمه اطهار و پدرو مادرش بزرگ بشه🤲🤲🤲🤲

من زایمان دوممه و اسفراین میخام زایمان کنم سزارینی هستم برم بیمارستان دکتر نگیرم کارمو انجام‌میدن ؟

میگم شما دکتر جداگانه نرفتین بگیرین؟

مگه بی حس نبودی چرا پس درد حس کردی موقع اینکه فشاربدن بچه بباد؟
فاصله سزارینات چندسال بود؟

منم تامین بودم واسم یکبار شیاف گذاشتن با ی بار مسکن خیلی اذیت شدم هرچی گفتم مسکن بدین ندادن اما اولی رو خصوصی بودم خیلی رسیدگی بهتر داشتن قابل قیاس نی

ساعت گذاشتن شیاف حتی به غلط ولی من راضی بودم درد نکشیدم دیگ
یک ساعت بعد عمل دو عدد باهم
سه ساعت بعد دو عدد باهم
سه ساعت بعد دوعدد باهم
دوساعت بعد دوعدد باهم چون قرار راه بری
دوعدد شیش ساعت بعد
و دوعدد شیش ساعت بعد

عزیزم بهت تبریک میگم قدم نورسیده مبارک خداروشکر زایمان خوبی داشتی
ب منم دعا کن راحت زایمان کنم و صحیح و سالم دخترم و بغل کنم
زایمانم طبیعی هستش

لطفا برام دعا می کنی تازه زایمان کردی پاکی🙏🙏🙏🙏
من خیلیییییی خیلیییی استرس دارم وصیت ناممم نوشتم اینقدری ک میترسم 🥺😔😭

سوال های مرتبط

مامان نينى مامان نينى ۱ ماهگی
تجربه سزارين ( پارت ٦ )
من از اتاق عمل تا ساعت ٢ نيمه شب كه مجاز به غذا خوردن بودم هم نسبتا زياد صحبت ميكردم هم سرمو تا حدودى تكون ميدادم ، خودم فكر ميكردم سر درد ميگيرم بعدشكه خداروشكر امروز كه ٧ روز گذشته هنوز سر درد نگرفتم
خلاصه ساعت ٢ شب نوشيدنى خوردم گفتن چايى نبات بخورم و خودمم كاپوچينو تورابيكا بردم خوردم
( سوند رو از قبل به دكتر گفتم تو اتاق عمل بعد بى حسى برام نصب كردن )
ساعت ٥ صبح گفتن بايد بلند شم راه برم ، اولين راه رفتن سخت بود من تحملم كلا زياده و آدم صبورى هستم و به نظرم واقعا اونجورى كه ميگن سخت نيست ، درد داره اما قابل تحمله ، البته من نيم ساعت قبلش هم گفتم برام شياف بذارن كه دردم كمتر باشه
من بعد زايمان تا صبح كلا خوابم نبرد همش ذوق دخترمو داشتم
فرداش تا ظهر بيمارستان بودم و بعد مرخص شدم
از روز اول كه اومدم خونم تمام كاراى بچمو خودم كردم ، مامانم كمكم بود وكاراى خونه با مامانمه
درد بعدش با شياف كاملا قابل كنترله
از زايمانم و پزشكم راضيم و باز هم به عقب برگردم سزارين تو بيمارستان مهرگان رو انتخاب ميكنم
مامان 🍪 کلوچه مامان 🍪 کلوچه ۱۵ ماهگی
مامان هیرمان مامان هیرمان ۷ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان یزدان‌وآیهان مامان یزدان‌وآیهان روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان دوم من بیمارستان ۱۷ شهریور با خانم دکتر موهبتی


سلام مامانا من برای ۳۱ نامه داد دکتر بستری شدم ۱ عمل شدم
ساعت ۷ نیم شب روز ۳۱ بستری شدم
فقط یک جفت دمپایی خریدم
ساعت ۵ صبح روز بعد سوند وصل کردن آنجوکت زدن
سوند فقط یکم‌سوزش داشت بعدش عادی شد ساعت ۷ نیم منو بردن
ساعت ۸ عمل شدم تا ۹ تو ریکاوری بودم
خانم دکتر بسیار با دقت با حوصله بود دکتر بیهوشی بسیار مهربون بود پرستارا هم خیلی مهربون بودن امپول بی حسی هم اصلا درد نداشت خداشکر
وقتی دکتر شکم رو فشار میداد بچه بیاد بیرون قشنگ می فهمیدم بعد بکه رو به صورتم مالیدن خیلی حس خوبی بود
من حین عمل حال تهوع گرفتم امپول زدن خوب شدم
تا ساعت ۹ تو ریکاوری بودم بعد بردنم بخش شکمم رو هم دو بار توی ریکاوری بی حس بودم فشار دادن
منو بردن بخش بچه رو هم آوردن بعد من
تخت های اتاق من ۵ نفره بود
یکبار دیگم هنوز یکم بی حسی تو بدنم بود شکمم‌رو فشار دادن درد داشت ولی میشد تحمل کرد ۸ عمل شدم سوند رو هم. ساعت ۳ کشیدن
همه چیز عالی بود راضی بودم
با بیمه تأمین اجتماعی رایگان شد
عمل دومم خیلی از عمل اولم بهتر اسون تر بود
بهمراه غذا نمیدادن ولی از شب اول همراه راه دادن ملاقاتی هم اصلا نداشت فقط میزارن بابای یچه بیاد از دم در بخش بیاد ببینش
انشالل قسمت همه چشم انتظارا 🥰🫀😍
خدایا شکرت من فقط خیلی استرس داشتم فشارم توی اتاق عمل رفت بالا ک بعدش خوب شد خداشکر
۳۸ هفته ۲ روز بودم
وزن بچه هم ۳۳۰۰
مامان نی نی مامان نی نی ۳ ماهگی
جربه سزارین پارت دوم:
اول از همه بگم از استرس و نگرانی که اطرافیان میدن کاملا دوری کنین .
باور کنین زایمان خیلی خیلی از چیزی که بقیه براتون میگن راحت تره.
من یادمه هر کی بهم میرسید میگفت وای سزارین بعدش نمیتونی بلند بشی از رو تخت . من از فردای زایمانم کامل سرپا بودم . روز سوم حمام شستم و همه کارهای بچه را خودم کردم . بخیه هام سوزش و درد داشت ولی قابل تحمله .
همه میگفتن اولین باری که میخوای بعد سزارین راه بری درد خیلی زیادی داره . ولی اگه پمپ درد بگیرین و شیاف بگذارین همه چی قابل تحمله . من اولین بار یه نیم ساعت قبل از پایین اومدن از تخت پمپ درد فشار دادم و وقتی از تخت پایین اومدم یه درد و سوزش خفیف داشتم . پس الکی استرس نگیرین و نگرانی به خودتون ندین .
من نمیدونم چرا همه از بدی های زایمان میگن و اینقدر بزرگش میکنن . من اون لحظه که رفتم داخل اتاق عمل از ترس داشتم میلرزیدم ولی اصلا نفهمیدم کی عمل تموم شد و چقدر همه چی ساده بود . حالا من اینقدر به خاطر انرژی منفی بقیه میترسیدم.
به خدا توکل کنین همه چی آسون میشه .