۱۸ پاسخ

منم مث تو 😩😅

اخ اخ خواهر بخدا که من تک ب تک همه ی این حرفاتو زندگی کردم چن ماه پیش . همچنان الان...

خدا قوت🥰
عیب نداره میگذره بعدش دیگه همبازی میشن شیرین تره

خدا قوت خسته نباشی
واقعا خیلی سخته پشت سرهم برا همین من ۸ سال فاصله دادم.
اینروزاهم میگذره عزیزم

خدا بهت انشالله توان وانرژی زیاد بده بتونی اینروزارو بگذرونی.چهره ات معلومه خسته س.ای کاش در طول روز بگی کسی بیاد کمکت

خدا به داد من برسه😄 منم زایمان کنم دخترم ۲۰ ماهش میشه . دوتایی سخته خدایی

بغلی شده وروجک من همش دوقلوهام رو زمینن شیر هم اکثرا میدم با پتو تنظیم می‌کنم خوابیده چون اگ بخان بغلی بشن من بیچاره میشم

طبیعیه پسر من سه سال و هشت ماه داره مثل بچه شما شده حالا بعد ۲۰روز یکم داره کنار میاد

چندروز دیگه داستان منم هستم خدا صبرم بده

ماشالا داری واقعا
با اینکه بچه های من اختلاف سنی شون نزدیک ب چهار سال میشه اما خیلی میترسم از پس شون بر بیام🥲

خدا بهت صبر و توان و قوت بده عزیزم
ان شاءالله بزرگ بشن خوشی ها و خوشبختی شونو ببینی.

میگم من یه سوال دارم‌ . حالا نگی چقدر اسکله😆
ولی یه جا خوندم که بچه که شیرشو خورد و اروغ زد، اگه که گریه و بیقراری نمیکنه، دیگه بذاریدش توی تخت. نیاز نیست حتما بخوابونیدش. بذاریدش توی تخت بیدار باشه و به کاراتون برسید 😁 این درسته؟

خدا قوت عزیزم، پسر منم فقط تو بغل میخوابه، باید قشنگ خوابش سنگین بشه بعد بذارمش توی تخت وگرنه بیدار میشه

ببین هم دردیم خواهر

تصویر

عزیززززمممم....چقدر چهره ات ناز و کیوته 🥰🥰🥰
خسته نباشی عزیزم.
واقعا دو تا بچه پشت سرهم سخته‌.

وای از غصه نمیدونم چیکار کنم پشت سرهم شدن بچه های منم😭😭

تابزرگ بشن شروع کنن به بازی.سختیش فقط برای مادره

عزیزم ایشالله این دورانم میگذره تو مادر قوی هست

سوال های مرتبط

مامان عسلچه ها مامان عسلچه ها ۶ ماهگی
برخلاف بعد از زایمان دومم که فقط یه ساعتایی یکم حال بد و افسردگی موقت سراغم میومد، این سری از بلافاصله بعد از زایمان همش دلم میخواد گریه کنم🥲 اولین گریه رو تا بچه رو دادن بغلم کردم، دومیشو وقتی که اتاق خصوصی خالی نبود و به خاطر هم اتاقیم همسرم نتونست باهام تو اتاق بمونه و حدودا یه ساعتی تا اتاق خصوصی خالی بشه تو اتاق بدون همراه موندم و هیچکس نبود حتی یه لیوان اب بهم بده کردم🥲 بعدشم اومدم خونه و دلم برای بارداری تنگ‌شده و پیشاپیش دلم برای نوزادی دخترم تنگ میشه و تصور اینکه شاید آخرین باری باشه که این دورانو تجربه میکنم باعث میشه هی بغض کنم و اشکام بیاد🥲 کسی هم نیست که بیاد دیدنمون و فقط خودمونیم و دورم خلوته🥲
ولی دیشب نشستم یه دل سیر خاطره و عکس و فیلمای دوران بارداریمو‌نگاه کردم و انگار یکم کمک کرد که عبور کنم، دعا کنید گذر کنم و حالم بهتر بشه چون سر بچه اولم که افسردگی بعد از زایمان گرفتم اصلا نتونستم درست از نوزادیش لذت ببرم🥲🤲🏻
مامان محمد مصطفی🐣 مامان محمد مصطفی🐣 ۱۲ ماهگی
سلام به همه خانومای گل
یه درد و دل و مشورت خواهره داشتم
البته امیدوارم به اشتباه قضاوت نشم
من ۳۱ سالم هست و تو دوره بارداری سر کار هم میرفتم تا ۶ ماهگی
کار مالی انجام میدم ساعت کاریم هم زیاد بوده جوری که صبح میرفتم شب میومدم خونه یعنی میخوام بگم واقعا حوصلم کم شده زیاد جایی تفریح هم نمی‌رسید که برم در حدی که وقت کنم خودم و خونم برسم وقت داشتم خدا بعد چند سال زندگی مشترک لهم نگاهی کرد و من بعد کلی دکتر رفتن صاحب یه پسر ماه شدم
الان تو مرخصی زایمان هستم چیزی که خیلی باعث میشه احساس گناه کنم ابنه پسرم خیلی کریهدمیکنه بخاطر رفلاکس و کولیک خیلی دکتر رفتیم دارو‌هو مصرف میکنه بهتر شده ولی خب وقتی بیداره فقط گریه میکنه یا میگه بغلش کنم راه برم خودم و همسرم خیلی اینکار میکنیم ولی خب واقعا خسته میشم الان اینجوری شده که همش میخوابونمش تا بیدار میشه میزارم رو پام بخوابه
همش حس گناه داره چرا باهاش بازی نمیکنم چرا نمیتونم آرومش کنم و همش اینجوری گریه میکنه حس میکنم دارم عذابش میدم انقدر گریه میکنم که چرا نمیتونم یه کاری کنم و همش این بچه میخوابونم تا یکم گریش شروع میشه که بیدار بشه سریع بغلش میکنم که بخوابه این شده برام عذاب وجدان
چطوری شما با بچتون بازی میکنید