۱۵ پاسخ

دیگه این یه ذره دردبایدتحمل کمی تاعادی بشه🫢

منم بعد 11 ماه گذاشتم
یه ذره😑😑😂
میترسم

منم اینجوری بودم یعنی دردی داشتم وحشتناک و برای دکتر رفتن امروز و فردا میکردم
ولی بالاخره رفتم دکتر و دکتر گفت دهانه رحمم زخم شده

بنظرم نیازه به هرحال شکم اولی هستی و ناز و عشوه، خوبه امدی 🤭

طبیعی که شنیدم شل تر میشه ولی😅

وای منم اونطوری کردم، اما از پهلو اجازه دادم کارشو بکنه ولی خیلی خشک بودم و بعدش موقع شستن میسوخت اونجام

بدبخت شوهره😅😅

من اذیت شدم دیگه سمتم نمیاد ترسیده. حس میکنم دیگه داره بسته میشه اونجا😅😅😅

ژل روان کننده بگیر
بعد چک‌کن ببین زخم هات خوب شده یانه

انگار شب عروسیت بود😂😂😂🤣حالا خوبه یه بچه اومده بیرون ازش🤣

اگ شل میگرفتی خودتو اصلا درد نداشت

حالا منو بگو همشو خوندم تازه فهمیدم چی ب چیه . ای خدا . موندم چی بگم

منم اینطوریم خدا به دادم برسه بعد زایمان 🫤😑بعد ده ماه

طبیعی بودی یا سز

وا چرااا

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۱ ماهگی
#پارت ۲ تجربه زایمان طبیعی


دیگه گفتم باشه شروع کردم به ورزش کردن همش ورزش میکردم تو بخش راه میرفتم خیلی سختم بود ولی مجبور بودم ماما امد گفت باید معاینت کنم دیگه معاینه کرد منم ب امید اینکه میگه پیشرفت کردی ولی گفت همونی اون موقعه ۳۹ هفته ۳ روز بودم
دیگه هی معاینه میکردن دیگه واقعا کم اورده بودم صبح روز بعد دیگه لج کردم گفتم من باید ترخیص بشم دکتر امد گفتم من ک پیشرفت نمیکنم میخوام برم دیگه چک کرد وضعیتم گفت باشه رضایت بده برو منم سریع زنگ زدم ب همسرم ک بیا رضایت بده بریم دیگه تا امد تمام شد ساعت ۱ بود رسیدم خونه درد داشتم با دستگاه هم ک چک کردن فاصله درد ها هر ۱۰ دقیقه بود ولی میگفتن اینا درد ها زایمان نیسته دیگه امدم خونه رفتم حمام زیر دوش هم ورزش کردم امدم ناهار درست کردم خوردیم جمع کردم شستم همون جور درد هم داشتم گفتم برم یکم بخوابم رفتم دراز کشیدم ولی درد ها نمیزاشت بخوابم ولی خوب چون بهم گفتن درد زایمان نیست تحمل میکردم تا ساعت ۵ بعد ظهر همسرم رفت منم همون جور داشتم عجیب تا ساعت ۶ تحمل کردم رفتم مامانم بیدار کردم بیا کمرم ماساژ بده امد یکم ماساژ داد ولی اروم نمیشودم وقتی درد میگرفت جوری ب خودم میپیچدم گریه میکردم ک مامانم گفت اینا دیگه درد زایمان سریع زنگ زد ب همسرم گفت بیا ک درد هاش شروع شده
مامان عدس مامان عدس ۱ ماهگی
《زایمان طبیعی پارت پنج》
گل پسرم دنیا اومد و در لحظه تمام دردهام تموم شد انگار هیچی نبوده . دکتر گف یه زور دیگ بزن جفت هم بیاد بعدشم شروع کردن ب بخیه زدن ( وقتی قیچی زدن درد نداشت ) ولی وقتی داشتن بخیه میزدن من تک تک بخیه هارو درد شو حس میکردم و بازم تحملللل چون درد ک قبل زایمانم کشیده بودم درد بخیه دربرابرش هیچی نبود.
بخیه زدن هم تموم شد بردنم ریکاوری ۱ ساعت اونجا بودم اومدن ک ماساژ رحمی انجام بده ینی خیلی بنظرم درد داشت وقتی میخاست انجام بده میگفتم نکن ترو خدا دیگ تحمل درد کشیدن رو ندارم. اونم میگف عزیزم تو ک اینهمه تحمل داشتی پس اینم تحمل کن😂😂😂
دوسه بارم ماساژ رحمی دادن تا کمتر خونریزی داشته باشم و منتقل شدم ب بخش و تمام.
جونم بگه براتون دوش آب گرم خیلی تاثیرررر داشت بنظرم و اسکات زدن من زیر آب گرم ک روی کمرم میریخت داشتم اسکات میزدم سخت بود ولی خیلی کمک کرد هم دوش آب گرم و هم پیاده روی.
در ضمن من از اول بارداری هم کارای خونه انجام میدادم و استراحت نبودم پیاده روی میکردم . اینم از تجربه زایمان من اگ میخاین درد تون شروع بشه و با آمپول فشار زایمان نکنید ورزش کنید اسکات بزنید داخل خونه زیر دوش آب گرم حتی سجده هم انجام بدین . دردتون شروع میشه و هم ب روند زایمان کمک میکنه. (وقتی درد شروع میشه جیغ و داد ممنوع و دم و بازدم انجام بدین اونم خیلی تاثیر داره.