۸ پاسخ

نگرام نباش من پسرمو نگه داشتن ۷سال پیش خودمم با اون بخیه موندم تو بخش مادران چندتا چندتا شیاف میذاشتم ک فقط سرپا بمونم

مگذره منم با بخیه سزارین ۸روز پسرم بستری بود از بس گریه میکردم چشمام جای نمیدید و الان خداروشکر بچه سالمه

خدا توانشو میده قوی باش
مگ بچت ناررس بود؟

خیلیییییییی من یه روزم استراحت نداشتم دیگه ۴۰ روز شد بعضی وقتا به حال خودم گریه میکردم بچم بستری شد نذاشتن بمونم پیشش داشتم دیوونه میشدم با بغل خالی اومدم خونه استرس همه جونمو گرفت شیرم خشک شد وووو

صبور باش میگذره

فقط دخترم سالم مرخص بشه از این خراب شده به جون میخرم همشو💔

نگران نباش عزیزم
میگذره این روزا ... یکم صبوری لازمه
سخته واقعا ولی میگذره
میاد اون روزایی که میخنده و قند تو دلت آب میشه

میگذرن این روزا اجی صبور باش

سوال های مرتبط

مامان آنیا🩷✨️ مامان آنیا🩷✨️ ۱ ماهگی
پارت سیزدهم تجربه زایمان


خلاصه از زایشگاه بردنم به بخش عمل سزارین، تو راه مامانم رو دیدم و دوباره بغلم کرد و راهیم کرد داخل بخش... و دوباره ما داستان توقف صندلی چرخدار در جای غیرمنتظره رو داریم... مامایی که منو آورده بود هی میگفت زود باش دکتر عجله داره ولی من اونجا هیچچچ عجله ای ندیدم .. تو راهروی اون بخش یسری صندلی چیده شده بود ، بهم گفت از صندلی چرخدار بیا پایین و اینجا منتظر بمون... خودم که دیگه حالم از کلمه انتظار بهم میخوره ... منم با یه کیسه سوند که بهم وصل بود و یه سرم خالی که با لوله هاش و آنژیکتش هنوز به دستم وصل بود و درد و کیسه آبی که هنوز ازش آب می‌ریخت از صندلی چرخدار پاشدم و روی صندلی های اون بخش نشستم... اوففف که نگم از سرمای اونجا ، انگار تو یخچال بودم... مثل اینکه اتاق عمل از عمل قبلی کثیف شده بود و کسی که مسئول تمیز کردن اونجا بود نیومده بود و هیچکی هم گردن نمی‌گرفت که بره تمیز کنه😑
و تازه اونجا بود که ساعت رو دیدم... اونا دیشب گفته بودن اگه تا ۸ صبح زایمان طبیعی نکرد می‌بریم واسه سزارین ولی اون وقت ساعت نزدیکای ۱ ظهر بود...