۱۷ پاسخ

من خیلی میترسم
تورو خدا نیاین زیر پستم بگین چرا میترسی و ما فلانیم و بهمان
واقعا ترسم داره ، بقران ب خودم فکر نمیکنم ، ب مظلومیت بچم نگا میکنم ک با این سن دو تا جنگ دیده ، ب این فکر میکنم ک واقعا تاب ندارم یکی از عزیزانم طوریش بشه

والا شهر ما که خداروشکر انگار یه کشوره دیگه اس آرومه همه چی من دلم میسوزه واسه بقیه هموطنا

زدن قرودگاه مشهدو

ما خونه ایم
تا صدا نیست و خبری نیست آرومیم و زندگی نرماله ولی وقتی صدای انفجار و موجش میاد یهو تمام تنم میلرزه
برای تهران نگرانم هر روز انفجار هر ساعت یه جاش
برای کشورم برای مردم نگرانم
پسر بزرگم نوجوانه، امروز وقتی ازش خواستم خبر رو پیگیری نکنه خودشو با درس سرگرم کنه با گریه گفت نمیتونم حالم خوب نیست هر دفعه میام آروم بشم دوباره حالم بد میشه😞
همسرم محل کارش فردیسه باید به مسیر نیم ساعت چهل دقیقه ای بره تو این روزا کلی جاها نزدیکشون هم زدن ، از یکشنبه باید دوباره بره دل آشوبه ها تموم نمیشه،
فقط از خدا میخام تموم بشه ، اون از بارداری که دوماه تو استرس جنگ بودیم اینم از الان

خوب نیستیم❤️‍🩹
از بعد از اذان صبح رو ویبره ایم💔
پسر بزرگم خیلی آشفته است
همسرمم از یکشنبه باید بره سرکار😭

انگتر توی فیلم اکشن داریم زندگی میکنیم
همش استرس و دلهره و جنگ و موشک و پهباد و جنگنده و صدای وحشتناکشون
خیلی اوضاع روحیم خرابه
همش دلم میخاد زار بزنم انقد ک استرس کشیدم این چند روز

ما ایلامیم دو روزه آرومه

گیلان و مازندران خبری نیست . من الان نزدیک 1 ماه و نیم خونه مامانم اینا هستم هفته قبل میخواستم برم خونه خودمون اینطوری شد از ترس نرفتیم ولی دیگه دل تو دلم نیست برای برگشتن
10 فروردینم مرخصی زایمانم تموم میشه
برا بچم باید پرستار پیدا کنم
اصلا اوضاعیه

شهر مارو هم عصر زدن خیلی بد بود از عصر طپش قلب چیزینا میگیرم دست و پام سست شده
فقط التماس خدا میکنم معجزه بشه

ما نزدیک فرودگاه تبریز هستیم الان سه تا زدن مردیم زنده شدیمممم
من از بندرعباس اومدم شهرم تبریز اونم الان زدن بد بود
بندرعباس بدتر بود پشت سر هم

کرمانشاه رو میزنن کلا سستیم از ترس و استرس😔

شهر مارو از شب زدن....ولی بما دوره و در امانیم فعلا

میگن که تبریز رو میزنن

چند لحظه پیش شدید زدن چند تا پشت سر هم
اصلا حال روحیم خوب نیست

مشهد که خبری نیست
ی بار زدن اونم از ما خیلی دور بود صدایی نیومد

خیلی زیاد میزنن من آهنگ آرامش بخش همش میزارم و اخبار زیاد نمیبینم فیلم میبینم حواسمون پرت شه

الان زدن
وحشتناک بود
همش دلشوره داریم
نگران داداش سربازمم
اینروزا انگار تو‌کمام
التماس خدا میکنم تموم شه همه چی
خیلی روزای بدیه

سوال های مرتبط

مامان هانا و هانی مامان هانا و هانی روزهای ابتدایی تولد
مامان حامیم مامان حامیم ۱۵ ماهگی
مامان فندوق👶🏻💙 مامان فندوق👶🏻💙 ۸ ماهگی
مامان مهراد و 🐣 مامان مهراد و 🐣 هفته نهم بارداری