۱۹ پاسخ

اره بابا پسر من کامل توی روروئک بود حتی مسافرت رفتیم هم بردیم عالی بود

دختر من اصلا استفاده نکرد

من پسرم و از ۸ نه ماهگی اگه اشتباه نکنم گذاشتم و طولانی مدت نه مثلا یک ربع نیم ساعت در روز یا نهایت یک ساعت با فاصله یک ساعت کامل داخلش نبود

نمی‌دونم ضررهایی که میگی چیه ولی واقعا بدون روروک سخته من بچه هام میزاشتم خیلی دوست داشتیم الان بچه خواهرم میشینه خیلی خوب بازی می‌کنه سرگرم میشه

من کلا برای پسرم استفاده کردم البته بعداز اینکه تونست کامل بشینه وخیلی خوب بود

پسر من خیلی شیطون بود، از ۷ماهگی گذاشتم و راضی بودم نجاتم داد

دختر منم می‌نشست ، خداروشکر مشکلی هم نداشت
ما خودمون هم بچگی استفاده کردیم هنوزم مامانم داره رورویک رو

۵ ک واقعا زوده گناه داره بچه

من برام بچم‌استفاده می کنم عالیه

اره بابا بگیر پسر منم همش رو روروک بود هیچی نشد

تجربه مفیدی بود برای دخترم خیلی سرگرم کننده و محرک بود براش

منم نمیزاشتم واینمیساد قشنگ یبارم ک گذاشتم خودشو چپ کرد

منم یادمه بچمو زیاد میذاشتم بذارش عزیزم راحت کن خودتو فقط مراقب باش اسیب به خودش نزنه همین

زمانی ک بچه میشینه قشنگ میتونی بزاریش روروئک، اگه نمیشینه هم میتونی بزاری ولی نه تایم زیاد

منم ۵ ماهگی پسرمو روروئک کذاشتم

پسرمن تا۱۶ماهگی مدام توروروئک بود بعدشم موقع غذادادن استفاده میکردم براش

من دخترم هفت هشت ماهگی گذاشتم خیلیم راضیم...دختر من دیر تونست راه بره...یک سال و پنج ماهگی راه افتاد...اگر روروک نبود خیلی کسل میشد..بااون میگشت عین جت میدویید انقدر سرعت بالا بود😅🤣🤣دنده عقب به همه جهات مسلط بود...الانم فیلماشو میبینم ذوق میکنم

روروئک اینش خطرناکه که بچه به روی میز و اینجور چیزا دسترسی پیدا میکنه
ما تو اسباب کشی بودیم بچمو گذاشته بودم تو روروئک رفته بود از روی میز یه چاقو برداشته بود😐داشتیم با چاقو تو اسباب کشی کار میکردیم یخ ثانیه عافل شده بودیم رفته بود سراغش
مراقب باشید از این لحاظ

من دخترم روروئک داشت. کارم راحت می‌رسیدم. از پنج ماهگی. گذاشتم. تا نه ماهگی نه ماهگی پاهاش زمین می‌رسید نزاشتم. روش هی میخواست. بیاد بیرون

سوال های مرتبط

مینو مینو قصد بارداری
پایان استرسی که ۴ سال و نیم باهام بود ...
دخترم ۲ ماهه بود گفتن قلبش صدای اضافه داره ببریم اکو
شوهرم میگفت هیچی اش نیست نمیخواد .
شبا که دخترم میخوابید تازه حال خراب من شروع میشد درباره صدای اضافه قلب بخونم و اینکه میتونه وضع خیلی بد باشه
پیش شوهرم گریه کردم گفتم بیا ببریمش گفت تو باید استرس ات رو کنترل کنی
بعد از یکسال که چندتا دکتر ترسوندن راضی شد ببریم
دکتر گفت دریچه ریوی اش مقداری تنگه و آئورت
یک سال دیگه ببریم . سال دیگه دخترم اینقدر گریه کرد موقع اکو که باعث شد عدد تنگی رو زیادتر نشون بده
تا امسال ...
مثل خانوم خوابید تا دکتر اکو کنه بعدشم گفت تنگی خیلی کمتر شده و دیگه نیاز نیست بریم
شوهرم مدام میگه اینا فقط کیسه میدوزن برای مردم . از اولم چیزی اش نبود
حالا یه نفر برسه بگه یه بچه بیار
مگه دیده من یکسال چی کشیدم تا بچه رو ببره دکتر
مگه دیده ۴ سال و نیم گوشه ذهنم درگیر بود نکنه پیشرفت کنه
یکی دیگه بیارم و چیزی اش باشه که عمرا بعد از یکسال هم ببره دکتر
همیشه میگن نزدیکتر از مادر نیست . ولی مادرم هم ندید چی به من این سال ها گذشت و راحت میگه یکی دیگه بیار
خدایا شکرت که همیشه تو پناه من بی کس بودی💓
مامان دوتا گل پسر❤️❤️ مامان دوتا گل پسر❤️❤️ ۵ سالگی
مامانا تو رو خدا بیایید خواهرانه و منطقی منو
راهنمایی کنید.
شاید از نظر خیلی ها موضوع  پیش پا افتاده باشه ولی تحملش برای من سخته
ما ۴ ماهه اومدیم توی خونه جدید اینجا بچه ها از صبح میان توی حیاط ساختمان بازی تا شب دنبال بچه منم میان که بره باهاشون بازی گاهی اوقات حتی واسه ناهار یت شامم به زور میاد توی خونه.
از طرفی بچه ها با دست فوش های بد میدن که متاسفانه پسرم منم میاد خونه میگه فلانی این کارو کرد.
چند روز پیش هم یکی از بچه ها جای خصوصی شو نشون داده بود.
امروز پسرمو صدا کردن که بره بازی من دیدم صدای بچه ها نمیاد بلافاصله پشت سرش رفتم پایین دیدم بچه ها دارن آروم صحبت میکنن پسرمو آوردم بالا و در رو قفل کردم الان که از پسرم پرسیدم چیکار میکردن گفت جای خصوصی شونو نشون میدادن.
من زیاد نمیزارم پسرم بره بیرون.
عصر همه خانما پایین بودن بهم گفتن نمیزاری پسرت بیاد بیرون منم گفتم بچه ها بی ادبن  خوشم نمیاد یاد بگیره یکیشون گفت منم بچه اولمو خوب تربیت کردم ولی سر دومی بیخیال هرکار میخواد بکنه آخرش یاد میگیره (این خانم مدیر مدرسه هم هست) یکیشون گفت بچه اوله حساسی واسه دومی خوب میشی.
ولی من ده تا بچه هم داشته باشم نمیتونم نسبت به تربیتش بی تفاوت باشم.
این مدت هم پسرمو چندتا کلاس ثبت نام کردم. عصرها هم شوهرم بره بیرون  ماهم باهاش میریم  که پسرم نخواد بره توی حیاط.
وقتایی هم که میره یا دنبالش میرم یا از بالا نگاهش میکنم.
ولی کم آوردم نمیتونیم جابه جا بشیم چون سر همین خونه کلی بدهی داریم.
دیگه نمیتونم زیاد برم از خونه بیرون با بچه کوچیک سخته برام.
خسته شدم