مامانا
خصوصا اونایی که بچه ی سه سال به بالا دارن این تاپیکو بخونن و بدونن ما صبح قراره با چه تنشی بیدار بشیم 🥴😩

پسر من مدتیه همش میگه حیوون خونگی بگیریم ، گربه و سگ و عروس هلندی 🐈🐕
من که به گربه فوبیای شدید دارم. در حدی که عکسشم تن و بدنمو میلرزونه و البته جا و موقعیتشم ندارم خلاصه هرروز میکفت تا اینکه امروز بیرون بودیم ماهی قرمز دید ، اصرار که بخریم. منم کفتم گناه داره همه اونارو کفتیم نه بذار اینو بخریم ،. هر چند اصلا نمیخواستم چون دلم براشون میسوزه از اونورم بمیرن پسرم غصه میخوره ، خلاصه دوتا انتخاب کرد و خریدیم و چون میخواستیم بریم خونه مادرشوهرم اومدیم تند تند ریختیم تو تنگ و گذاشتیم اتاقش و رفتیم. ( پسرم خیلی گریه کرد ببریم که نبردیم ) خلاصه کل روز یاد اینا بود که شب برگشتیم و پسرم خواب بود. تا دم خواب یاد اینا بود. اومدم خونه دیدم هر دوتاشون مردن 😩😩😩به شوهرم گفتم خیلی غصه میخوره حتی پنج دقیقم باهاشون بازی نکرد و صبح قشقرق به پا میکنه. میدونید که قشقرق های سه سالگی چجوریه ؟
حالا خلاصه رفته دنبالش از همون مغازه بگیره. خدا کنه باز باشه وگرنه خدا میدونه صبح چی میشه 😩😩😩😩بچمم غصه میخوره. حالا شانس هر دو مردن 😭😭😭😭😭😭


فرزندپروری
پوشک
فرزند
سرما خوردگی

۱۵ پاسخ

من بچه بودم ی جوجه داشتم خیلی دوسش داشتم عاشقش بودم بعد مثل اینکه مرد
بعد مامانم هیچی نگف رفتم سراغ لونش دیدم نیس ب مامانم گفتم
گفت برو بگرد رفتم گشتم نبود گفت حتما گم شده منم فک کردم واقعا گم شده
قشقرم ب پا نکرذم

جاشون‌گرم بوده حتما، وای از قشقرق و وای تر!!! از قشقرق اول صبح !!! دوس دارم خودمو بکشم صبحها

این چالش سه سالگی کی تموم میشه بخدا سرویس شدیم دیگ

حالا ما یه خرگوش دوست باباش بهش داده اونها رو دیوونه کرده حالا نوبت ماست یه مدت میخواستم خونه تکونی کنم میاومد داخل و کلی ضررر زد دوبار شیلنگ لباسشویی سوراخ کرد تمام کوسنها رو خورد خواستیم عوض کنیم پارچه مبل گفت ۳۰میلیون الانم نمیزارم بیاد داخل خرگوش قهرکرده نمباد بازی کنه پسرم همش نق میزنه میشینه تو حیاط که خرگوش بیاد ونمیاد من بدبختم باهاش باید برم بشینم تو آفتاب یاسرما وهمش دعوا ما هیچوقت خرگوش براش نخری

تصویر

عزیزم جایی که ماهی ها رو میزاری حتما سرد باشه چیزیشون نمیشه منم واسشون گرفتم حالا اون روز بالش گذاشته میخواست ماهی رو بگیره رو پاش بخابونه کل روز درگیر ماهی هاست

چرا پرندع نمیگیری عروس مرغ عشق فنچ
چندتاماهی ریز اکوریومی بگیر ک بمونه

الان ماهی قرمز من یک ساله زندست
سال پیش نوروز گرفته بودیم
آب شیر رو باید بزاری ۲۴ ساعت تو ظرف ثابت بمونه تا کلرش بره ،بعد بریزی تو تنگ ، هیچ آب دیگ ای نه جوش نه تصفیه نه معدنی نباید بریزی فقط آب شیر ۲۴ ساعت مونده
غذا هم باید غذای مخصوصشو بدی فقط من تا الان کلی غذا خریدم براش 😂 الان بزرگ شده

اوه اوه
انشاالله که پیدا کنه و بخره وگرنه خدا به دادت برسه

آب رو باید یکم بذارید کلرش بره بعد ماهیو بندازید داخلش
دلانا هم خیلی گیر داده به گربه چون عمه اش دو تا دارن خونشون ولی گفتم جیش میکنه تو خونمون و رو تختت و ... دیگه بیخیال شده ولی دختر عمه اش یه طوطی داره خونه اشون نزدیک ماست میخواستن برن دو روزه مسافرت خونه ما گذاشتش حالا همش به باباش میگه بریم میخوام با سزار بازی کنم یه بار میگه سگ یه بار جوجه و خلاصه حیوونی نیست که نگه بخریم بیاریم خونمون 🤦‍♀️

یا حضرت ابلفضلللل 😂با اون صداهای بلندشون سر ادمو میترکونن خدا ب دادت برسه

یا خدااا مو به تنم سیخ شد وقتی خودمو گذاشتم جای شما واقعا این بچه ها هیولایی هستن‌واسه ما پدر مادرا😅
شده برین ماهی از دریا صید کنین ولی حتما تنگشو پر کنین

عزیزم این اتفاق برا منم افتاد، احتمالا تنگت آلوده بوده ماهیا مردن چون خیلی حیوون حساسی هستن.ولی اگه نتونستید پیداش کنید صبح بگو رفتن به خونشون سر بزنن بیان بعد ظاهری برید بخرید اتفاقا بچه ها خیلی راحت قانع میشن.

اب جوش سرد شده بریز و بزار تو یخچال تا چند ماه زنده میمونند

واییی ببخشید ولی خندم گرفت😂 چه بختی داشتین هم شما هم ماهی‌ها
خدا رو شکر رفتین بخرین دوباره وگرنه روزگارتون سیاه بود😂

آخی عزیزم خوب کاری کردین رفتین بخرین

سوال های مرتبط

مامان آیلین😘 مامان آیلین😘 ۴ سالگی
سلام کیا عروس هلندی دارن؟ چیا بهشون میدین بخورن ؟ تقریبا دوماه پیش شوهرم بیرون شهر رفته بود دیده بود روی زمین نشسته گرفته بود .میخاستم یکی دوروز نگهش داریم بعدش ولش کنیم بره یا بدیم به کسی ولی دیدیم خیلی قشنگ حرف میزنه 🤩ازخواب که بیدار میشیم سلام میکنه یا از در که میاییم تو سلام میکنه.میگه دختر من ،عسل من ،دخترم بدو بیا ،پسرم بدو بیا .الانم بهش یاددادیم میگه عشقم.کلی قشنگ سوت میزنه ومیخونه .خلاصه که عاشقش شدیم 🤩😁سوارم میگه اصلا دوست ندارم مرنده توی قفس زندونی باشه توی خونه نگه دارم ولی خب بچه ها هیچ ج ره راضی نمیشن ولش کنیم.البته اینم بگم تقریبا دوسال پیش هم یک عروس هلندی دیگه روی نرده های ایوانمون نشسته بود شوهرم که میخاست بره سرکار گرفت آوردش خونه اونم حدود یکی دو ماه نگه داشتیم بعدش پسرمون راضی کردیم دادیم به دوست شوهرم ولیخب همش چشمش دنبالش بود وهمیشه به شوهرم میگفت برو بیار .تا اینکه اینو گرفتیم .اون موقع دخترم کوچولو بود الان که دخترم بزرگ شده شدن دوتا ودیگه زورمون بهشون نمیرسه 😂😂
مامان کارن مامان کارن ۳ سالگی
۲ روز بود رفتیم روستا خونه برادر همسرم همه خواهر برادر همسرم جمع بودن پسرم همون اول که رسیدیم گیر داد به روروئک یه بچه اونا هم مقصر بودن که قبل اومدن ما جمع نکرده بودن پسرم خودش را کشت ولی بهش ندادن منم بردمش بیرون براش ماشین خریدم ،داماد شوهرم اینا اینقدر به پسرم اخم میکنه وقتی نزدیک بچه اش میشه دلم میریزه ،فرداش اونها رفتن برای بچه شون ماشین خریدن گفتم بزارید تو ماشین که پسرم نگیره ازشون بیاید با ماشین بچه من بازی کنید بشکنه هم عیب نداره،یکیشون کرمش گرفت پسرمو برده بود تو ماشین بهش نشان داده بود پسرمم خودش را میزد من این ماشین را میخوام داماد شوهرم اینا هم میگفت به من ربطی نداره بچه شون گریه میکنه بچه شون ال و بل ،منم بهش گفتم تو ۵۰ سالته به جای لج انداختن بچه ها مدیریت کن که سر من داد زد ،منم ناراحت شدم به شوهرم گفتم چرا منو میاری که هر دفعه یکی از دامادها به من بی احترامی کنه شوهر منم ماسته،عمیقا دلم طلاق میخواد از دست پسرم هم خسته شدم خیلی اذیت میکنه