۳۲ پاسخ

مادرش به عزاش مینشوندم من به بابای بچمم اجازه نمیدم دست روش ببند کنه چه برسه پدرشوهر

زنگ بزن تاکسی همین الان یا برو خونه خودت با پدر مادرت
و حتما دعوا راه بنداز و غر بزن
بگو من اینجا مهمون بودم حرمت نگه نمیدارین
بگو من و باباش تا حالا دست رو بچه بلند نکردیم ک تو زدی

من یه بار مادر شوهرم زد پشت سر پسرم که ۵ سالش بود،تازه ما طبقه دوم بودیم،پسرم تو حیاط بود،من از پشت پنجره داشتم میدیدم،سریع چادر سرم کردم رفتم پایین گفتم به چه حقی بچه منو میزنی؟گفت ب خدا من نزدم،گفتم قسم دروغ نخور،خودم با چشمای خودم از پنجره دیدم،یهو پدرشوهرم اومد گفت مادربزرگشه دوس داشته بزنه،گفتم هر کسی هست حق نداره پسر منو بزنه،مگه اینجا باغ وحشه که کتک میزنین؟بعدم دست پسرمو گرفتم و اومدم خونم،دیگه هم نذاشتم بره پایین،بعدم به شوهرم گفتم که اونم رفته بود سر و صدا کرده بود که چرا زدین!خلاصه همون شد که دیگه بچه های منو عزت احترام میذارن و جرئت ندارن بگن تو،چون می‌دونن من سر بچه هام حساسم و غربت بازی درمیارم،اینو گفتم که بگم اگه چیزی نگی تکرار میکنن،اما اگه سلیطه بازی دربیاری میشه بار آخر که دست رو بچت بلند میکنن

والا من میزنم میخادجرم بده اصلا

همونجا جوابش میدم برامم مهم نیست بعدش چی میشه چی پیش میاد ولی دلم آروم میشه ساکت نشستم

ببخشید ولی جرش میدادم.بعدم از اونجا میرفتم.بهشم میگفتم دیگه حق نداری سمت بچه من بیای

وحشی میشم من سر بچهام خیلی حساسم.من بابای خودمم بخواد بزنه بد تا میکنم

جز خودم هیچ احدی اجازه صدا بلند کردن رو بچمو نداره حتی شوهرم

گووووه خورده میرینم دهنش

وای شوهرت چیزی نمیگیه بهش؟؟من بودم دعوا باید راه مینداختم

چرا چیزی نگفتی خوی میگفتی ناراحتید میریم آخه چرا طفل معصوم می‌زنید

وای خدایا 💔
بیچاره بچه طفلک

حتما زنگ بزن به شوهرت اومدبگو بهش

چوب میکردم تو اولو اخرش

شوهرم هنوز اجازه نداره دخترمو دعوا کنه چه برسه سگ و سگ صاحاب بخوان چیزی بگن

ببخشیدا ولی چقدر گاو

دخترم تب داشت خونه ما تا شهر فاصله داره شوهرم گفت یه وقت من میرم سرکار این بچه تب کنه تا تو بخای بجنبی یه وقت یه اتفاقی میفته ما رو برد خونه مادرش من شب قبلش بخاطر تب بچم نخابیده بودم دخترم تو اتاق با اونا بود یه نیم ساعتی من دراز کشیدم دیدم دخترم اومد بهم گفت عمه زده تو گوشم اینم بگم دخترم هنوز کاما حرف نمیزد هی با اشاره میگفت عمه و میزد تو صورتدخودش حالا بچم مریض و تب دار عمه خانم گفت اره زده تو صورتم منم زدمش دیگه نرفتم اونجا الان نزدیک چهار ماهه فک کنم دوبار اونم یه سری رفتم و اومدم ب مادرشوهرمم گفتم من هنوز دست رو دخترم بلند نکردم نباید ب بچه من میزد

زنگ بزن شوهرت برگرد خونه ی خودت
یا برو خونه ی مادرت

یجور رفتار کردم کسی جرات نکرده دست روش بلند کنه

احتمال زیاد قاتل اون مرد میشم بیخود کرده با چه اجازه ای ؟؟؟من جز خودم کسی به بچم کاری داشته باشه البته به جز شوخی اینا جرش میدم

هر کی دست رو بچم بلند کنه دیگه عواقب کار با خودشه شاید زنده نباشه

برو جلوی جمع بهش بگو من از این رفتارتون ناراحتم
با احترام دفعه بعدی در کار نباشه لطفا

هرکاریم کرده باشه نباید رو بچه دست بلند بهش بگو خب

پدرشوهرم چند بار رفتم خونش دخترم به هر چی دست میزد نوچ نوچ میکرد بر عکس مادرشوهرم پدرشوهرمو دعوا میکرد میگفت بچه س نمیفهمه آخرین بار دخترم رفت به کمدش دست زدش دخترمو محکم هل داد اونور منم دیگه نرفتم
بنده خدا مادرشوهرم هر روز زنگ میزنه میگه چرا نمیایید ولی من یه روز میخوام به روی پدرشوهرم بیارم بلکه خجالت بکشه از کارش

یبار مادرشوهرم ی دونه لچه ام زد گفتم دست درد نکنه من با خون جیگر دارم بزرگش میکنم مگه بچه بی ننه عاقا ک میزنی ادیت کرده ک کرده بعدش هم قهر کردم رفتم

عزیزم من واقعا ساکت نمیموندم،برخورد نکنی به خودشون اجازه هر رفتاری میدن،هیچکس حق نداره بچه من بزنه پارش می‌کنم

عجب آدمیه توروخدا یه واکنشی نشون بده ک بفهمه ناراحت میشی من بودم جرش میدادم

بچه چیه پدرشوهرم دست رو خودم بلند کرد.وشوهر بی غیرتم چیزی نگفت بهش.به همه غیرت داره ها جز من.قهرکردم رفتم خونه مادرم دو هفته ولی دیگه چاره چیه برگشتم ..ولی کسی دس رو بچم بلند کنه جرش میدم

جرش میدم به صد روش سامورایی

چه دلیلی داشت زد یعنی خیلی محکم زد

من بودم خون میزاشتم جمع میکردم میزدم بیرون

عزیزم زنگ بزن شوهرت بیاددنبالت یعنی چی کتک بزنه بچه دوسالع رو مادرشوهرت چیزی نگف

من اصلا اجازه نمیدم همین چین چیزی رو

سوال های مرتبط

مامان رادوین مامان رادوین ۲ سالگی
مامان رادوین مامان رادوین ۲ سالگی
مامان رادوین مامان رادوین ۲ سالگی