۱۴ پاسخ

بچه اولت چند سالش؟؟

وای چقدر قشنگ درکت کردم . منم باشگاه و استخر میرفتم هفته ای سه بار . با دوستام بیرون میرفتم . اصلا نمیفهمیدم روزا چطور میگذرن . الان همه اینا کنسل و فقط خوابم . از سرکار میام لش میکنم ولی مگه زمان میگذرررره؟! مگه هفته ها تکون میخورن؟! ادم میخواد زودتر بغل کنه نینیو . یا حداقل بشه یه کاری کرد ... الان میترسیم جم بخوریم والا.

باشگاهتو ادامه ميدادي ورزشاي سبك تر ميكردي روحيه ات و اين كسل بودنت از بين ميرفت

منم باشگاه و سرکار میرفتم کلا انقد سرگرم بودم که در طول روز وقت نداشتم حتی گوشی دستم بگیرم الان از همه چی معاف شدم استراحت مطلق . توی این بی اینترنتی، هم بی اعصاب هم بی حوصله شدم .فقط دعا میکنم بچم تو این اوضاع و این فشار روحی سالم و بدنیا بیاد

منم باشگاه میرفتم ارایش میکردم ب خودم میرسیدم تو خونه میرقصیدم اشپزی غذاهای متنوع خونه همیشه برق میزد
فیلم میدیدم و...
الان همش کسلی بی حالی
هزار مرتبه خداروشکر
اما خیلی از خودمم دور شدم

آره دقیقا منم خیلی دوست داشتم باشگاه رو شروع کنم.وزنم بیاد پایین.ولی خب نشد
ولی از این بابت هم خیلی خوشحالم
ولی احساس میکنم بی انگیزه شدم کسلم حوصله و اعصابم ضعیفه.خیلی دلم برا دختر کوچولوم میسوزه اونم داره با من اذیت میشه

حس مرده متحرک دارم
همش خوابم
با خودم میگم این منم؟
من ابنجوری نبودم اصلا

دقیقا منم چند سال بوده که باشگاه میرفتم
الان خیلی بیکار شدم

منکه اصلا اعصاب ندارم دوروز پشت سرهم رفتم خرید انقد دعوا کردم فشارم رفت بالا🗿🤣🤣

قبل بارداری 👸🫦💄🛍👙👗

بعد بارداری 🦧🦧😴

با رسم شکل گفتم دقیقا اینطور شد اونقدر بی انرژی بی حالم😂😑

آخ من تازه میخواستم باشگاه برم 🤣🤣🤣 که فهمیدم باردارم
من خوابم خیلی نیست ولی خیلی اشتهام زیاد شده همین اذیتم میکنه 😶 بی حوصله هم هستم

خواهر شما باز حامله ای یه دلیل داری منک نیستم چی بگم همش خوابم😂

گلدوزی رو تازه داشتم تمرین میکردم یادبگیرم
قلاب بافی ام که کلی بافتنی داشتم واسه بافتن
الان حال ندارم سمت اونا هم برم

دقیقا منم💔

سوال های مرتبط

مامان رادمهروتودلی مامان رادمهروتودلی هفته سی‌وهفتم بارداری
مامان پسته پسر🥰 مامان پسته پسر🥰 هفته سی‌وششم بارداری
شاید برای بعضیا تکراری باشه ولی اینجا جاییه که ادم راحت از احساساتش میگه وقتی با هیچکس نمیتونی از حست بگی ... با اینکه خداروشکر باردارم دوروزه همش به این فکرمیکنم اگه بارداری اولم موفقیت آمیز بود الان آخرای بارداریم بود کمتر یه ماه دیگه بغل میگرفتمش و این روز مادر واقعا برام احساس می‌شد تو ماه اخر بارداری. واقعا چی شد؟!! چرا اینجوری شد! چرا نموند . یه حسایی کلا مدلش عوض میشه .یادمه بارداری اولم فکرمیکردم قیافم دیگه داد میزنه که باردارم و باید به همه بگم .ولی این بار خودمم باورم نمیشه باردارم . دیشب نصفه شب از خواب بیدار شدم و ترسیدم که قلب بچه فکر کنم تشکیل نشده .... دفعه قبلیم خیلی سوسول بودم پله های شرکت رو آروم میرفتم بالا و پایین .هیچی بیشتر یک کیلو بلند نمیکردم . هرروز چیزای مقوی بخورم ... خلاصه خیلیی مراقب بودم ولی الان گاهی کلا یادم میره باردارم .گاهی فقط نگرانم. گاهی هم یادم میاد ولی هیچ ذوقی مثل قبل نیست . انگار مطمعن نیستی به راهی که داری. خیلی هم شکننده تر و اعصاب ضعیف تر شدم . دفعه قبلی کارای خونه رو هم نمیکردم ولی الان همه کارا مثل قبل انجام میدم .چون دیگه برام انگار باور کردنی نیست ذوق کردنی نیست... روز مادر ...