۱۱ پاسخ

مهم ترین چیز داشتن خانواده پشتیبانه یعنی خانواده پشتت نباشه طرف فکر میکنه یه بیکسو کار گیراورده اذیت میکنه

خونه رو ترک نکن.‌اگ دنبالت نیاد چی

درکت میکنم عزیزم واقعا شرایط سخت شده از ی طرفم بداز زایمان مادر خیلی نیاز ب توجه دیدن شدن از طرف همسر داره. ی جاهایی آدم کم میاره خسته میشه حق داری گلم خودت اذیت نکن. برو جلو آیین با خودت حرف بزن خودت بغل کن. بزار حس درونت حالی بشه.

عزیزم اگه مشکلتون واقعا بزرگ و جدی نیس زندگیتوازهم نپاچون

به نظرم اگه بحث بوده که نیازی نیست بری بی محلی کنی خوب میشه اگه کتک زد باز نباید بری باید زنگ بزنی پلیس بیاد تشکیل پرونده کنه بعد بری

آره بگو همدردیم

چرا دعواتون شد

بحثتون سر چي بود؟

😔😔😔منو شوهرم بحثمون شد خانوادش دخالت میکنن منم دیگه نتونستم تحمل کنم اومدم خونه بابام ولی نه خونه خودم ارامش داشتم ن خونه بابام

بحثتون چیه؟

بحثتون سر چیه

سوال های مرتبط

مامان آنیل✨️🎀 مامان آنیل✨️🎀 ۶ ماهگی
و رسیدیم به آخرین شب اسباب کشی…
اخرین شبی که تو اولین خونه مون زندگی‌ کردیم🫠
خونه ای که توش‌ کلی خاطره های قشنگ داشتیم
روزای خوب و بدی رو گذروندیم،
چه شبایی که تا صبح غرق خوشی بودیم،
و چه شبهایی که تا صبح با گریه سر شد …
خونه ی قشنگم تو‌هم شاهد لحظه های قشنگ زندگیم بودی،
هم لحظه های سخت و دردناک،
هم صدای قهقه هامونو شنیدی ‌و‌ هم صدای دعوا ها و گریه هامون.
تو‌این دو سال و‌ نیم سرپناه مون بودی
تو سرما و تو گرما، تو برف و بارون ...
بااینکه خونه ی خودمون نبو‌د و مستاجر بودیم و شاید از نظر بقیه خوب‌نبودی‌‌ ولی آنقدر حسم بهت عمیق بود که فکر‌میکردم‌خونه ی خودمه واقعا و اصلا دوست نداشتم از این خونه برم🫠

هیچوقت یادم نمیره اون روزایی که با ذوق جهازمو دونه دونه میچیدم،
یا اولین شب زندگی مون که بعد تالار با لباس عروس‌ اومدم و زندگی مونو شروع کردیم🥲...
یا تجربه ی حس شیرین مادر شدن بعد از مثبت شدن بیبی چکم🫠
یا اون روز قشنگی‌ که فهمیدم تو‌دلیم دختره ... 🥺🩷
روزی که از بیمارستان اومدم خونه؛
و تک تک روزهایی که دخترم توی این خونه رشد کرد و نفس کشید🥺...

حالا اما وقت جدایی رسیده ،
ثبت خاطرات شیرین زندگی‌ مون توی این خونه به پایان اومد🥲
ولی من هرگز تو رو یادم نمیره خونه ی قشنگم🥲
خیلی خیلی حس خوبی داشتم بهت
همیشه خاطرات شیرینی که توی این خونه داشتم تو ذهنم نگه میدارم،
به امید روزی که خودم بتونم خونه ی رویاهامو با همسرم بسازم و توش خاطرات قشنگ بسازیم؛
و ان شالله تو این خونه ی جدید خاطرات قشنگ جدید کنار همسرم و دختر نازم داشته باشم😍🩷

خدایا بابت تک تک‌ نعمت هایی که بهمون دادی ازت ممنونم💙

خدایا شکرررررررت😍😍😍😍
مامان کوآلا کوچولو🐨 مامان کوآلا کوچولو🐨 ۶ ماهگی
مامانا شما چه جوری بچه داری و خونه داری و کارهای خودتون رو باهم هندل میکنید؟
بچه هاتون آرومن؟ چه جوری رفرش میشید؟
من انصافا شوهرم خیلی کمک میکنه هم توی بچه داری هم کارهای خونه ولی با این جود هم من هیچ تایمی برای خودم ندارم
چون حتی وقتایی که بچم پیش باباشه باز دیگر کارهای خونه و آشپزی و کارهای مربوط به بچم
هفته ای دوبار هم میرم خونمون که یخورده استراحت کنم ولی بچم بغل هیچکس جز من و باباش آروم نمیشه
یعنی دقیقا همون مسئولیت ها رو باید اونجا هم به عهده بگیرم
چند هفته هم هست که خواب شبش کلا بهم ریخته و هر دوساعت یکبار بیدار میشه و اصلا خواب باکیفیتی هم ندارم
به جز هفته ای یک شب که باباش نگهش میدارم
جونم به جونش وصله ، امید زندگیمه ولی واقعا نیاز دارم در طول روز ی تایم هرچند کوتاهی فقط و فقط مال خودم باشم فارغ از تمام مسئولیت ها
شما چطور این تایم رو برای خودتون فراهم میکنید ؟ فقط نگید که از کارهای خونه بزن چون اصلا نمیتونم توی محیط شلوغ باشم ذهنم بهم میریزه
برای خواب شبش چیکار کنم که مثل قبل بشه؟
اصلا از چند سنی مستقل تر میشن ؟ گریه هاشون کمتر میشه؟

کولیک رفلاکس
مامان جوجه ها🐣🐣 مامان جوجه ها🐣🐣 ۷ ماهگی