منم مثل شما به نظر من هیچی مثل قبل نمیشه ینی اون آزادی قبل و وقتی که همش برای خودت داشتی رو نداری شوهر منم خیلی تو کار خونه هم بچه داری نگه میداره اما بازم وقت کم میارم و به خودم نمیرسم
منم همسرم خیلی کمک میکنه ولی واقعا تایمی که اون بچه رومیگیره من مث اسب در حال بدو بدو کردن توخونه و تمیزکاری هستم. استراحت تعطیله واقعا. وقتی هم مامانم میاد میگیرتش همینه. شبا اون میاد چند ساعتی میگیرتش من هی گرفتار شام و اشپزی و ناهار فردا و اینا هستم. امروز گفتم مامانم از صبح بیاد اینجا که من استراحت کنم. ولی تا لحظه ای که میخواست بره اشپزخونه گیر بودم ناهار هم درست کردم دادمبرد واسه خودش و داداشم. نمیدونم مرض داشتم به جای اینکه استراحت کنم افتادم به جونیخچالو فریزر و کمد وکابینت 🙄🙄
باز خدا خیرش بده شوهرت
برا من ک هیچی
من تمام وقت رو میذارم برا بچه
ظرفا تلمبار میشه رو هم اخر شب ک خوابید میشورم
خیلی جهاد کنم ناهار شام بپزم
ولی هر روز تقریبا میبرمش پارک
چون اگه خودمم نرم ی هوایی نخورم دیونه میشم
یه آغوشی میبندم آرومه دیگه کارامو انجام میدم
خوب خداروشکر کن شوهرت کمک می کنه بخدا من تمام کارهام خودم به تنهایی انجام میدم هیچ جوره کمکی نداره خیلی هم وسواس دارم چاره ای نیست باید سر کنیم کلا دو سال اول سخت.
سلام جانم منم دقیقا مثل شما هستم تازه تو شهر غریب دوراز خانواده🤕 شوهرم وقتایی که خونس خیلی کمکم میکنه ولی منم تو تایمی که بچه پیش باباشه سریع به کارهای خونه و آشپزی برسم بعضی روزا از شدت خستگی و کم اوردن میشینم گریه میکنم واقعا دلم یه شب خواب راحت و آروم میخواد خوابشم هم تو روز هم تو شب کمه فقطم با شیر میخوابه پستونک و شیشه رو دیگه قبول نمیکنه منم اصلا تایم خالی برای خودم ندارم شده بعضی روزا حتی نمیتونم موهامو شونه بکشم
اینجوریم بازیش میدم بچمو
یک هفته میشه فرشامو شستم خونه رو تمیز کردم بااین همه کار بازم خسته نمیشم
من شوهرم ک کلان نیست کارش دوره دوتادیگه بچه ام دارم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.