۱۵ پاسخ

وقتی میگی زمانی که بقیه حواسشون نبوده حتما خواسته غیرمستقیم چک کنه دستشویی کرده بچه یا نه
بنظرم اتفاقا کار بدی هم نکرده که بدون جلب توجه بچه رو چک کرده . ولی اینکه میگه رنگ صورتش عوض شد عجیبه
به حرف جاری هم خیلی اهمیت نده ، اسمش روشه جاری یوقتایی میخواد برای اذیت کردن تو بندازدنت توی جنگ با خانواده شوهر
بنظرم هیچی نگو ، ببین دفعات دیگه چیکار میکنن یا چه رفتاری دارن غیرمستقیم چک کن
بعد اگه واقعا موضوع خاص یا بدی بود بهش بگو

شاید می‌خواسته چک کنه پی پی کرده یا نه

جاریت میخواد تورو با خانواده شوهرت بد کنه،تون فقط می‌خواسته ببینه پی پی کرده یا نه،اگ منظور داشت جلوشو نگا میکرد نه عقب😂

من وقتی نیستم یاکاردارم دخترموعوض میکنن می‌شورن کمک حالمن واقعا سخت نگیر خودتم ناراحت نکن عزیزم

خب مثلاً ببینه مگ چی میشه

گلم کار بدی نکرده که، از من میشنوی حرف جاریا رو جدی نگیر🤭 من 3تاشو دارم

بخاطر حريم خصوصي؟

عزیزم میخواسته ببینه که پی پی کرده یا نه شاید باد معده داده بو داشته اونم میخواسته ببین کاری کرده یا نه خیلی سخت نگیر ولی حواستم به بچه باشه

شاید میخواسته ببینه دستشویی کرده یانه

چن. ساله بوده شاید. فقط. قصد داشته پوشک. درست. کنه چندبار. زیر. نظر. بگیر. غیر. مستقیم متوجه میشی ک. رو. منظور. بوده یا نه

واقعا دلیل اینکارش چیبوده

اهان خب چه دلیلی داره که این کارو بکنه ؟؟

خب چرا پشتشو نگا میکنه ؟؟؟!!!

برای چی باید این کارو کنه؟ چندسالشه خواهرشوهرت؟

چرا اینکارو کرده خب؟ قبلا هم اینکارو کرده؟

سوال های مرتبط

مامان آرسام مامان آرسام ۱ سالگی
مامان دخملم مامان دخملم ۱۵ ماهگی
سلام خوبید خانما
دخترا میشه همتون نظر بدید و راهنمایی کنید
من دوران بعد زایمانم دخترم بستری بود بخاطر زردی و افت قند
بعدشم هی میرفتم بیمارستان شیر میدادم ولی نمی‌خورد شیرمم کم بود دیگه اصلا نخورد کم کم شیرم قطع شد
وقتی میخواستم شیر بدم واقعا اذیت میشدم خیلی اذیت شدم جوری ک نمیتونستم تکون بخورم انقد گریه میکردم
هیچ کدوم از افراد خانواده شوهرم تا وقتی ک خونه مامانم بودم تا چهلمش نیومدم دیدن بچم به جز خواهر شوهرم بعد ده روزگی
چندین باره پدر شوهرم مثلاً میخواد جمع رو بخندونه میگه تو که شیر ندادی بهش وقتی بزرگ چی میگه بقیه میگن ک شیرمو حلالت نمیکنم تو چی میگی اونم پیش داماد و برادر شوهرم آخه آدم خجالت می‌کشه اینجوری میگه
بعدهر هر میخندن بهم واقعا ناراحت میشم به شوهرم گفتم عصبی شد گفت شوخی می‌کنه هر حرفیو به دل بگیری و همش ناراحت بشی هیچ راضی نمیشه بیاد نزدیکت تنها میشی منم گفتم اوکی تنها میمونم به درک ببین چیکار کردم که هر حرفیو فقط به من میزنن و مسخرم میکنن
گفت از این به بعد ن تو رو ن دخترمو میبرم هر وقت دلم خواست یا دلتنگشون شدم خودم میرم اونام دلشون برا نوه شون تنگ شد میان میبین
امروز دعوت کردن و نمیبره خودش بدونه
من به کی بگم ک ناراحتم خیلی حرفای ناراحت کننده بهم میزنه ولی فک میکنن شوخیه

اینم بگم که اصلا براش هیچی کادو نداده
به جز قبل زایمانم کریر و دویست تومن دو بار دوبار داده دست دخترم